ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    کرمانشاه
    نوشته ها
    95
    106
    موسس سایت

    پیش فرض نقد و داستان بازی



    مقدمه
    سایلنت هیل یک بازی ویدئویی با سبک Survival Horror می باشد و اولین بازی برای شروع سری سایلنت هیل محسوب می شود.این بازی انحصارا" برای کنسول شرکت سونی: Play Station منتشر شد ; تاریخ عرضه ی بازی در آمریکا 31 January سال 1999,در ژاپن 4 مارچ 1999 و در اروپا 1 آگوست 1999 می باشد.این بازی با یک کارکتر نقش اول بنام Harry Mason شروع می شود که همراه دخترش Cheryl برای تعطیلات به شهر سایلنت هیل سفر می کنند.در این سفر به شهر سایلنت هیل,Harry ماشین اش تصادف می کند,او برای پیدا کردن دخترش که گم شده است دست بکار می شود,از طرفی شهر هم متروک شده و مه آن را فرا گرفته است.در هر حال بازی اهداف و سیاحت Harry را دنبال می کند و او قصد و تلاش پیدا کردن و آزاد کردن دخترش را دارد و در این بین او چندین رازی که در شهر وجود دارد را کشف می کند.

    اولین بازی از این سری,پذیرش های انتقادی و مهمی را دریافت کرد و این عنوان برای چندین دنباله زندگی خودش را ادامه داد.فروش قوی این بازی باعث شد که به پرفروش ترین های صنعت بازی تبدیل شود.فیلم این بازی که خط داستانی اش بسیار وابسته به این بازی بود و همینطور از عوامل دیگر بازی ها هم به خوبی در خود آمیخته بود در 21 April سال 2006 بر روی پرده های سینما رفت .

    گیم پلی
    هدف اصلی بازی این است که بازیکن بدون خطر,کارکتر اصلی این بازی یعنی Harry Mason را در داخل شهر ویران شده سایلنت هیل راهنمایی کند و جلو ببرد;بدین منظور که دخترش Cheryl را جستجو بکند.تهدید بزرگی که برای بقاء Harry وجود دارد موجودات دشمن می باشند که در خیابان ها و داخل ساختمان ها و اماکن سرگردان می باشند,همچنین دید کم(نا واضح) بدین معناست که Harry را مه یا تاریکی فرا گرفته است.در همان اوایل بازی,بازیکن یک پاکت Flashlight(چراغ قوه) را پیدا خواهد کرد,ولی این چراغ قوه فقط چند قدم آن طرف تر را برای شما روشن می کرد.به همین خاطر,صدا نقش بزرگی را در بازی Silent Hill دارا بود;بدین منظور صدا هایی که از طرف دشمنان ایجاد می شد خطری بزرگتر از دیده شدن آنها محسوب می شد.به خوبی چراغ قوه,بازیکن حتی به یک رادیو دست می یافت که به Harry هشدار و خطر وجود موجودات دشمن را می داد و این بخاطر انتشار نیروی ثابت از طرف رادیو بود و وقتی که آنها در حوالی محل استقرار شما بودند این وسیله بیشترین کمک را به شما می کرد که در نتیجه قبل از آنکه آنها به شما حمله کنند توانایی این را داشتید که از خطر دوری و پیشگیری کنید.یکی دیگر از پاگیر ها و موانع برای Harry,ظرافت خودش بود;او یک مرد معمولی همراه با توانایی و ورزیدگی حداقل در بدست گرفتن و حمل کردن اسلحه بود و نمی توانست ضربات زیادی از طرف دشمن متحمل شود و همچنین وقتی مسافت زیادی را می دوید در نتیجه نفس نفس می زد.
    بازی Silent Hill به نوعی از پرسپکتیو(دید)سوم شخص دنبال می شد.در مناطق از پیش تعیین شده(برنامه ریزی شده),دوربین برای دادن افکت نمایش(دراماتیک) و مرتبط,زاویه دید متفاوتی به خود می گرفت,که این با عنوان های ترسناک قبلی که در تمام بازی یک نوع زاویه دید داشتند مغایرت می کرد.بخاطر اینکه بازی شامل سیستم مفید HUD یا Heads Up Display نبود,بازیکن می بایست به منو ی بازی مراجعه می کرد تا بتواند مقدار جانی که از Harry کاسته شده بود را ملاحظه بکند.
    برای راهنمایی شدن در اماکن,Harry مجبور بود تا نقشه را جستجو و پیدا کند,که بیشتر آنها شبیه به نقشه های توریستی(جهان گردی)بود;برای خواندن این نقشه Harry می توانست از طریق منو ی بازی به آنها مراجعه بکند و همچنین نیازمند نور کافی بود,Harry سر راست مکان هایی را در نقشه می نوشت تا بتواند به بازیکن کمک کرده باشد.راهنمایی شدن در شهر سایلنت هیل طبیعتا" نیازمند پیدا کردن کلید های مربوطه و دیگر چیز ها بود و از طرفی دیگر بازیکن با Boss های هز منطقه روبرو می شد.Harry در مقابل این Boss ها و موجودات دیگر که به شهر هجوم آورده بودند,توسط تعدادی از اسلحه ها,هر دو نوع اسلحه ی ضربتی و گرمی که پیدا می شد مبارزه و دفاع می کرد.در طول بازی مهمات محدودی پیدا و گرفته می شد,ولی بی تجربگی Harry باعث می شد هدف گیری و یا به نوعی هدف گیری بازیکن در سطح غیر قابل قبول و ضعیفی قرار بگیرد .

    داستان
    بازی همراه با صحنه ی سینماتیک شروع می شود و Harry و دخترش Cheryl را نشان می دهد که برای تعطیلات به شهر سالنت هیل سفر می کنند,که می بینیم Harry تصادف می کند.بعد از تصادف او به هوش می آید و برای جستجو دخترش به خیابان های سایلنت هیل پا می گزارد,جایی که ویران شده و مه آن را فرا گرفته است و برف نابهنگامی می بارد.او یک نگاره را دنبال می کند شبیه به دخترش می باشد,بعد از این خودش را در کوچه ای پیدا می کند که توسط صدای آژیر حمله هوائی به مکانی شبیه به جهنم و همان جهان تبدیل شده است که در زنگار و خون پوشیده شده است.بر او کمین شده بود و در نتیجه با موجودات بی گانه ای روبرو می شود که از آخر یا ته کوچه به طرف او هجوم می آورند,ولی بار دیگر بیدار می شود و خود را در یک کافه پیدا می کند;ظاهرا" جهان به حالت نرمال و عادی خود برگشته بود!در اینجا او با افسر پلیس Cybil Bennet صحبت می کند,کسی موتورسیکلت او را قبل از تصادف مشاهده کرده بودید.یک کتاب مسوده,Harry را هم اکنون در کوچه ی عادی به طرف مکان مدرسه راهنمایی می کند,جایی که او با معما ها,موجودات ناشناس و مدرسه ای که به "جهان دیگر" تبدیل شده بود ستیزه می کند,به علاوه اینکه یک نشانه بر روی زمین حیاط پیدا می کند.به هر حال او دخترش را پیدا نمی کند.او یک دختر را شناسایی می کند که جلو جشمش ناپدید می شود,صدای زنگ کلیسا را می شنود,شروع به پیدا کردن منشاء آن می کند و در آخر در کلیسا با زنی بنام Dahlia Gillespie روبرو و آشنا می شود,کسی که به هری چیزی غیرعادی می دهد,Flauros,و هشدار های مرموز در رابطه با چیزی که قرار است اتفاق بیافتد.هنگامی که در حال ترک کردند آن مکان هستید,او به هری می گوید که به بیمارستان Alchemilla مراجعه کند,جایی که او با دکتر Michael Kaufmann برخورد می کند,دکتری که همانند هری در مورد اتفاقات سر درگم می باشد;کمی بعد با بیمارستان بیمناک کابوسی "جهان دیگر" مواجه می شوید,حتی با Lisa Garland ملاقات می کنید,یک پرستار وحشت زده. با این وجود او به قدر کافی در مورد این شهر و تاریخچه ی آن می داند;او نتوانست جواب های کاملش را در یافت کند و با جهان عادی برگشت,جایی که Dahila دوباره نمایان شده و به او می گوید نشانه هایی که در چندین مکان مشاهده کرده است کامل نشده اند و شاید تاریکی کلّ سراسر شهر را ببلعد و فرا بگیرد.با Cybil ملاقات می کنید,او دختری را در دریاچه دیده است,آن دو یک مجمره مخفی در مغازه عتیقه فروشی پیدا می کنند,ولی هری از دید Cybill ناپدید شده و باعث پریشانی وی شده است.در این خلال,هری خود را بار دیگر در جهان دیگر همراه با Lisa پیدا می کند,او به هری جهات رسیدن به آن دریاچه را نشان می دهد ولی به هری می گوید که او "برای ترک کردن" انگاشته نشده است!در راه رسیدن به دریاچه,بازیکن ممکن است تصمیم به تقدیر Kaufmann بگیرد-و تمام شدن بازی-که با انتخاب کردند این موضوع که او را به منطقه مربوطه راهنمایی کردن;کمی بعد کابوس جهان دیگر کل شهر را فرا می گیرد.با Cybill تشکیل مجدد گروه می دهید و تصمیم می گیرید که پیشرفت نشانه ها را متوقف کنید(طبق پیشنهاد Dahlia);هری به برج فانوس دریایی می رود و Cybil به پارک تفریحی.در یک کات سین مشاهده خواهید کرد که Cybil مورد حمله ی یک حمله کننده ی ناآشنا قرار گرفته است,و هری هم یک بار دیگر توهم دیداری یک دختر را در بالای بالای برج فانوسی می کند و بعد از این خودش به آن پارک تفریحی روی می آورد;در اینجا Cybil ظاهرا" تسخیر و بی خرد شده است و بازیکن تصمیم می گیرد که او را بکشد یا نجات دهد و بار دیگر بازی تظاهر با اتمام را دارد.وقتی که آن دختر بار دیگر نمایان می شود,هری غیر عمدی از Flauros استفاده می کند تا به او نیرنگ بزند,در اینجا Dahlia نمایان می شود و این نکته را آشکار می کند که او این کار را با اراده انجام داده است که هری آن دختر را بدام بیاندازد,زیرا او تنها کسی است که می تواند به آن دختر نزدیک بشود و آن دختر در حقیقت دختر Dahlia یعنی Alessa می باشد.
    وقتی که قدرت Alessa غیر قابل کنترل می شود,هری در یک دنیای از شکل افتاده بیدار می شود که این دنیا را "هیچ کجا"( Nowhere )می نامند.در اینجا او Lisa را پیدا می کند,او این حقیقت را آشکار می کند که در حقیقت او مرده است و شروع تغییر شکل یافتن در مقابل هری وحشت زده می کند,و خیلی سریع از آن مکان می گریزد,دفتر خاطرات او در اطاق باقی می ماند,این خاطرات این را توصیف می کند که Lisa یک پرستار می باشد که انتظار Alessa را می کشد.در ادامه این بحث هری یک فلش بک در "هیچ کجا"(Nowhere)می بیند,و خیلی زود Dahlia و Cybil و Kaufmann ار پیدا می کند و همینطور یک جسم بر روی ویلچر و پیچیده شده توسط نوار زخم بندی!یعنی Alessa.کلمات فلش بک و Dahlia این موضوع را توصیف می کنند که او(یعنی Dahlia)دختر خود را هفت سال پیش قربانی آتش کرده است,در این تلاش که سبب تولد خدای Cult که مقیم داخل بدن او شده بود.بعد از انجام دادن این,روح Alessa دو بخشی می شود و آن خدا نمی توانست بوجود بیاید,یک طلسم توسط Dahlia طراحی شد که نیمه ای دیگر را برای روح Alessa کشیده است.نیمه ای دیگر از روح(یا نفس)خود را به عنوان Cheryl فاش کرده است!,که هری و همسرش او را فرزندی در هنگامی به این منطقه سفر می کردند پذیرفتند.در حال حاضر Alessa,چریل را توسع قدرتش برده است,و خودش آن نشانه های را در شهر گذاشته است تا خدا را عاجر باقی بگذارد.وقتی که نقشه های Alessa متوقف و از پای در آورده می شود,هر دو نیمه از روحش(نفس)به هم دیگر بر می گردند و خلقت آن خدا شروع به تحقق یافتن می کند و همینطور بیدرنگ Dahlia را می کشد.قبل از خبردار شدن از وجود Harry,سریع او را از پای در می آورد.

    Life isn't that sweet. That's why everyone wants sweet things
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •