ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    иранский
    سن
    22
    نوشته ها
    563
    1,744
    مدیر انجمن

    پیش فرض داستان اصلی رزیدنت اویل + مروری گذرا بر نسخه های اصلی رزیدنت اویل

    رزیدنت اویل ، داستان ، اصلی ، نسخه ، بازی ، مرور ، ژنتیک ، آمبرلا ، شرکت ، کریس ردفیلد ، کلیر ردفیلد ، آلبرت وسکر ، جیل ولنتاین ، ایدا وانگ ، Resident Evil , story , version , game , horror game , umbrella , company , chris redfield claire redfield , albert wesker , jill ,valentine , ada wong

    داستان اصلی رزیدنت اویل + مروری گذرا بر نسخه های اصلی رزیدنت اویل


    داستان رزیدنت اویل
    داستان رزیدنت اویل رابطه ی تنگاتنگی با علم ژنتیک دارد. رزیدنت اویل از دید گستردگی داستان و تنوع
    شخصیت ها یک استثناء در دنیای بازی های رایانه ای است. داستان، در ابتدا محدود به یک عمارت هولناک بود اما رفته رفته بسیار گسترده و جذاب گشت. شرکت آمبرلا نقش اساسی را در سری رزیدنت اویل ایفا می کند .
    آمبرلا، شرکتی بزرگ و جهانی است که بسیاری از مردمان جهان به شکل مستقیم و غیرمستقیم در شعبه های مختلف این شرکت و در کشورهای خودشان در استخدام آن بودند. آمبرلا، توسط اوزول ای اسپنسر، جیمز مارکوس و ادوارد آشفورد بنیانگذاری شده بود و محصولات گوناگونی را روانه ی بازارها می کرد؛ محصولاتی مانند:
    دارو، مواد شیمیایی، تجهیزات پزشکی، مواد غذایی، انواع سلاح سرد و گرم و ... . وجود شعبه ها و مقرهای فراوان در جهان، محصولات متنوع و باکیفیت و استخدام نمودن بسیاری از مردمان جهان، سبب شده بود که نقش مهمی را در اقتصاد جهان ایفا کرده و دارای نفوذ فراوان میان مردم و دولت های جهان شود.

    آمبرلا، برای رسیدن به هدف اصلی خود به این نفوذ احتیاج داشت. هدفی به نام تولید سلاح هایی که به اختصار
    .می باشد Bio Organic Weapon کوتاه شده ی عبارت. B.O.W نامیده شدB.O.W

    بنیانگذاران شرکت دانش آموختگان علم ژنتیک بودند. تلاش آنها برای تغییر در ساختارDNA موجودات و تبدیل کردن آنها به سلاح های زنده اساس داستان رزیدنت اویل را شامل می شود. ایجاد جهش در ساختارDNA کار بسیار دشواری است. عوامل جهش زا، مانند پرتوهای هسته ای و انفجارهای شیمیایی در ساختارDNA جهش ایجاد می کنند اما این جهش ها تصادفی بوده و نمی توان پیش از اعمال این جهش ها از مطلوب بودن تاثیر آنها بر DNA سخن گفت. در حقیقت این توانایی وجود ندارد که در دی ان ای موجودات جهش هایی دلخواه که علایمی مطلوب داشته باشند ایجاد نمود. بنیانگذاران شرکت در تلاش بودند تا راهی برای ایجاد جهش های دلخواه که علایمی مطلوب داشته باشد پیدا کنند. بهترین گزینه برای ایجاد جهش های این چنینی استفاده از ویروسها بود .
    آمبرلا، ویروس های گوناگونی را کشف کرد که هرکدام از آنها این توانایی را داشتند که دی ان ای سلول های بدن موجود هدف را دچار جهش هایی کند که مورد دلخواه آمبرلا باشد. موجوداتی بی گناه که پیش از این زندگی عادی داشتند، اینک به ویروس های ساخت آمبرلا مبتلا شده و دچار تغییر و جهش در ساختار ژنوم خود می شدند. تغییرات و جهش هایی که سبب می شد تا همان موجود بی گناه به یک هیولا تغییر یافته و سلاح زنده ی مورد نگر شرکت آمبرلا شود.

    می توان این گونه بیان کرد که ویروس ها وسایر عوامل جهش زا که منجر به خلق یکB.O.W می شد، اساس و سرشت داستان رزیدنت اویل است.

    آمبرلا از نفوذ خود استفاده می کرد تا به شکل سری بر روی پروژه ی ساختB.O.W های خود فعالیت کند. تولید ویروس های جهش زا کاری بود که آمبرلا به شکل مخفیانه انجام می داد. نفوذ و محبوبیت آمبرلا در جهان تا زمانی ادامه پیدا کرد که پروژه های مخفی شرکت از دید افکار عمومی پنهان بود. در این زمان قهرمانان اصلی داستان
    هر یک به شکلی خود را درگیر رسوا نمودن آمبرلا کردند که در نهایت موفق به این کار شدند. اما با بسته شدن پرونده ی شرکت آمبرلا هم داستان بازی متوقف نشد؛ زیرا همیشه شخصیت هایی بودند که خواسته یا ناخواسته راه این شرکت را دنبال کنند. آمبرلا نابود شد اما میراث سیاه آن همچنان ادامه داشت. قهرمانان داستان همیشه در تلاش بودند تا پیروان راه آمبرلا را نابود کنند. ...

    رزیدنت اویل صفر

    داستان این بازی پیرامون فرستاده شدن تیم براووی گروه استارز به کوهستان آرکلی می باشد. مکانی که ویروسT نخستین قربانیان خود را به خود آلوده می کند. این ویروس توسط دکتر جیمز مارکوس ساخته شده و به منظور انتقام از شرکت آمبرلا، ویروس ساخته شده به دست خودش را در این مکان پخش می کند. باپخش شدن ویروس تی در کوهستان آرکلی، ساکنان آن مکان به زامبی تبدیل شدند. ویروس تی نقش بسیار مهمی در شکل گیری داستان اصلی این سری داشت. هر جانداری که به این ویروس مبتلا شود، کشته می شود و در برابر، جریان الکتریکی ضعیفی را در بدن شخص مبتلا ایجاد می کند. این جریان الکتریکی ضعیف سبب به کار
    افتادن مجدد برخی از سیستم های حیاتی بدن می شود اما این شخص دیگر یک موجود مرده و بی خرد است و فقط سعی می کند نیاز خود را به غذا برطرف کند. فقط یک بار گزش توسط زامبی ها کافی است تا ویروس تی از زامبی به بدن فرد سالم منتقل شود، تا یک زامبی جدید متولد شود. ربکا چمبرز و بیلی کوئن شخصیت های اصلی و قابل کنترل در این بازی هستند که سرانجام دکتر مارکوس را نابود می کنند.

    رزیدنت اویل

    رویدادهای این بازی، نقش مهمی در طول داستان داشته و از آن به رویداد عمارت اسپنسر یاد می شود.

    پس از آنکه تیم براوو مفقود گشت، استارز تیم اصلی خود )آلفا( را به کوهستان آرکلی فرستاد. تیم آلفا تیم
    نخست و اصلی گروه استارز محسوب می شد که فرماندهی آن را آلبرت وسکر برعهده داشت. این تیم درکل از شش مامور تشکیل می شد. تیم آلفا نیز همانند تیم براوو در متن طغیان کوهستان آرکلی قرار گرفت و به عمارت اسپنسر پناه برد. این عمارت مکانی است که توسط جرج تریور و به درخواست یکی از بنیانگذاران شرکت آمبرلا ) اوزول ای اسپنسر ( ساخته شده بود که کار ساخت آن از سال 2691 تا 2691 به طول کشیده شده بود .
    عمارتی مخوف که در حقیقت پوششی برای مقر پژوهشی آمبرلا در کوهستان آرکلی بود که پژوهشگران آن به شکل مخفیانه در تلاش برای پیشبرد پروژه ی تایرانت بودند. کریس ردفیلد و جیل ولنتاین قهرمانان اصلی این بازی هستند. با پیشبرد داستان، کریس و جیل متوجه می شوند که آلبرت وسکر ) فرمانده شان ( یکی از
    پژوهشگرانی است که در استخدام شرکت آمبرلا بوده و در پروژه ی تایرانت فعالیت می کند. با آگاه شدن کریس و جیل از خیانت وسکر، دشمنی میان این سه نفر آغاز می شود و این نبرد داستان های اصلی بازی را در
    نسخه های بعدی رقم خواهد زد. وسکر با آزاد کردن تایرانت 002-T سبب شد تا خود به دست این مخلوق کشته شود، هرچند کریس وجیل او را مرده پنداشتند، اما این یک مرگ نمایشی بود و وسکر همچنان زنده بود. کریس و جیل با نابود کردن 002-T از آن عمارت اهریمنی فرار کردند و داستان های جذاب و گوناگونی را در نسخه های بعد ایجاد کردند.

    نسخه ی بازسازی شده ای از این بازی به پیشنهاد شرکت نینتندو و برای کنسول گیم کیوب در سال 1001 توسط شینجی میکامی ساخته شد که از نگر ویژگی های بصری و گیم پلی بسیار باکیفیت ساخته شد. اساس داستان این دو بازی یکسان بوده و بخش ها و ماموریت های جدیدی به داستان اضافه شده است. گسترده تر شدن عمارت و بیان سرنوشت خانواده ی جرج تریور، که توسط اسپنسر به عنوان نمونه های آزمایشگاهی مورد آزمایش قرار گرفتند از جمله داستان های جدیدی است که به داستان اصلی بازی پیوست شده است. به گفته ی میکامی نسخه ی بازسازی شده 10% نسبت به نسخه ی ابتدایی تغییر داشته است. اما به هرحال به دلیل کامل بودن نسخه ی بازسازی شده نسبت به نسخه ی اولیه،در سری رزیدنت اویل، نسخه ی بازسازی شده به عنوان رزیدنت اویل 2 شناخته می شود.

    رزیدنت اویل 1

    دکتر ویلیام برکین از تکامل ویروس مادر در ژنوم سلولهای بدن لیسا تریور، ویروسی جدید به نام " ویروسG " را کشف کرد. حرفG بیانگر کلمهGene است که نمایانگر استخراج این ویروس از ژنوم یک موجود است. برکین و آلبرت وسکر دو پژوهشگر شرکت آمبرلا بودند که برای پیشبرد پروژه های خود در این فکر بودند که از آمبرلا جدا شده و به شکل مستقل به پژوهش های خود ادامه دهند. آمبرلا از این قصد آنها آگاه شد وHUNK را به شهر راکون فرستاد تا نمونه ی ویروس جی را از برکین گرفته و آن را برای شرکت نگه دارد. هانک با برکین درگیر می شود و این درگیری سبب کشته شدن برکین می شود اما یکی از نمونه های ویروس جی را به خود تزریق کرد که این سبب شد تا به یک هیولا تبدیل شود؛ چند نمونه ی ویروس جی نیز توسط هانک ضبط می شود. درگیری آن دو سبب پخش شدن ویروسT در فاضلاب گشت که این رخداد سبب طغیان شهر راکون شد. به زودی مردمان بی گناه شهر راکون طعمه ی ویروس تی شده و به زامبی تبدیل شدند. رفته رفته شهروندان بیشتری از شهر، به
    زامبی تبدیل شدند و این سبب طغیان شهر راکون شد. در چنین شرایطی کلر ردفیلد برای ملاقات با برادر خود و لیان اسکات کندی به منظور آغاز نخستین روز کاری خود به عنوان یک پلیس تازه کار، قصد داشت تا وارد اداره ی پلیس شهر راکون شود. این دو در متن طغیان قرار گرفتند و به شکل تصادفی با یکدیگر روبه رو شدند. آن دو در

    تلاش برآمدند تا از شهر فرار کنند اما در جریان تلاش خود رویدادهای مختلفی را تجربه کردند. کلر، متوجه شد که برادرش از شهر خارج شده است. لیان نیز همکاران جدید خود را در قامت زامبی های خون آشام مشاهده کرد. با پیشبرد داستان آن دو پس از نابود کردن ویلیام برکین، سرانجام به همراه شری برکین از شهر فرار کردند.

    نکته ی دیگر درباره ی این بازی، حضور ایدا وانگ است. ایدا برای به دست آوردن نمونه ی ویروس جی، برای آلبرت وسکر وارد داستان بازی شده بود؛ او سرانجام توانست، این نمونه را از گردنبند شری برکین به دست آورد. ایدا به کمک بالگرد مامور آمبرلا از شهر راکون گریخت.

    رزیدنت اویل 3

    شهر راکون در طغیان ویروس تی است و جیل در تلاش است تا از شهر فرار کند. در جریان این تلاش، او با کارلوس اولیویرا که یکی از اعضای تیمU.B.C.S است ملاقات می کند. آمبرلا، برای مهار طغیان و نجات بازماندگان و پژوهشگران خود در شهر راکون، تیمی ازU.B.C.S را در این شهر مستقر نمود. این تیم در رسیدن به هدف های خود ناکام ماند و بیشتر اعضای آن) 250 تا 100 نفر(، به نوعی نابود شدند. سرانجام، جیل و کارلوس موفق شدند تا به همراه بری بارتون و با کمک بالگرد از شهر بگریزند. پس از فرار این سه نفر، شهر راکون، توسط بمب هسته ای از نقشه ی جغرافیایی ایالات متحده پاک شد.

    رزیدنت اویل کد: ورونیکا

    5ماه و 5 روز از رویداد عمارت اسپنسر گذشته و کلر ردفیلد برای پیدا کردن برادر خود به مقر آمبرلا در پاریس رفته است. کلر در این مقر توسط تیمی ازU.S.F دستگیر شد و به تبعیدگاه آمبرلا یعنی جزیره ی راکفورت منتقل شد. در راکفورت، کلر توسط رودریگو خوان راول از زندان آزاد شد؛ ویروس تی در جزیره ی راکفورت نیز پخش شده بود و این سبب شده بود تا رودریگو نیز توسط زامبی ها مجروح شود. کلر با یکی دیگر از زندانیان بازمانده ی راکفورت، به نام استیو بورنساید ملاقات نموده و با هم در تلاش برای خروج از جزیره برمی آیند. با پیشبرد داستان، آنها با فرزندان الکساندر آشفورد روبه رو می شوند. آلفرد و آلکسیا دوقلوهای الکساندر بودند که توسط پدرشان، در محیط آزمایشگاهی و توسط دی ان ای ورونیکا به وجود آمده بودند. آلکسیا، با ترکیب کردن دی ان ای ورونیکا با ویروس مادر موفق به کشف ویروسی جدید به نامT.VERONICA شده بود. کلر با لیان تماس برقرار
    کرده و از او می خواهد تا برای کمک خود را به راکفورت برساند اما لیان نمی تواند خود را به آنجا برساند و به جای آن، کریس را در جریان درخواست کمک کلر قرار می دهد. با پیشبرد داستان، استیو و کلر از جزیره فرار می کنند و در آنتارکتیکا فرود می آیند؛ مکانی که یکی از شعبه های آمبرلا در آن وجود داشت که مانند راکفورت، توسط
    ویروس مرگبار تی به طغیان کشیده شده بود. در ادامه، آلفرد، پس از 25 سال، خواهر خود را از یک محفظه ی سرد و یخ زده خارج می کند. آلکسیا به ویروس تی.ورونیکا مبتلا شده بود و برای ایجاد تاثیر مطلوب، باید 25 سال در یک محیط بسیار سرد باقی می ماند. پس از خروج آلکسیا از محفظه، استیو و کلر را به اسارت می گیرد. در
    این لحظه کریس خود را به راکفورت رساند و پس از متوجه شدن از خروج خواهرش از جزیره، به سمت آنتارکتیکا حرکت می کند. او کلر را نجات داد اما استیو توسط آلکسیا به تی.ورونیکا مبتلا گشت و سپس تبدیل به هیولا شد. سرانجام نیز کریس آلکسیا را نابود کرده و با خواهرش از آنتارکتیکا خارج می شود.

    نکته ی جالب در باره ی این بازی، حضور آلبرت وسکر است. وسکر برای به دست آوردن ویروس تی.ورونیکا و کشتن آلکسیا خود را وارد رویدادهای بازی کرد. او با کریس نیز ملاقات کرد و نوانایی های خود را به او نشان داد .
    سرانجام نیز از بدن استیو، به ویروس تی.ورونیکا دست یافت.

    رزیدنت اویل 4

    لیان اسکات کندی پس از ورود به تیم حفاظت از رئیس جمهور ایالات متحده و خانواده اش باید نخستین ماموریت خود را در غالب این مسئولیت جدید انجام دهد. اشلی گراهام، دختر رئیس جمهور آمریکاست که توسط گروهی نامشخص ربوده شده است. لیان، شخصی است که باید او را نجات داده و به وطن بازگرداند. اطلاعات جاسوسی نشان می داد که دختری که بسیار شبیه اشلی است در یک روستای اسپانیایی دیده شده است .
    لیان خود را به این روستا رساند و درگیر کابوسی جدید شد. با پیشبرد داستان مشخص می شود که گروهی
    مذهبی به نام لوس ایلامینادوس، اشلی گراهام را ربوده است. این گروه مذهبی، برای گسترش پیروان خود از انگل لاس پلاگاس استفاده می کرد. کنترل کامل فکر و رفتار هر موجودی که به این انگل مبتلاست، در اختیار رهبران گروه لوس ایلامینادوس خواهد بود. اسموند سدلر|سدلر در سدد بود، تا به این وسیله مذهب خود را
    گسترش دهد و توازن قدرت در دنیا را از دولت امریکا گرفته و به خود منتقل کند، به همین دلیل گروه مذهبی او دختر رئیس جمهور را ربودند، تا با وارد کردن انگل به بدن او، قدرت خودشان را به رخ دولت آمریکا بکشانند. لیان در ادامه اشلی را پیدا می کند و به همراه او در تلاش برای خروج از این مکان برمی آید. لیان در جریان تلاشش ،تمام پیروان انگلی این مذهب را به همراه رهبرشان نابود کرده و با اشلی به سمت وطن برمی گردد.

    نکته های دیگر درباره ی این بازی حضور ایدا وانگ و جک کراوزر در بازی است. ایدا همانند داستان رزیدنت اویل 1 ماموریتی از طرف وسکر داشت. او باید نمونه ی انگل لاس پلاگاس را برای وسکر به دست می آورد. او سرانجام موفق به این کار شد؛ پس از نابود شدن سدلر نمونه ی انگل به دست لیان افتاد اما ایدا با تهدید، آن را از لیان گرفته و سپس فرار می کند. جک کراوزر نیز که پیش از این در یک ماموریت در کنار لیان بود، اینک برای سدلر فعالیت می کند. او در نهایت پس از چند مبارزه با لیان کشته می شود؛ این سرانجام او نبود و کراوزر سرانجام توسط ایدا نابود می شود.

    لاس پلاگاس نقش بسیار مهمی را در نسخه های آینده ی بازی ایفا می کند، نقشی برابر با ویروس تی؛ این به این مفهوم است که انگل لاس پلاگاس، بیشترB.O.W های بازی های بعدی را خلق می کند.

    رزیدنت اویل 5

    انگل لاس پلاگاس به دست ملعون همیشگی افتاده است. آلبرت وسکر، کریس ردفیلد، جیل ولنتاین و شوا آلومار مهم ترین شخصیت هایی هستند که رویدادهای پنجمین نسخه از بازی های سری اصلی رزیدنت اویل را می سازند. کریس در جامه ی گروهB.S.A.A خود را به آفرایقا رسانده تا یکی دیگر از میراث های شرکت آمبرلا را نابود کند. او با یکی دیگر از ماموران گروهB.S.A.A ملاقات می کند. کریس و شوا در جستجوی شخصی به نام ریکاردو ایروینگ هستند. ایروینگ، یک قاچاقچی سلاح های بیولوژیکی بود. آن دو ایروینگ را پیدا می کنند اما او به هیولا تبدیل می شود که در این هنگام توسط کریس و شوا نابود می شود. پس از آخرین صحبت های ایروینگ ،کریس و شوا به جستجوی اکزلا گیونه می پردازند. در ادامه آن دو با اکزلا ملاقات می کنند. کریس و شوا از او در
    مورد پژوهش های غیر قانونی شان و جیل می پرسند و اکزلا به آنها توضیحاتی در آن مورد می دهد. آنها موفق به کشف ویروسی شده بودند، که در آن، میزبان این ویروس، به موجودی به نام-U ۸ تکامل می یافت. این B.O.W[23 [جدید دارای هوش بالاتر، قدرت تخریب بیشتر و البته با ویژگی فرمان برداری بود. اکزلا، آن دو را با این مخلوق تنها گذاشته و آن مکان را ترک می کند. شوا و کریس پس از یک نبرد دشوار با این موجود، او را از پای در می آورند و دوباره به جستجوی اکزلا می پردازند. کریس و شوا با دشواری فراوان موفق به پیدا کردن اکزلا می شوند. کریس باز هم در مورد جیل و مکان او، از اکزلا می پرسد، که در این لحظه، همان زن ناشناس که به ایروینگ کمک می کرد، وارد صحنه شده و با کریس و شوا در گیر می شود. در این درگیری نقاب زن ناشناس از
    صورتش جدا می شود، ولی هویت او همچنان نامشخص می ماند. در این هنگام آلبرت وسکر وارد صحنه شده و هویت آن زن را برای شوا و کریس آشکار می کند. آن زن ناشناس، جیل والنتاین است و اینک برای وسکر کار می کند. کریس که به شدت در حال تعجب است، تلاش می کند تا خود را به جیل بشناساند، اما گویی جیل هیچ کدام از حرف های کریس را متوجه نمی شود. پس از یک نبرد جذاب، میان وسکر و جیل با کریس و شوا، وسکر آن سه را ترک می کند. کریس و شوا در نهایت کپسول تزریق ماده یP30 را از جیل جدا می کنند. جیل در حقیقت در کنترل وسکر قرار داشت، و از روی اراده این کارها را انجام نداده بود. ماده یP 30، اثری زودگذر داشت و بنابراین باید مرتب به بدن جیل، با کمک آن کپسول تزریق می شد. میزان تزریق نیز با کمک یک ریموت که در اختیار وسکر بود تعیین می شد. پس از این ماحرا کریس و شوا بازهم با اکزلا ملاقات کردند. آن دو اکزلا را یافتند ،در حالی که او از درد به خود می پیچید. اکزلا به عنوان یک نمونه ی آزمایشگاهی توسط آلبرت وسکر مورد آزمایش قرار گرفته شده بود. او پس از تبدیل شدن به یک هیولای غول پیکر با کریس و شوا مبارزه کرد اما سرانجام کریس و شوا او را نابود کردند. با پیشبرد داستان جیل با کریس تماس گرفته و نقطه ضعف وسکر را برای کریس فاش می کند. یک سرم به نامPG67A/W وجود دارد که اگر به مقدار زیاد به بدن وسکر تزریق شود، او را سمی خواهد کرد. PG کوتاه شده ی عبارتProgenitor بوده که بیانگر ویروس مادر است که وسکر سال هاست که به آن مبتلاست. عناصر جهش زای ویروس مادر از دوران نوزادی و طی پروژه ی کودکان وسکر درDNA بدن او اعمال شده بود .91 نام کد امنیتی اکزلا گیونه است که نشان دهنده ی سازنده یPG67A/W است؛ وA/W نیز کوتاه شده ی آلبرت وسکر است. وسکر پیش از این از ویروسی کند کننده ی ویروس مادر که توسط برکین ساخته شده بود استفاده می کرد اما ویروس برکین روند تکاملی ویروس مادر را به شدت کند کرده بود و این همانی نبود که
    وسکر به دنبال آن باشد. از این رو، وسکر از کند کننده ای جدید که توسط اکزلا ساخته شده بود استفاده می کرد که به اندازه ی ویروس برکین قدرتمند نبود و در حقیقت اجازه ی تکامل نسبی را به ویروس مادر می داد. کریس و شوا پس از پیدا کردن وسکر در نهایتPG67A/W را به مقدار زیاد به او تزریق می کنند. وسکر تعادل جسمی و روانی خود را از دست داده و به کریس می گوید که این پایان کار نیست. وسکر می خواست با یک هواپیمای
    موشک انداز، موشک های دارای ویروسUroburos را آزاد کند. به همین منظور خود را به هواپیما رساند و آماده
    پرواز شد. کریس و شوا نیز به دنبال او رفته و موفق شدند خود را به هواپیما برسانند. با پیشبرد بازی هواپیما به یک منطقه ی آتشفشانی سقوط می کند. وسکر ویروسUroburos را به بدن خود وارد کرده و دارای قدرتی بسیار بیش از پیش می شود. به این ترتیب آلبرت وسکر نیز همانند تمامی کاشفان ویروس ها به ویروس کشف شده به دست خودش مبتلا گشت. کریس و شوا در پایان یک نبرد هیجان انگیز با وسکر در آن محیط آتشفشانی، موفق به شکست وسکر می شوند، وسکر به درون آتش می افتد و کریس و شوا توسط یک بالگرد که جیل و جاش در آن بودند، نجات می یابند. اما این پایان ماجرا نبود و وسکر هنوز زنده بود و در درون آتش، بالگرد را گرفته بود که در این لحظه با پیشنهاد جیل، کریس و شوا با شلیک 1 راکت به وسکر و در حالی که در آتش می سوخت او را کشتند.

    منبع : سایت بازی های ترسناک © HorrorGames.IR
    .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •