ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: آیا از مصاحبه ها راضی بودید؟

رأی دهندگان
6. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • بله

    6 100.00%
  • خیر

    0 0%
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    Cool مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    در خدمت شما هستیم با اولین مصاحبه نجام شده از صداگذاران بازی رزیدنت اویل2 ریمیک
    هر مصاحبه داری چهار الی سه پارت خواهد بود.
    مصاحبه توسط Residence of Evil انجام شده که فعلا فقط با صدا گذار لیان مصاحبه کردند اما قول دادند که با تمام صداگذار ها مصاحبه میکنن.

    Nick Apostolides = leon.s. kennedy


    سلام بر دوستان من نیک آپوستلییدس هستم و نقش صداگذار لیان کندی در بازی رزیدنت اویل2 ریمیک رو بر عهده داشتم.
    گزارشگر1: تو اصلا شبیه لیان نیستی خودت میدونی؟
    صدای خندیدن
    نیک: آهان... شما از بازی خوشتون اومده؟
    گزارشگر2: اوه آره... خیلی عالی بود.
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: قبل از اینکه مصاحبه به طور رسمی شروع کنیم....بیا اینطوری شروع کنیم چی شد که صدات مناسب لیان شد؟ چون میدونی ما قبل از بازی کلی با پاول(صداگذار لیان در رزیدنت اویل4) چت کرده بودیم و واقعا از کارای پاول خوشمون میاد اما وقتی که دمو و تریلر منتشر شد ما گفتیم مرد این یارو واقعا با لیان همخونی داره!(منظور صدات به لیان میاد)
    نیک: ممنون. من واقعا به همه ی محاصبه هاتون گوش میدادم از وقتی که فهمیدم که شما ها کی هستین... من واقعا از گوش دادن به نقد و بررسی های دیگران لذت میبرم. خب مشخصه که مصاحبه شما با پاول رو هم گوش دادم.
    گزارشگر2:گمونم یکم داریم پیچیدش میکنیم... بیا پیچیدیش نکنیم باشه؟ تا حالا فکر کردی که وقتی داشتین بازی رو میساختین ما رو هم مطلع کنین؟ مشخصه که این فکر رو کرده بودی که ما سراغت میایم.
    نیک: خب آره من یه فکرایی کرده بودم... به هر حال ممنونم ازتون چون این اولین محاصبه رسمی منه که در مورد گیم هست و البته این اولین ورود رسمی من به دنیای طرفداران بازی های ویدئویی هستش. و این یه نقطه عطف در راه پیش روی منه. منتشر شدن هر بازی که من روش کار کنم یه نقطه عطف واسه منه و حالا این مصاحبه برام خیلی خاصه. میدونی من احتمالا همیشه این مصاحبه رو یادم میمونه چونکه قراره یه نقطه صعود به بخش بعدی زندگیم باشه. پس بازم ازتون ممنونم به خاطر وقتی که برام میزارین.
    گزارشگر2: هی تو کارت درسته... منظورم اینه تو واقعا گل کاشتی... خلاصه میگم تو از این به بعد یکی از فن های دنیای اویل محسوب میشی. جدی میگم فکر میکنم هیچ کسی برای این کار بهتر از تو نبود.
    نیک: اوه ممنون...این حرفت که گفتی دیگه یکی از فن های دنیای اویل هستم خیلی برام ارزشمنده.
    گزارشگر2: خب صحبت از فن ها و طرفداران شد... تو از اولش طرفدار بودی؟ منظورم از زمانیه که رزیدنت اویل1 منتشر شد... بیخیال در مورد گذشته خودت و علاقت به اویل بگو.
    نیک: یا مسیح... پس اول از هر چیز به نظرم باید در مورد علاقه ام به کپکام بگم.
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: آره درسته.
    نیک: ما بازی رو ساختیم اما موضوع اینه که من وقتی شش- هفت سالم بود توی مدرسه ابتدایی که بودم من به مگامن معروف شده بودم.
    صدای خندیدن
    نیک: کم کم داشتم فلز مس میشدم.
    صدای خندین
    نیک: من واقعا اون فرانچیز رو دوست داشتم. بعد از مدرسه جسمم برمی گشت خونه اما روح و ذهنم توی مکانی بود که توی مدرسه بهش میگفتیم کلاب مگامن. ما با هم به اون کلاب کوچیک مخفی میرفتیم و در مورد شرور جدید، باس جدید، بازی جدیدی که به مگامن مربوطه و بعدش بازی استریت فایتر و سوپر نیتندواومد و بعدش رزیدنت اویل اومد. من حتی متوجه نشدم که به مرور زمان چجوری عاشق کپکام شدم.
    صدای خندیدن
    نیک: اما گیم هایی که توسط کپکام ساخته میشد کل دوران بچگیم رو دربر گرفته که خیلی هم سرگرم کننده بود. رزیدنت اویل هم آم... وقتی که بزرگتر شده بودم یکی از فرانچیر های محبوب من تبدیل شده بود. چون سبکش ترس و بقا بود من وقتی که این فرانچیز رو شروع کردم... یادم نمیاد فکر میکنم 1998 بود یا 1999 و بعدش رزیدنت اویل2 در واقعا اولین نسخه ای بود که من از این فرانچیز شروع کردم، مادرم نمیخواست که من رزیدنت اویل رو بازی کنم.
    صدای خندیدن
    نیک: همش بهم میگفت: عزیزم این برات خیلی مضره!
    دوباره صدای خندیدن
    نیک: بعدش من واقعا عاشق اویل شدم به طوریکه برگشتم و رزیدنت اویل1 رو بازی کردم همراه برادر کوچکم وپسر عموم وقتی کمی بزرگتر شده بودیم. بعدش نسخه سوم رو بهشون معرفی کردم درست زمانیکه نسخه چهارم اومده بود!... و بعد از اون بود که به طور کامل یه طرفدار جدی شدم. میدونی بیست ساله!
    گزارشگر1: آره... منظورم اینه منم همینطوری بودم. درست همون موقعی که نسخه یک رو داشتم بازی میکردم نسخه دوم اومد و منم سریع نسخه دوم رو خریدم. چون بیشتر نسخه دوم رو دوست داشتم، وبعدش نسخه سوم اومد. فکر کنم همش رو بازی کردم... چیزی جا ننداختم.
    گزارشگر2: درست عین من! فکر کنم که رویات به حقیقت پیوسته. میدونی تو مثل ما بودی اما الان یه مسئولیت مقابل یکی از نمادی ترین شخصیت های رزیدنت اویل داری! آره باید حتما برات یکی از مهم ترین فانتزی هات باشه.
    نیک: آره، ببینید بچه ها شما حتی نمیتونید فکرشم بکنید که من چقدر دنبال این بازی بودم. از سه سال پیش...
    گزارشگر1: واو..
    نیک: با این حال هنوزم برام یه فانتزی لذت بخشه!
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: شرط میبندم که میخوای در موردش توضیح بدی اما نمیتونی؟
    نیک: بزارین اینطور بگم مثل شب قبل جشن کریسمس که شما دارین حدس میزنین توی کادو ها چیه و بعدش بازشون میکنید. آره منم همین حدس رو برای سه سال داشتم.
    گزارشگر1: بیخیال جدی نمیگی!
    صدای خندیدن.
    گزارشگر2: تصورشم نمیتونم بکنم که چقدر سختی کشیدی تا به دنیای اویل بیای و البته خیلی غیر منتظره هم وارد شدی!
    گزارشگر1: میدونی تو واقعا یه طرفدار کپکام تو همه ی بازی هاش هستی نه مثل خیلی از مردم که فقط رزیدنت اویل رو دوست دارن مثل خودم و مثل خیلی از کسایی که اینجا هستن. میدونی تو مسلما تمام بازی های کپکام رو جمع کردی و یه کالکشن بزرگ از بازی هاش مثل دد رایزینگ یا استریت فایتر داری... بگذریم. میدونی کپکام تو ساخت بازی هاش خیلی خوب عمل میکنه.
    نیک: درسته.
    گزارشگر1: میدونی هر بازی که داره توی اونجا ساخته میشه خاصه و کپکام اصلا دوست نداره تو بازی هاش گند بزنه.
    نیک: آره... موضوع اینه که بودن توی یه فرانچیز خاص واقعا خاصه!
    گزارشگر2: آره واقعا!
    نیک: اما حقیقت اینکه من دعوت شدم برای این پروزه منو هنوز دیوونه میکنه! وقتی میخواستم توی ژاپن به یکی دست بدم و بهش یه "مچکرم" معمولی بگم برای خیلی سخت بود.
    گزارشگر2: آره...حتما میخواستی بگی" ممنون که رویای این پسر کوچولو(نیک) رو به واقعیت رسونیدن."
    نیک: دقیقا. دقیقا همینطوره.
    ------------------------------------------------------------------------------------------------
    گزارشگر1: خب تو صداگذاری لیان رو انجام دادی. آیا لیان شخصیت محبوبته یا یکی دیگه؟
    نیک: نه باید بگم واقعا لیان برام محبوبه و چون آآآآم....اون اولین شخصیتی بود که من باهاش تونستم توی رزیدنت اویل بازی کنم، و وقتی که خسته میشدم میرفتم پیش برادر کوچکترم... ما باهم با بازی های ویدئویی بزرگ شدیم.
    صدای خندیدن.
    نیک: من واقعا دوست داشتم اگه من دارم بازی میکنم اونم بازی کنه. اگه دارم مگامن بازی میکنم اونم باهام بازی کنه... در واقع هر چیزی که تجربه میکردم رو اونم تجربه کنه. و وقتیکه نسخه چهارم اومد اون دیگه به سنی رسیده بود که میتونست بازی کنه و من با اون یواشکی از مادرمون بازی میکردیم.
    صدای خندیدن
    نیک: اینطور بود که ما به لیان علاقه مند شدیم. پس طبیعیه که جواب من بله باشه.لیان شخصیت محبوب منه.
    گزارشگر1: که اینطور... تو طرفدار کل نسخه های اویل هستی و مثل من از نسخه دوم شروع کردی. و شخصیت مورد علافت هم مثل من لیان هستش. اما چه صحنه ای در کل این فرانچیز علاقه داری؟
    نیک: من درواقع فکر این سوالت رو کرده بودم. میدونی اونجایی که دفترچه خاطرات نگهبان در نسخه ریمیک یک رو پیدا میکنی.
    گزارشگر2: اوه آره.
    نیک: من اون موقع خیلی جوون بودم و خیلی از اونجور تم خوشم میومد.البته اون زمان هنوز زامبی ها انقدر عادی نشده بودن ولی یادمه که اونجا( نسخه ی ریمیک یک) یه حموم بود و برام خیلی جالب بود که چجوری میشه کله زامبی ترکیده بشه! که اونجا دیدم. برادرم کوچیکم اونجا بود و وقتی اون صحنه رو دید گفت یا مسیح... اگه مثل اون، حموم رو کثیف کنم بابا کله ام رو مثل اون میترکونه!
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: در واقع منم توی همین نسخه ی ریمیک2 یه صحنه خاطره انگیز دارم که کاملا شبیه به نسخه اورجینال بود که قدردان این موضوع هستم. اما نمیخوام واسه بقیه اسپویل کنم!
    نیک: آره آره اینکارو نکن چون منم هنوز بازی نکردم.
    گزارشگر2: آره حتما منتظری تا بری با برادرت بازی کنی! البته خودت میدونی در مورد چه صحنه ای حرف میزنیم. چون تو خودت یکی از افراد خاص بازی بودی.
    نیک: آره خب این برای من مثل یه رسم میمونه که با برادرم بازی کنم.
    گزارشگر2: ما روز های آینده میخوایم با جولیانا(صداگذار ایدا ونگ) صحبت کنیم. میدونی از اونجایی که اون گیمر نیست اون به ما گفت هی بچه ها بیاین این نسخه رو با هم بازی کنیم و منم هرچی میدونم بهتون میگم. (میخواسته بازی رو براشون اسپویل کنه)
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: میدونی اون به ما گفته از خیلی قبل میدونسته که قرار به عنوان صداگذار ایدا انتخاب بشه. تو این موضوع رو در مورد خودت میدونستی؟
    نیک: میدونی یه چیز خیلی عجیبی در مورد این هست.اونا(کپکام) برای صداگذاری به صداگذارها فقط یه آزمون ارسال کردن که بهش میگفتن...آآآم عنوانش رو فراموش کردم... وقتی که آزمون رو دادم فکر میکردم که این یه آزمون واسه ی ساخت فیلم توسط فن هاست. فکرشم نمیکردم... حتی به طور کامل هم نخوندمش. به حالت تمسخر تو ذهنم میگفتم رزیدنت اویل؟ آره آره اسمم توش اومد! و حدود 1_2 هفته بعد آزمون رو گرفتم و به طور کامل مقدمش رو خوندم تا بفهمم جریان جریان از چه قراره.خیلی زود فهمیدم که این سازنده ها این آزمون رو برای یه کارکتر اصلی توی یه بازی اصلی میخوان. و اون موقع بود که فکر کنم ایست قلبی کردم!
    صدای خندیدن
    نیک: اون موقع برام دیگه برام زمان نمیگذشت... مثل یه زن رفتار میکردم. حتی نمیدونستم که قراره به یه تیمی ملحق بشم که قراره چی بسازن! با خودم گفتم چی؟ و بعدش در واقع دیگه از حالت نرمال خارج شدم چون میدونستم دیگه زمانی برای آزمون ندارم. نمیتونستم از سرم بیرونش کنم به خاطر یه ایمیل به کارگردان دادم و گفتم که من یه طرفدارم و بهشون التماس کردم که راه دیگه ای هست که بتونم آزمون بدم؟ چون با این وقت کمی که دارم نمیتونم به موقع برسم. بهشون گفتم شما روحتونم خبر نداره که من چجور طرفدار شدیدی هستم. کل زندگیم منتظر همچین لحظه ای بودم. خواهش میکنم. و اون تو جواب بهم گفت میدونی ما هفته بعد جلسه ی دیگه ای داریم و منم گفتم ایول اوکی. اساسا من اون موقع نیویورک بودم و دوازده روز وقت داشتم تا برای این آزمون آماده بشم. و دیگه دیوونه شده بودم. من هیچ چیزی در مورد موشن کپچر نمیدونستم تا اون موقع. اما از طریق یکی از دوستای خوبم تحقیق کردم که خود دوستم حدود 30 تا موشن کپچر گیم انجام داده بود. اون بهم یه مقدار نصیحت کرد و منم تلاش هام رو توی اون مدت کم شروع کردم. حتی مجبور شدم یه مقدار رژیم غذایی بگیرم. میخواستم مثل لیان قوی و لاغر بشم چون لیان مثل کریس مثل تانک نیست!
    صدای خندیدن
    نیک: من تمام جملات و تم صدام رو با دوستام مخصوصا دوست دخترم انجام دادم(ای بلا ) اینطوری بود که این اتفاق توی مدت کم افتاد و بعد از یه آزمون سه دوره ای موفق شدم.
    گزارشگر1: خب همونطور که گفتم تو خیلی خوب از پسش بر اومدی و عالی بودی.
    نیک: شرمنده خیلی حرف زدم ولی واقعا دلم میخواست که اینا رو بگم.
    گزارشگر2: آره آره... ادامه بده، اصلا به خاطر همین اینجایی.

    ادامه دارد...

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*
    ویرایش توسط M.A.S : 2019/02/15 در ساعت 01:15

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


  2. #2
    تاریخ عضویت
    2016/07/06
    نوشته ها
    319
    546

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    گزارشگر1: این حرفات مارو میبره به سمت سوال بعدیمون. ضبط صدای تو چجوری انجام شد؟ منظورم اینه که اول صدات ضبط شد و بعد به سمت ضبط فیلم رفتی( موشن کیپچر) منظورم پوشیدن اون لباسا و بقیه ی چیزا؟
    نیک: شوخی میکنی؟
    صدای خندیدن
    نیک: خب، آره بود... من توی بازیگری اونقدر قوی نیستم. واسه یه مدتی بازی میکردم.من صداگذاری زیادی هم انجام دادم مخصوصا برای کارای تجاری(تبلیغات). ولی تا حالا توی دنیای گیم این کار رو انجام نداده بودم. برام مثل یه رویا بود. چهار پنج سال پیش حتی فکرشم نمیکردم که فعالیت توی دنیای گیم بتونه انقدر حرفه ی پایداری باشه اما الان میبینم که هست! و همونطور که خودتون هم میدونید هم اکنون دنیای گیم در حال تغییره. با این حال وقتی که من با کپکام شروع به کار کردم به خودم گفتم که " نیک، اونا واسه یه دلیلی تو رو برای این کار استخدام کردن.(نه بابا) پس خودتو واسش آماده کن. تو خودت دنیای رزیدنت اویل رو میشناسی. تو شخصیت هاشو میشناسی و تو رابطه لیان با بقیه ی کارکتر ها رو هم میدونی. اونا به تو اعتماد کرد.. چون صدای تو شبیه لیانه! پس تو باید دقیقا مثل لیان رفتار کنی. تو خیلی صفات شخصیتی شبیه به اون (لیان) داری." پس من به خودم اعتماد کردم و دوباره به خودم گفتم"بیا انجامش بدیم." و تلاشم رو کردم.
    گزارشگر2: تو واقعا کارت حرفه ای بود.
    گزارشگر2: خب میدونی تو صدات و حرکاتت شبیه به لیانه اما قیافت شبیه به کریس ردفیلده!
    صدای خندیدن
    نیک: آره احتمالا یه سری از ویژگی های فیزیکیم شبیه به کریس باشه...
    گزارشگر2: من مطمئنم که اونا(کپکام) یکی رو پیدا میکنن که برای کارشون بهترن باشه. به هر حال از اونجایی که تو دنیای گیم اولین کارت رو انجام دادی ولی با گیم آشنایی زیاد داری. یعنی میدونی تفاوت زیادی بین روز اول کاری و مثلا اینکه من لیان هستم و بعدش هی من تو این جهنم چه غلطی میکنم؟
    صدای خندیدین
    نیک: گرفتم... همونطور که گفتم من کارکتر خودم رو شناخته بودم و درکش کرده بودم.از خیلی قبل. من ارتباطش با ایدا و کلر رو میدونستم. همه چیز لیان برای من عادی بود و در این مورد مشکلی نداشتم.
    گزارشگر1: هوم...
    گزارشگر2: خب من فرض بر این میگیرم که تو دوباره برای صداگذاری لیان انتخاب بشی(خدا نکنه ضعیفه! ) البته که میدونم که تو نه فقط برای رزیدنت اویل بلکه برای بقیه ی بازی ها ویدئویی هم انتخاب بشی...
    نیک:داداش...صادقانه بگم... اگه یه نفر بهم بگه که این حرفه ی تو میشه اما برای بیست سال دیگه و تو هم نمیتونی کاری بکنی...من قبول میکنم.
    صدای خندیدن
    نیک: خب به خاطر اینه که این یه حرفه ی در حال رشد و ترقیه.
    گزارشگر2: اوهوم.
    نیک: مثلا همین الان در سال 2019 میتونی با همین کار خودتو از لحاظ مالی ساپورت کنی. طرفدارها همیشه بهت وفادارن و دوست دارن. از اون گذشته، میدونید بچه ها... این خیلی کار باحالیه، منظورم اینه که من زندگیم رو باهاتون شرط میبندم که اگر هر کدومتون وارد این حرفه بشین حتی نمیتونید توصیفش کنید.
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: ما واقعا امیدوارم که از تو کارای بیشتر ببینیم. با تولیدات و تکنولوژی پیشرفته ای که الان هست، واقعا باید یه تجربه ی دیوانه کننده باشه.(فهمیدن دیوونس) اینکه بدونی طرفداری با دیدن یه صحنه زیبا چه واکنشی نشون میده و چه حسی بهشون دست میده واقعا محشره.
    نیک: خب میدونید هارد کور بازی کردن اصلا شبیه به بازی توی یه فیلم نیست. ولی خب این کار برام خیلی احساسی بود و تمام حرفایی که باید میگفتم انگار اونجا بودم. خیلی از بازی ها و سینماتیک ها در حال حاضر مسخرس. نمیدونم کسی از شما لست آف آس یا رد دد رو بازی کرده یا نه...
    گزارشگر1و2: آره آره...(اینو الان چه رنگی کنم؟؟!!؟؟)
    نیک: منظورم اینه این دو بازی فوق العاده هستن و واقعا مثل یه فیلم میمونن و حتی حرکات هم مثل یه فیلم واقعی میمونه. به خاطر همینم هس که من میگم میتونم بیست سال هم صبر کنم.
    گزارشگر1: ممکنه شانس همراهت باشه، میدونی برای چی میگم؟ به خاطر اینکه خیلی از فن ها الان خواستار ریمیک شدن نسخه های محبوب از جمله نسخه چهارم هستن. نسخه چهارم محبوب ترین نسخه این فرانچیزه.
    گزارشگر2: آره.
    نیک: میدونید من فقط امید دارم.
    گزارشگر2: آره، ما قبل از مصاحبه هم به طور خلاصه صحبت کرده بودیم. همه ی شما صدا گذار ها خیلی خوب کارتون رو انجام دادین ولی خب داشتیم فکر میکردیم کدومتون احتمال برگشت به این فرانچیز رو داره. تو در دمو های بازی (کات سین ها) خیلی خوب عمل کرده بودی.
    نیک: خب مجبور بودم. چونکه میدونستم اونا(کپکام) از من چه چیزی میخواد و اون مهم تر با داستان اصلی هم آشنا بودم البته نه به طور کامل و خط به خط. و نمیدونستم این بازی قراره چه تغییراتی به همراه داشته باشه. هنوزم نمیدونم چه سورپرایزهایی در انتظارمه.
    گزارشگر2: مطمئنم سورپرایز های عالی ای در انتظارته.
    گزارشگر1: همینطوره.
    گزارشگر2: خب تجربه تو از این بازی به حد و اندازه ما نیست. چون تو یکی از افراد تیم سازنده محسوب میشی.
    نیک: درسته.
    (گزارشگر ها همش در مورد کاتسین ها و صحنه های سینماتیک بازی صحبت مینکند و از زیبایی های کاتسین ها میگویند.)
    نیک: خب من خیلی خوشحالم که کپکام اینکار رو به درستی انجام داده و اونا زمان زیادی رو صرف این موضوع کردن و باید بگم همه کارشون رو خوب انجام دادن و هرکسی که من باهاش در طول ساخت بازی آشنا شدم عالی بود و هر صحنه ای که من توش حضور داشتم برام واقعی بود من با هاشون بودم میدونین ما کارگردان عالی ای داشتیم که تا آخر کار رو انجام میداد و خیلی با کارگردان های دیگه فرق داشت. کار کردن با اون واقعا منو به وجد آورد و من خیلی چیزا از اون یاد گرفتم و این چیزا واقعا تجربه های مثبتی برام بود.
    گزارشگر 2: خب اون(کارگردان) موقع ساخت بازی چقدر بهت آزادی میداد؟ وقتی ما با جولینیا (صداگذار ایدا) صحبت میکردیم اون می گفت که سازنده ها، از اونجایی که شما باید کاملا توی حس میرفتین و دقیقا جای کارکتر بودین زیاد آزادی ای نداشتین .
    نیک: خب این یه دلیل دیگه ای هست که من میگم اون یه کارگردان متفاوت و خوبی هست. هر کسی گفتار و تفاوت های ظریف خودش رو داره و اگر کسی نمایشنامه رو مینوشت خیلی دقیق و ظریف گفت و گوها رو مینوشت و وفتی هم که (نمایشنامه) به دست من میرسید با خود میگفتم:" چجوری باید اینو بگم؟ یا نیک فکر کن ببین لیان چجوری این رو میگه!" تا وقتی که جمله ها به کارکترها میومد مشکلی نبود و ما متن رو تحویل کارگردان میدادیم و اون میگفت : خوبه. . بعدش اون رو تحویل مدیر اجرایی کپکام میدادیم و بعدشم تولید و ساخت رو شروع میکردیم. خب قطعا یه سری جمله ها بود که خیلی شبیه گفتار من بود . خب به خاطر همین اونا اینکار رو به عهده ی من گذاشتن.
    گزارشگر1: چیزی بود که تو خودت گفته باشی یا همش توی نمایشنامه بود؟
    نیک: آمم... یادم رفته که من خودم چیزی گفتم یا نه.
    گزارشگر2: حتما گفتی!
    نیک:خب میدونی ما جملات زیادی داشتیم یعنی مثلا تریلیون ها عبارت! و خب من آزاد بودم تا جملات رو تا جایی که طبیعی بنظر بیان تغییر بدم حالا ممکنه ازش استفاده کنن یا نکنن خودمم نمیدونم تا وقتی بازی رو انجام بدم.
    گزارشگر 2: خب من گفتم که انتخاب تو درست بوده چون خب تو با کارکترها آشنا بودی واستفاده از تو برای ضبط و ساخت رزیدنت اویل 2 ریمیک حتی به کسایی که تا حالا اویل2 رو بازی نکردن کمک کرده یا حتی کسایی که تا حالا اصلا این فرانچیز رو بازی نکردن کمک بزرگی در شناخت کارکتر ها کرد.
    نیک: اوه یه چیزی... آره ، یعنی ایدا یک شخصیت خیلی منحصر بفرده...
    گزارشگر 2: اوهوم
    نیک: من با ایدا توی خیلی از بازی ها پلی دادم برای مثال توی نسخه ی دوم و چهارم و بعدش نسخه ی ششم. رفتارهای خاص و همیشگی اون یا حالت و طرز برخوردش منظورم اینه که اون خیلی طرز برخورد خاصی داره. من لیان رو هم خیلی خوب درک کردم و میشانسمش ولی این بازی فرق داره. گرچه که من بیشتر با هاش توی نسخه ی چهارم آشنا هستم چون اون نسخه رو خیلی زیاد بازی کردم اما خب توی نسخه ی دوم، خب میدونی کپکام و کارگردان میخواستن که یه قوس خاصی توی اون ببینن یعنی توی شروع اون یه مامور جدی ایه .
    گزارشگر1: همینطوره.
    نیک: و خیلی (لیان ) میخواد که همه چیز رو گزارش کنه و از وقوع اتفاقات پیشگیری کنه و توی کارش خیلی با جراته و این قوس یعنی کسی که تغییر میکنه و باخودش میگه " من باید امروز رو نجات بدم" و خب این اون رو خیلی خفن نشون میده و ... ببینم سوال چی بود؟!؟!؟
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: خب از کجا شروع شد؟ بگذریم... بودن به جای لیان یعنی کلی سروکله زدن با ایدا اما جولینیا(صدگزار ایدا ده بار هم بالاتر نوشتم ) تو میدونستی که جولینیا (صداگذار ایدا ) قبلا هم ایدا بوده یعنی نه بطور کامل ولی در واقع موشن کیپچر ایدا بوده؟ (ناموسا بوده؟ ما که نمیدونستیم !)
    نیک: آره خب من در واقع در یکی از جلسات همکاری کردم که اونا دنبال زوج کارکترها بودن.
    گزارشگر1: اوه...
    نیک: و جولینیا(صداگذار ایدا ) یهو اومد داخل و من تا قبل از اون ندیده بودمش بعد کارگردان گفت که اون قبلا هم بجای ایدا توی یکی از انمیشین های اویل بازی کرده! (پشمااااام) و دمینیشن
    گزارشگر2: اوهوم...
    نیک : و اینجا بود که من خیلی مشتاق شدم تا اجرای اون رو ببینم و حالام میبینم که اون عین ایداست و بخاطر همین هم انتخاب شده.
    گزارشگر 2: خب این خیلی خوبه چون اون بجای ایدا توی دمینیشن بوده و با کوین دورمن هم کار کرده کسی که موشن کیپچر لیان رو بر عهده داشت.

    ادامه دارد...

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    گزارشگر2: میدونم که تو هنوز بازی رو انجام ندادی ولی چیزی از تفاوت های نسخه ی ریمیک 2 و نسخه اورجینال میدونی؟
    نیک:خب میدونی این خیلی سوال سختیه... یعنی من واقعا نمیخوام بی احترامی کنم اما خب این سوال مثل این میمونه که بخوای سیب رو با پرتقال مقایسه کنی
    گزارشگر2: درسته...
    نیک: دو دهه فاصله وجود داره بین تکنولوژی و دانش اونموقع و الان ونسخه های اول و دوم اون تم سیاه دهه ی 90 رو شکستن ولی بازم ما خیلی تغییر کردیم. یکی از بزرگترین تفاوت هایی که من احساس کردم، جدا از چیز هایی که مشخصه مثل گرافیک، باید بگم داستانه و موقعیت های داستانی هست که بیشتر معقول بنظر میاد که خب شاید این همون ویژگی بازی های امروزی باشه.
    گزارشگر1 : آره خب مثل متال گیر...
    نیک: آره آره... یعنی من یادمه عبارتی رو که بارها وقتی در حال فیلم برداری بودیم میشنیدم، برای بازگوییش : "وضعیت چطور پیش میره وقتی واقعی داره اتفاق میوفته"
    گزارشگر2: درسته...
    نیک: میدونین... هیچ چیزی علیه "پاول حداد"(صداگذار قدیمی لیان در نسخه دوم) یا نویسنده ها ی قبلی نیست ولی توی نسخه ی اورجینال اوضاع داستانی تقریبا یکم تخیلی پیش میره که خب تو اون سال مشکلی نبود.
    گزارشگر1: آره..
    نیک: و خب... تغییر بزرگ بازی این بود که سعی شده بود بازی به دنیای واقعی نزدیک تر بشه و من خیلی خوشحالم که اینطور شد چون بازی ها سالهاست دارن به این سمت میرن مخصوصا این فراچیز. و اینم بگم که اصلا نمیخوام هیچ حرف منفی ای در مورد پاول(صداگذار قدیمی لیان) زده بشه چون من واقعا یکی از طرفداراشم و به پادکس هاش گوش میدم. نمیخوام منظورم رو به شما و بقیه بد برسونم.
    گزارشگر1: نه نه نه...
    گزارشگر2: نه اصلا اینطور نیست.... من قبل از اینکه بحثمون به اینجا برسه میخواستم نظرت راجب به پاول و آلیسون( الیسون کورت صداگذار قدیمی کلر ردفیلد) رو بپرسم و اینکه همونطور که میدونی پاول بعد از نسخه دوم دیگه صداگذاری لیان رو انجام نداده، ولی هنوزم واسه فن ها خیلی محبوبه و همینطور الیسون... الیسون همونطور که میدونی تا مدت ها صداگذاری کلر رو انجام میداد. ما بااونا خیلی صحبت کردیم و مشخصه که الیسون خیلی ناراحت بود چون خیلی وقته که دیگه مالکیتی رو کلر نداده. ولی خب اون همچنین میدونه این یه شغله و هیچ شغلی دائمی نیست همونطور که خودتم اینو میدونی. من از تو به عنوان یه صداگذار تازه کار که تازه به رزیدنت اویل اومده خوشم اومده و میدونم که قصد بی احترامی نداشتی و هیچ مشکلی نیست چون تو نمیخوای بهشون بی احترامی کنی یا به میراثی که اونا برای رزیدنت اویل گذاشتن رو در موردش بد بگی، اما به عنوان یه شخصیت جدید تو در مورد سازنده ها و موشن کپچر ها چه نظری داری؟
    نیک: خب من یکی از طرفدارای بزرگ موشن کپچر های قدیمی این فرانچیز هستم. چون من با اونا بزرگ شدم. تنها صدای لیانی که به یاد دارم صدای پاول بود... و متیو مرسر(همه میشناسین این بشر رو بهترین صداگذار لیان )... آره مرسر... و میدونین اینا تجربه های من با این فرانچیز هستن. و من سر تعظیم جلوی این آقایون فرو میارم(ایران زندگی میکردی که اینطوری حرف میزنی؟) و حالا به هر دلیلی که صداگذار ها بنا بر تصمیم کپکام برای بازسازی این نسخه عوض شدن. حرفام کاملا صادقانه بود. من واقعا طرفدار اونام اما واقعا امید دارم که بتونم جانشینشون باشم.(دهنمو باز کن لعنتی تو پشم مرسر هم نیستی )
    گزارشگر1: فکر کنم که به خواستت برسی چون بعد از بازی کردن نسخه ریمیک2... ببین بزار اینطور بگم من واقعا بازی رو دوست داشتم خیلی باهاش حال کردم. اما این نسخه رو در کنار نسخه ی اورجینال نتونستم قرار بدم.
    نیک: جدی؟
    گزارشگر1: میدونی نسخه اورجینال برام یه نوستالژی هس و هنوزم دوست دارم بازی کنمش. میدونی درست مثل اولین باری که بازی کردم. میدونی دلیل اینکه من انقدر عاشق این نسخه هستم اینه که هنوز برام خاطره انگیزه ولی الان با اومدن این نسخه مثل این میمونه که ما دوتا رزیدنت اویل2 داشته باشیم و البته جفتشون هم بازی های عالی ای هستن. دو تا رزیدنت اویل2 جدا.
    نیک: فکر کنم درست میگی. آره ببین من اصلا دنبال این نیستم که طرفدارا بیان و بگن که آره تو بهترین بودی. تنها چیزی که من میخواستم این بود که طرفدارا بهم بگن به این خانواده خوش اومدی! این تنها چیزی بود که من میخواستم.
    گزارشگر2: آره حتما میخواستی این رو صورتت حک کنن!
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: ببین اون(نیک) راست میگه و من فکر میکنم با توجه به چیزی که دیدیم واکنش طرفدارا خوب در موردش خوب بوده. مشخصه که اونا طبیعت این کار رو نمیدونن و فکر میکنن شخصیت تو در اونجا باید مثل یه جیمز باند یا یه همچین کسی عمل کنه. بگذریم... از اونجایی که تو یه طرفدار قدیمی هستی درست مثل متیو مرسر(صداگذار همیشگی لیان) فکر کنم اون بهم گفته بود که اویل بازی کردن رو قبل از دوران دانشگاه شروع کرده و از همون سال 1998 عاشق لیان شده و میدونی سالها بعد خودش صداگذار لیان در رزیدنت اویل6 و دوتا از انیمیشن های رزیدنت اویل را انجام داده.(ایشالا بعدی ها رو هم خودش انجام میده)
    نیک: اون کارش عالیه...
    گزارشگر1: صد در صد... منظورم اینه که اون واقعا فوق العادس. من فکر کنم با اون حدود چهار یا پنج سال پیش مصاحبه کردم. واقعا آدم باحالیه و وقتی انیمه ی حمله تایتان ها بود همه ازش در مورد این انیمه میپرسیدن اما من ازش درمورد رزیدنت اویل میپرسیدم ولی خب میدونی موضوع اینه که تو همه ی این کارکترها رو داری و تا جایی که سروکله ی شخصیت ها با عدالت باشه و نویسنده هم کارش رو درست انجام بده ، تو میتونی به این (بازی) افتخار کنی. من به میتونم به صدای همه ی صداگذارا گوش بدم و این (بازی) عالی بود و تمام صداگذارا توی این بازی منو یاد همون صداگذارای قبلی انداختن.
    نیک: ممنون بابت این حرفت.
    گزارشگر1: گمونم از اونجایی که تو یکی از طرفدارای بزرگ لیان هستی فکر میکنی که لیان توی سرتاسر این فرانچیز تو مسیر تکاملی رو طی کرده؟ منظورم اینه تبدیل شدن از یه پلیس تازه کار که خودت صداگذاریش رو کردی تا یه مامور خفن و کاربلد که واسه دولت کار میکنه. فکر میکنی شخصیت همچین کسی چجوری باشه؟
    نیک: این زندگی برای اون پر از فراز و نشیب بوده. من فکر میکنم تفاوت شخصیتی اون بین نسخه دوم و چهارم مثل یه آدم عادی کنجکاو میمونه که بخواد همه چیز رو بدونه اما بعد توی نسخه های بعد و انمیمیشن ها خیلی خفن و همه چی تموم میشه و میدونی، مثل آدمای خفن مشروب میخوره و لیوانش رو روی میز میکوبه. (اشاره به آخر دمنیشن)
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: آره ولی ما در انیمیشن وندتا دیدیم که اون انقدر دووم آورده و جنگیده شروع به پرسیدن سوال از خودش کرده که " خب آخرش که چی؟ هر کاری میکنم بازم اوضاع بدتر میشه. این اتفاقات همیشگیه و تمومی نداره." اون با این حرفا داره باخودش مبارزه میکنه و در آخر هم شروع میکنه به مشروب خوردن. ظاهرا خیلی شبیه به کیانو ریوز (بازیگر فیلم هایی چون ماتریکس و جان ویک)( منتقدین انیمشین وندتا را بسیا شبیه به سری فیلم های جان ویک میدانستند)
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: خب آره این خودش یه پیشرفت به حساب میاد.
    نیک: موافقم.
    گزارشگر1: درسته.
    نیک: خب معلومه چون میلیون ها گلوله رو تا حالا لیان شلیک کرده. تقریبا کار هرروزشه.
    دوباره صدای خندیدن
    گزارشگر2: آره. خب کارش اینه. حالا که حرفش شد... از این تغییر لیان خوشت اومده؟ اگه قرار باشه به عقب برگردیم و اونجایی که آمبرلا نابود میشه و تفاوت زمانی بین نسخه سوم و کد ورونیکا که لیان داره برای دولت کار میکنه دوست داری از اون موقع به بعد داستان لیان عوض بشه یا یکم تغییر کنه؟
    نیک: اونا(کپکام) تا همین الان هم با این داستان عالی بودن(منظورش اینه که مخالفه)
    گزارشگر1: اوهوم.
    نیک: و اونا دارن همینطوری دنیای رزیدنت اویل و شخصیت هاش رو گسترش میدن با انتشار نسخه های جدید و همینطور انیمیشن ها و همینطور کامیک ها. من فقط دوست دارم بدونم که ته این داستان چی میشه.
    گزارشگر1: دقیقا. ما هم همینو میخوایم.(همه همینو میخوایم) اما کاملا مشخصه که کپکام داره یه سری بازبینی های موفقیت آمیز توی بازی هاش انجام میده و فروش بازی هاش هم خوبه. و حالا هم احتمال ریمیک شدن نسخه سوم خیلی زیاد شده و ممکنه اتفاقای دیگه ای مثل نابودی کامل آمبرلا یا چیزای دیگه رو ببینم که با اینکار میتونن خط داستانی رو رشد بدن. حتی یه سری از تناقص های جزئی داستان رو برامون مشخص کنن.
    نیک: آره، قبلا برای اونا (کپکام) این موضوع ثابت شده. اونا همین الان با موتور جدیدشون کار میکنن و مطمئنا باید منتظر کارای جدیدشون باشیم.
    گزارشگر2: من واقعا دلم میخواد میخواد که تو زودتر این بازی رو بتونی بازی کنی تا بتونم واکنش هات رو در مواقع مختلف بازی ببینم. بگدریم از اولین ملاقاتت با تیم سازنده بگو.
    نیک: من وقتی با اعضای کپکام و تیم سازنده آشنا شدم در لس آنجلس بود و من اونجا اولین ملاقاتم باهاشون رو انجام دادم. واقعا برام اون روز خیلی ویژه بود و من به مترجم گفتم که بهشون بگو واقعا برام یه افتخار بزرگه که باهاشون ملاقات میکنم و قراره باهاتون کار کنم و هرچی ازتون تشکر کنم بازم کمه. این تقریبا مثل یه رویا برام بود.من اصلا نمیدونم که مترجم به زبان ژاپنی حرفای منو بهشون گفت یا نه.
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: چیزی در مورد سریال احتمالی رزیدنت اویل که شایعه شده توسط نتفیلیکس قراره ساخته بشه شنیدی؟
    نیک: من فقط فکر میکنم که اونا میخوان دیگه فقط بازی رو ادامه بدن و نمیدونم که این شایعه تا چه حدی صحت داره. باید صبرکرد و دید.
    گزارشگر1: اگه قرار باشه نتفیلیکس یه سریال بر پایه رزیدنت اویل بسازه دوست داری بر پایه کدوم خط داستانی پیش بره؟منظورم اینه دوست داری خط داستانی بازی رو ببینی یا خط داستان فیلم رزیدنت اویل رو؟ البته که اساس هر دو بر پایه آمبرلا هست ولی شایعه شده که قراره در مورد ویروس تی باشه. کلا دوست داری از سریال رزیدنت اویل چی ببینی؟
    نیک: دوست دارم همون اتفاق هایی که در بازی میوفته رو ببینم.درست مثل همین نسخه فکر کنم ریمیک2 که یه رویکرد واقع بینانه بر اساس نسخه اورجینالش بود. ولی خب فیلم های سینمایی رزیدنت اویل کمی از این موضوع دور بود. با این حال من همه ی قسمت هاشو دیدم فقط به خاطر اینکه رزیدنت اویل بود.
    گزارشگر1: ما هم همینطور!
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: کاملا باهات موافقم. فکر کنم اگر در تم داستانی رزیدنت اویل2 باشه مطمئنا بهتره منظورم نه دقیقا مثل خودش و نه خیلی دور ازش. اما هر جفت دنیا و داستان خودشون رو خواهند داشت.( منظور اینه که خط داستانی سریال و بازی به هم ربط نخواهند داشت.)آآآآم... تو گفتی که فیلم های سینمایی رزیدنت اویل رو فقط تماشا کردی چون رزیدنت اویل بودن. خب حالا اگه بهت بگن که ممکنه فیلم های سینمایی رو ریمیک یا ریبوت کنن که البته بیشتر در مورد ریبوت شدنش صحبت شده، مشتاق میشی یا نه؟ کلا در مورد ریبوت شدن فیلم های سینمایی نظرت چیه؟
    نیک: من واقعا مشتاق تماشا کردنش میشم.
    گزارشگر1: درست مثل ما.
    نیک: در واقعا چون الان احساس میکنم الان مثل یک دهه ی پیش میمونه که شما یک ریبوت دیدید که زیاد جالب نبود. اما احساسم بهم میگه اگه ریبوت دیگه ای در کار باشه یه کم ممکنه بهتر باشه. میدونی شخصا فکر میکردم مردم نسخه های اورجینال و کلاسیک رو بیشتر ترجیح میدادن اما الان با اومدن رزیدنت اویل ریمیک 2 این بازی خیلی بهتره. و در مورد ریبوت فیلم هم همین فکر رو میکنم.
    گزارشگر1: کپکام اخیرا داره تصمیمات درستی در مورد این فرانچیز میگیره.
    گزارشگر2: اخیرا گفتم که فکر میکنم اگر اونا(کپکام) تصمیمات درستی بگیرن و یه کریس ردفیلد جدید بسازن، کاملا طرف اونام.(منظور ریبوت کردن فیلم) میدونی از نظر فیزیکی و قیافه تو خیلی شبیه کریس هستی.(به درد بازی در نقش کریس میخوری)
    نیک: ممنون. ولی اون فیلم بیشتر یه لایو اکشنه.
    گزارشگر2: آره ولی اگه ناراحت شدی همون لیان توی بازی ها بمون.
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: بگذریم، به جز رزیدنت اویل2 ریمیک تو جز سازنده های بازی لایف ایز استرینج هم بودی. میخواستم نقش اصلیت در اون بازی رو بدونم و این دو بازی چه تفاوتی برات دارن؟
    نیک: خب این دو بازی دو جهان متفاوت هستن.
    گزارشگر2: آره آره... خیلی متفاوتن.
    نیک: اگه بخوام صادقانه بگم، هر وقت بخوام صداگذاری یه بازی رو انجام بدم اون برام خاصه. من دعوت شدم برای کار در بازی لایف ایز استریج که در نوع خودش یک بازی خیلی محبوبه هر چند که من خیلی طرفدار این فرانچیز نبودم. در واقع حتی اسمش رو هم نشنیده بودم. با این حال خیلی مچکرم و به تازگی هم برای بازی فورتنایت هم دعوت شدم!(ای ددم وای)
    گزارشگر1: اوه چه عالی!
    نیک: آم و یه چیز مهم... قصد توهین به فرانچیز لایف ایز استرینج رو نداشتم اما حقیقت رو گفتم.
    گزارشگر1: خب اینا برات تجربه های خیلی خوبی میشه اما خب، همونطور که خودت گفتی هیچ فرانچیزی برات مثل رزیدنت اویل نمیشه.
    نیک: آره... من تمام تلاشم رو میکنم که خیلی بهتر و بهتر بشم حالا برای هر کاراکتری که انتخاب بشم.
    گزارشگر2: خب قصد توهین بهت رو ندارم اما مطمئنا تو در کارت سوتی هم داشتی درسته؟ (سوالا داره جذاب تر میشه)
    نیک: آره آره... خوب شد که گفتی، اتفاقا خیلی هم بامزه هست. اون قسمت کندو رو دیدین؟
    گزارشگر1: آره... خیلی غم انگیز بود.
    نیک: من اونجا خیلی نمایشنامه رو خوندم در اول قرار بود من این جمله رو بگم" کمک کردن به مردمی مثل اونا، به خاطر همین من پلیس هستم." اما نمیدونم هر بار این جمله رو میگفتم" کمک کردن به مردمی مثل اونا، من به خاطر همین پولـــیس هستم!"( بنده خدا زبونش نمیچرخیده )
    صدای خندیدن
    نیک: ما اون قسمت رو پنج بار فیلم برداری کردیم. کارگردان همش بهم میگفت پولیس نه. پولـــــیس نـــــــــه!
    صدای خندیدن
    نیک: بازم نمیدونم چرا نمیفهمیدم. سر اون صحنه خیلی اذیتشون کردم. تا اینکه قرار شد کلا یه چیز دیگه ای بگم و این شد" کمک کردن به مردمی مثل اونا، به خاطر همین من نظامی شدم."
    صدای خندیدن
    گزارشگر2: میدونی لهجه داشتن یا نداشتن برای صداگذاری بازی خیلی مهمه. و البته تو مجبور بودی که صدات رو یکم جوون تر بکنی تا به صدای یه پلیس تازه کار بیاد.
    نیک: چه باور کنی یا نه اصلا چنین کاری نکردم.
    گزارشگر2: جدا؟
    نیک: تنها سختی من تو این کار این بود که مجبور بودم تو یه اتاق هتل واقع در آریزوآنا شش روز رو همونجا سپری کنم. کاملا به حد مرگ رسیده بودم(خب چرا رفته بودی اونجا؟؟؟!!!؟؟) و یکی از دلایل مهم انتخاب من این بود که صدای طبیعی من به لیان تازه کار میخورد. یعنی یه صدا برای یه جوون بیست و یک سال. من به صدام هیچ افکتی ندادم.
    گزارشگر1: پس برات خیلی راحت بوده.
    نیک: بله و به خاطر همین بود که اونا تا صدای منو شنیدن گفتن صدای تو کاملا به لیان جوون ما میاد، پس خودت باش. و منم گفتم "حتما"
    در ادامه در مورد نحوی آشنایی نیک با خودشون گفت و گو میکنن که به دلیل چرت بودن ترجمه نشد
    __________________________________________________ ______________________________________________--

    گزارشگر1 : لحظه ی خاطره انگیزی حین ساخت این بازی داری؟ میدونی منظورم کل زمان ساخت بازیه، آزمون یا صداگذاری و یا کار کردن با بقیه صداگذارها ... چیزی بزرگی هست که بخوای امروز به ماهم بگی؟
    نیک: نمیدونم... خیلی سخته چون تمام لحظات برام خیلی خاص بودن... جواب اولم مال وقتیه که کارگردان اومد پیشم و گفت صد در صد تو میتونی واسه اینکار باشی میدونی ان روز واسم یه روز متفاوت بود. ولی لحظات ویژه ی دیگه ای هم بوده ولی خب الان نمیدونم ای کاش جواب بهتری براتون داشتم.
    گزارشگر1 : نه جواب خوبی بود. همه ی لحظات!
    نیک: آره یعنی همه چیز و همه ی قسمت هاش برام ویژه بود.
    دوباره چرت و پرت گفتن در مورد کار بعدی نیک و نیک هم بهشون گفت که یه نمایش در آینده پیش رو داره .
    __________________________________________________ _______-

    گزارشگر2 : تو توی فضای مجازی صفحه ای نداری؟ میدونی مثل اینستگرام یا توییتر یا فیسبوک که مردم بتونن از اونجا دنبالت کنن؟
    نیک: چرا دارم. توی اینستگرام و توییتر.
    گزارشگر2: راستی همین الان یه سوال خیلی مهم یادم اومد. چه کسی نقش مستر ایکس رو داشته؟ (موشن کپچر)
    نیک: منظور موشن کپچره؟
    گزارشگر2: آره.
    نیک: آآآم...خیلی مطمئن نیستم... در واقع، نمیدونم.
    گزارشگر1: نمیدونی؟
    نیک: آره. خب ببین خیلی چیزا توی بازی بود.
    گزارشگر2: آره آره.
    نیک: ولی... یا مسیح سوالت خیلی جالب بود برام.
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: میدونی از اونجایی که یه طرفدار بزرگ رزیدنت اویلی مطمئنم از مستر ایکس ها وحشت داری الان همه در مورد مستر ایکس های این بازی حرف میزنن که کپکام تو این مورد گل کاشته بود.
    نیک: آره... راستی حالا که بحث به اینجا رسید منم از شما یه سوالی داشتم.
    گزارشگر1: ما؟ اوه خدای من.
    نیک: آره من همونطور که گفتم هنوز بازی رو شروع نکردم. سوالم ممکنه یکم اسپویل داشته باشه که فکر میکنم چون بازی منتشر شده زیاد مهم نباشه. سوالم اینه: توی سناریو های الف و ب چه چیزی تغییر میکنه.
    گزارشگر1: این سوال سختیه چون در واقع اونا توی این مورد خوب عمل نکردن. توی این بازی ما رو بازی میکردیم و دوباره همون جاها و همون راه ها رو با یه کارکتر دیگه میریم. اما توی اورجینال حد اقل یکسری تغییر برای هر کارکتری وجود داشت. مثلا کلر شری رو میدید و لیان ایدا رو. توی قسمت الف و ب هم تغییر زیادی داده نشده بود. نمیدونم شاید بچه ها بتونن منظورم رو بهتر برسونن.
    گزارشگر2: آره.خب... خیلی شبیه به هم بودن. خیلی از معما ها مثل هم بود، البته خیلی هاش هم باهم فرق داشت. اما خیلی از مکان ها و باس فایت (برای هر کارکتر) یکیه.قبلا هم گفتم که کپکام سعی کرده بود دست به ریشه داستان نبره مثلا رابطه لیان با ایدا یا ماروین و در اون طرف، کلر و آیرونز و شری. به علاوه مستر ایکس که تاثیر و حضورش برای هر کارکتر متفاوت بود. بهتره اینطور بگم داستان لیان بیشتر بر اساس سناریو ب اورجینال ساخته شده بود. با این حال چیزهای خیلی کمی از بازی تغییر کرده بود و جزئیات کمی از سناریو لیان الف هم بود.
    گزاشگر1: آره موافقم.
    گزارشگر2: ولی با این حال یکسری از دشمن ها بود که لیان با اونا رودررو میشه و کلر نه. و برعکس. ولی باز هم اکثر مکان ها برای هر دو کارکتر یکی بود.
    گزارشگر1: لپ مطلب این که بازی نسبت به نسخه اورجینال خودش تغییر زیادی نکرده بود. و زیاد فرقی نداره که تو با کدوم کارکتر بازی رو شروع کنی چون، آآآم... هیچ تفاوتی در بازی نمیبینی!
    نیک: خب پس شما دارین میگین که هیچ تفاوتی بین دو کمپین نیست؟
    گزارشگر1: بله، البته به جز کاتسین ها و بیست دقیقه آخر بازی که اونم بیشتر در کات سین ها فرق داره.
    نیک: ممنون از توضیحاتتون. اینا رو یادم میمونه تا وقتیکه خواستم با برادر کوچیکم بازی کنم.
    صدای خندیدن
    گزاشگر2: خب حرفی آخری برای طرفدارا نداری؟
    نیک: اوه آره حتما.
    گزاشگر1: خب.
    نیک: میخواستم بهشون بگم که... منم یکی از شماهام بچه ها. من عصبی ام وقتیکه شما از بازی خوشتون نیاد ولی الان خوشحالم چون شما از بازی خوشتون اومده. از همه تون مچکرم که توی صفحه هام برام نوشتین" به این خانواده خوش اومدی" خیلی حس خوبی داشت برام. هر چقدر هم تشکر کنم کافی نیست.
    گزاشگر2: خب ممنون که حاضر شدی تا با ما گپ بزنی. میدونی خیلی خوبه که بشه با تو همیشه انقدر حرف زد. پس من ازت مچکرم نه فقط به خاطر صحبت کردنت با ما بلکه به خاطر صمیمیت و تقسیم کردن خاطراتت با ما. و در آخر" به دنیای رزیدنت اویل خوش اومدی"(خدافظی کن لعنتی)
    نیک: خیله خب...ممنون.
    گزارشگر1: خب منم ازت به خاطر حضورت تشکر میکنم نیک.

    پایان مصاحبه با نیک آپوستلییدس صداگذار لیان اسکات کندی


    مصاحبه بعدی این گروه با جولینا اندرسون صداگذار ایدا ونگ است که به زودی ترجمه میشه.


    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


  4. #4
    تاریخ عضویت
    2016/07/06
    نوشته ها
    319
    546

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake


    تیم Residence of Evil در دومین مصاحبه خود سراغ جولی ین اندرسون صدا گذار و موشن کپچر ایدا ونگ رفتند با ما همراه باشید با ترجمه این مصاحبه:

    jolene andersen = ada wong


    سلام به همگی من جولین اندرسون هستم صداگذار و موشن کپچر ایدا، ایدا ونگ( اسکی همون اول کار آبجی؟؟؟ پ.ن: سارا کاهل ایدا رو در رزیدنت اویل2 همینجور معرفی میکنه.)
    گزارشگر1: هی عرض سلام و خوش آمد گویی به همه. مهمون ما امروز اندرسون عزیزه. صداگذار ایدا ونگ در رزیدنت اویل2 ریمیک. هی حالت چطوره جولی؟
    جولین: سلام ممنون عالی ام. حال تو چطوره؟
    گزارشگر1: منم عالی ام. جولی، حالا که تو اینجایی چطوره در مورد خودت یکم به طرفدارا بگی؟ یا من خودم تو رو به طرفدارا معرفی کنم؟
    جولین: آآم... آره چرا که نه. من یه مدل و بازیگر هستم. در لس آنجلس به دنیا اومدم.آآآم... من خیلی با بازی های ویدئویی حال میکنم، با فیلم های اکشن هم همینطور. کارای تلویزیونی و تبلیغاتی هم زیاد انجام میدم. در حال حاضر تو کالیفرنیا زندگی میکنم که این شهر برام خیلی خفنه. یه ذره هم کارای هنری انجام میدم وخب... همین دیگه من اینم.
    گزارشگر1: الان کاملا از اونجا راضی هستی؟( کالیفرنیا)
    جولین: آره هوا اینجا عالیه. میدونی شهر خوبیه برای یه زندگی .
    گزارشگر1: تو کارای زیادی انجام دادی.(مدل، بازگیری، کارای تبلیغاتی، صداگذاری و...) گذشته ی پرکاری داشته مثل" نمایش ذهن جنایتکار" یه قسمتی رو یادمه که توهم توش حضور داشتی میدونی من اون نمایش رو دیدم.
    جولین: آره اون نمایش...
    گزارشگر1: تو اون قسمت خیلی خسته به نظر میومدی.
    صدای خندیدن
    گزارشگر1: برای کسایی که نمیدونن باید بگم که جولین در واقع تازه به دنیای رزیدنت اویل وارد نشده. اون در واقع نقش موشن کپچر بانوی مرموز ایدا ونگ رو در انیمیشن رزیدنت اویل نفرین شدگی بر عهده داشت. و همینطور موشن کپچر هانیگین. (پشمااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااام)
    جولین: آره آره، همونجا بود که من همه چیز رو در مورد ایدا فهمیدم. همه چیز رو در مورد این فرانچیز هم همونجا فهمیدم. قبل از اون اصلا آشناییتی نداشتم. میدونی کارای آمریکایی خیلی متفاوته. ولی میدونید ویژگی های انیمیشنی مثل بازی های ویدئویی نیست. و من اصلا کار در بازی های ویدئویی رو بلد نبودم. و بله رزیدنت اویل2 ریمیک یه جورایی اولین تجربه حرفه ای من در گیم بود.
    گزارشگر:آهان.
    جولین: و میدونی ایدا واقعا باحاله، علاقم به اون موقعی زیاد شد که نمایش نامه قسمت پرت شدن ایدا از پل رو خوندم. و بعد از اون توی سایت های طرفدارا کلی در موردش خوندم و الانم یکی از طرفدارای پروبال قرصش هستم! وقتی هم که داشتم آزمون رو انجام میدادم، خیلی مشتاق و هیجان زده بودم. و وقتی هم کار رو به من سپردن واقعا یه اتفاق عالی برام بود. چون اولین کار من تو گیم با شخصیت مورد علاقم همراه شد. الان بیشتر مشتاق حضور دوبارش هستم. (ایشالا) همونطور که این فرانچیز دوباره داره قوت میگیره.
    گزارشگر1: آره، ایدا واقعا یه شخصیت پردازی جالبی داره. وقتی که اون خودشو داشت به لیان در نسخه اورجینال معرفی کرد، میدونی داستان اون از اول ماجرا تا آخرش که همه گمون کردن مرد ولی نمرد جالب بود. همینطور علاقش به لیان و لیان هم که یجورایی جزء هیئت مدیره ی رزیدنت اویله!
    صدای خندیدن
    گزارشگر: لیان توی خیلی از نسخه های رزیدنت اویل حضور داشته و همینطور در تمامی انیمیشن ها و ایدا هم تقریبا همیشه با لیان بوده که این خیلی عالیه!
    جولین: آره...آره اون(ایدا) مثل یه رهبر مخفی واسه لیان میمونه.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: آره همینطوره.
    جولین: اون واقعا یه شخصیت خیلی باحال و خفنی هست. چون هیچ وقت اسم خودش رو مخفی نمیکنه. اسمش هم به قاتل ها میخوره(وات؟) همیشه کفش های پاشنه بلند میپوشه و لباس های زنونه ش جذاب ترش میکنه.
    گزارشگر: دقیقا. باهات موافقم.
    جولین: و میدونی ایدا با دیگر شخصیت های زن این فرانچیز متفاوته و من واقعا عاشقشم. میدونی اون یه شخصیت پردازی انعطاف پذیری داره و تو هیچ وقت سر از کارش در نمیاری. مثلا برای کی کار میکنه، یا انگیزش چیه؟ آخر رابطش با لیان چی میشه؟ ( ما هم نمیدونیم والا) و این واقعا باحاله!
    گزارشگر: آره خیلی اسرار آمیزه!
    جولین: بله ایدا واقعا اسرار آمیز و جذابــــــه. (تو جذاب تری شیطوووون) اون یه جورایی مثل کاراکتر های فانتزی میونه البته به نظرم تمام کارکتر های بازی های تم زامبی یه جورایی فانتزی هستن.
    صدای خندیدن
    جولین: و همین... من واقعا عاشق ایدام...خیلی.
    گزارشگر: میدونی... هر کسی توی این بازی یه هدف و داستان معلومی داره. یه پلیس جوون، یه دختر جوون که دنبال برادرشه، یه دختر بچه بیچاره و بقیه. اما ایدا... میدونی اون خیلی مرموزه. به نظرم خیلی راز درون ایدا هست.مثلا میدونی که رابطه بین اون و لیان واقعیه ولی نمیدونی که میشه به اون اعتماد کرد یا نه؟ توی یه لحظه خیلی دوسش داری و یه لحظه بعد به خاطر یه سری کاراش دوسش نداری.
    جولین: آره آره. به خاطر همین من میگم اون خیلی باحاله. تصورش رو بکن که این موضوع چقدر برای خود ما سازنده ها جالب بود، حتی نویسنده ها و کارگردان ها. این کار برای من یه مثل یه موهبت الهی بود.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب برگردیم به دمنیشن که اولین کارت در رزیدنت اویل بود. من فقط یکم کنجکاوم که بدونم که تو چطور انتخاب شدی؟
    جولین: آآآم میدونی اونا(کپکام) به من یه پیغام دادن به کارای من علاقه مند شدن و اگر من مایل باشم میتونم این کار رو انجام بدم و البته مبلغ قابل توجهی هم توی این کار نبود ولی من قبول کردم چون میدونی از کارای متفاوت خوشم میاد. باید بگم که پیشرفت کار خیلی خسته کننده بود چون مجبور بودم با کلی آدم ملاقات کنم و بالاخره موفق شدم به ژاپن برم و همونطور که گفتم اون کار برام کاملا جدید بود و اصلا خبر نداشتم قراره چه اتفاقی بیوفته. و این کار برام وقتی جالب شد که اونا همه چی رو بهم گفتن. چون من حتی نمیدونستم داستان پروژه چیه و یا اسم شخصیت چیه.
    گزارشگر: آهان.
    جولین: خب من رفتم ژاپن بدون اینکه متن نمایش نامه رو داشته باشم یا بدونم اوضاع از چه قراره. و بعدش اونا به من یه کتاب دادن و گفتن تو ایدا هستی. ایدا ونگ!
    صدای خندیدن
    جولین: و بعدش اونا به من گفتن این انیمیشن از فرانچیز رزیدنت اویل هست که به نظر برام یه سورپرایز بزرگ میومد. و منم مجبور بودم براش بجنگم.
    گزارشگر: که اینطور. خب آآآم... اوایل روند ساخت چطور بود. منظورم اینه بودن توی ژاپن برای تو چطور بود؟
    جولین: خب در واقع قرار بود تولید فیلم همینجا باشه و همینطور هم شد. فکر میکنم اونا ساخت انیمیشن رو اینجا انجام دادن چون لس آنجلس و کالیفرنیا به محیط ساخت انیمیشن شبیه تر بود و این موضوع برای اونا خیلی مهم بود. من کارای زیادی انجام دادم که مجبور بودم به خاطرش سفر کنم توی این کار هم از سازنده ها پرسیدن چرا انقدر پول و زمان خرج کردن تا اینجا انیمیشن رو بسازن و انا گفتن "ما معتقدیم المان و آیتم های مد نطر ما برای این انیمیشن در اینجاست." که این برای من خودش یه شانس بود.
    گزارشگر: میدونی من قبلا پشت صحنه این انیمیشن رو دیدم و برام خیلی جالب بود که تو با ژاپنی ها کار میکردی و خب همه ژاپنی حرف میزدن و تو و کلوین دورمن(موشن کپچر لیان) انگلیسی حرف میزدین. بگذریم دمنیشن برام یه فیلم فیزیکی خیلی خوبی بود ولی برام جای سواله که تو چطوری از لحاظ فیزیکی برای این شاهکار آماده شدی؟ چون میدونی ایدا خیلی حرکات فیزیکی انجام میده و اون صحنه های پشتک زدن دوست داشتنی و در کل حرکات رزمی لیان و ایدا رو چطور انجام دادین؟
    جولین: آره میدونی... اونجا یه تیم خیلی ماهر که مثل نینجاها بودن استخدام شده بودن که همشون هم محلی بودن.(ژاپنی بودن) در حقیقت اونا مردم خیلی شگفت انگیزی هستن و همش به من میگفتن تو میتونی، تو هم میتونی انجامش بدی. میدونی صحنه هایی که باید با سلاح کار میکردیم رو خودمون انجام میدادیم ولی توی بقیه ی صحنه ها اونا فوق العاده بودن. بگذریم، در مورد حرف زدنمون هم باید بگم که ما یه مترجم داشتیم و اینطور بود که کارگردان مثلا پنج دقیقه ژاپنی حرف میزد و بعد مترجم ترجمه اون حرف ها رو کلا توی یه جمله به ما میگت مثلا"الان باید بری توی این اتاق!"
    صدای خندیدن
    جولین: و آره به جز من و کولین(موشن کپچرلیان) هیچ کس اونجا انگلیسی صحبت نمیکرد و ما فقط یه مترجم داشتیم و بقیه تیم هم بین خودشون ژاپنی حرف میزدن. ولی با این حال عجب کار فوق العاده و عالی ای برام بود. من واقعا از اون کار لذت بردم چرا که اونا توانایی بالایی داشتن و یه انیمیشن زیبا رو ساختن.
    گزارشگر: فکر کنم این کار برات خیلی چالش برانگیز بود چون تو به عنوان یه بازیگر میخواستی بازخورد کارگردان و بقیه تیم چیزی باشه که راضی کننده باشه و باعث بهبود کار بشه. احتمالا هم همینطور شده و تنها مشکلت مترجم بوده! چون اینطور که میگی مترجم نمیتونسته منظور کارگردان رو خوب بهت برسونه.
    جولین: آره، آره همینطوره. کارگردان پنج دقیقه حرف میزد و مترجم به من سه تا کلمه تحویل میداد.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب، آآم... چند بار آزمون دادی تا تونستی موفق بشی؟
    جولین: خب برای فیلم دمنیشن دوبار که کلا دو سه ساعت طول کشید. اونا خیلی سخت گیر بودن و کاملا استاندارد عمل میکردن. اولش سعی کردن جزئیات رو بهم بگن و بعد چیزای گسترده تر و بیشتری رو در مورد فرانچیز بهم گفتن، و بعد تیم رو بهم معرفی کردن.
    گزارشگر: تا وقتی نمایش نامه به دستت برسه و آزمون بدی تو هیچ چیزی ار رزیدنت اویل نمیدونستی.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: اونا بهت چی دادن؟ منظورم اینه اونا برای تو که هیچی از فرانچیز نمیدونی چی گفتن؟
    جولین: خب اول اونا برای آزمون یه صحنه از نمایش رو دادن و بعد در مورد ایدا و بعد رابطه ایدا با لیان رو توضیح دادن. در واقع اونا بهم داستان کلی رو البته یکم مبهم برام توضیح دادن. و اینکه تا کجاش به من مربوط میشه و بعدشم یه دسته از صحنه های اکشن رو گفتن مثلا بهم گفتن تو باید از یه دیوار بپری و زامبی ها یهو جلوت ظاهر میشن و...
    صدای خندیدن
    جولین: اونا بهم در مورد رفتارام توضیح دادن و اینکه میخوان چطور باشه. من فکر میکنم که اونا میخواستن اصل و اساس ها رو به طور دقیق برام توضیح بدن و اتفاقایی که قراره توی فیلم بیوفته البته شاید اینا رو توی چند دقیقه ی کم خلاصه کردن و... آره دیگه همینکارا رو کردن.
    گزارشگر: که اینطور.... اگه با فرانچیز آشنا بودی این اتفاقا برات نمی افتاد.
    جولین: خب ولی الان همین قدر که همه میدونن میدونم.
    صدای خندیدن
    جولین: این کاریه که همه ی شرکت های گیم انجام میدادن. ولی... آآآم، مثلا وقتی من داشت کار توم رایدر رو انجام میدادم.(جولین اندرسون کار صداگذاری نسخه قبلی بازی توم رایدر رو بر عهده داشت) که نقش مهمی رو داشتم و... میدونی وقتی داری اینکار رو انجام میدی و اونا حتی اسم شخصیت رو بهت نمیگن و تو هم هیچی ازش نمیدونی و بعدش... موقع شروع کار تو میگی" چـــــِی؟ این بازی اسمش توم رایدر هست؟" و باز با خودت میگی "الانه که بقیه هم بفهمن داری رو چی کار میکنی". چون اونا یه سری گیمر پرشور هستن. و گیمر ها هم همیشه باهوش هستن.
    صدای خندیدن
    جولین: البته توی توم رایدر من انتظار اینا رو نداشتم.
    گزارشگر: وقتی که داری آزمون میدی هم موشن کپچر و هم صداگذاری رو با هم انجام میدی یا نه؟
    جولین: خب این موضوع بستگی داره. میدونی وقتی قراره جفتش رو انجام بدی، خب راستش قبلش فکر نمیکردم اصلا برای صداگذاری ایدا هم انتخاب و شانسی داشته باشم. این موضع برام خیلی ناراحت کننده بود. ولی بعدش که کار توم رایدر رو انجام دادم همه چی تغییر کرد. کلی دوربین و کلی ضبط صدا و باید همشون رو با هم در یه صحنه انجام میدادی. و بعدا توی این کار هم وقتی صحنه سقوط ایدا رو دیدم اونا بهم تاکید کردن و گفتن"این صحنه برای طرفدارا خیلی مهمه." پس این موضوع بیشتر به این بستگی داره که کارت چجوری باشه.
    گزارشگر: وقتی که داشتی کار دمنیشن رو انجام میدای(بکش بیرون از دمنیشن دیگه) و پشت صحنه رو میدیدی که چجوری بازی کردی و یا اینکه چجوری مجبور بودی با اون کفش های پاشنه بلند بدویی که البته خیلی هم عالی بود.
    جولین: آره بهش میگفتیم موشن کپچر پاشنه بلند!
    گزارشگر: فکر میکردم برای اینکار هم یه تیم پشتیبانی هم باشه چون کار با کفش پاشنه بلند واقعا سخته. و به مچ پا هم فشار میاره.
    جولین: آره من پاهام له شد! (به جهنم کلا توی دمنیشن ایدا یه صحنه داره میدوئه)
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب تو با توجه به اینکه تو نمایش نامه دمنیشن رو کامل خونده بودی و تمام دیالوگ های ایدا رو میدونستی جایی بوده که به خودت بگی"خدای من، واقعا دوست دارم این صحنه رو خودم صداگذاری کنم!"
    جولین: اوه آره آره آره. ببین وقتی داری کار موشن کپیچری رو انجام میدی مجبوری کل دیالوگ ها رو کلمه به کلمه رو بگی. و اگه وسطش گند بزنی همه ی تیم مجبور میشن اون صحنه رو دوباره انجام بدن فقط به خاطر تو. به خاطر همینه که این کار خیلی سختیه....
    گزارشگر: اوهوم.
    جولین: تو داری همه ی این دیالوگ ها رو یه بار میگی و بعدش خیلی نا امید کنندس چون میفهمی فقط از حرکات بدنت قراره استفاده بشه.
    گزارشگر: درسته.
    جولین: من واقعا نا امید شدم وقتی دیدم که یکی دیگه صداگذاری رو حرکات من انجام داده و بعدش گفتم" اوه منم این صحنه رو همینجوری گفتم." (داری در مورد کورتنه تیلور بد میگی لاشی؟ )
    صدای خندیدن
    جولین: با این حال همونطور که گفتم اون کار برام مثل یه موهبت الهی بود. خیلی حال داد، خیلی برام خوب بود، البته فکر میکنم کار برام ساده تر هم میشد اگه کار صداگذاری رو هم خودم انجام میدادم. چون میدونی تجسم اینکه یکی دیگه داره روی بدن من صداگذاری میکنه منو اذیت میکرد و اگه من خودم صداگذاری رو انجام میدادم میتونستم بیشتر با شخصیت و صحنه خلق بگیرم.
    گزارشگر: آره. اما در طرف مقابل هم سختی وجود داره اینکه تو باید فیلم رو ببینی و بعد تن صدات رو هماهنگ کنی و بعد جملات رو متناسب با حرکات لب کاراکتر بگی و اینکه تو نمیتونی دیالوگ مد نظر خودت رو بگی چون میدونی اینکار برای موشن کپچر ها فقط امکان پذیره.
    جولین: آره... وقتی من توی تایتان فال صداگذاری فرمانده سارا بیریگز رو انجام میدادم همش به این فکر میکردم که کی کار موشن کپچر این شخصیت رو انجام داده.میدونی به نظرم اینکه تو جفت کارها رو خودت انجام ندی یه جور تناقص محسوب میشه. به علاوه فکر میکنم اینطوری برای خود کارگردان و حتی نویسنده و بقیه تیم راحت تر باشه. اینطوری خودت همه چیز رو خودت انجام میدی و و دیگه لازم نیس همه چیز رو دوبار برای دو نفر بگی.
    گزارشگر: آره به نظر منم اینطوری برای تیم سازنده ها راحت تره. توی رزیدنت اویل2 ریمیک هم کار صداگذاری رو جدا از کار موشن کپچری انجام دادی؟ ( چه عجب وارد بحث اصلی شدن.)
    جولین: نه نه... همزمان با اجرای کار موشن کپچری صداگذاری رو هم ضبط میکردیم. دقیقا مثل یه برنامه تلویزیونی. میدونی توی اینکار میتونستیم بعضی جاها بعضی چیزها رو عوض کنیم، سه سال بود که داشتیم روش کار میکردیم.
    گزارشگر: آره درسته.
    جولین: البته توی گیم پلی باید جدا از موشن کپچری صداگذاری میکردیم. ولی تو بقیه موارد همزمان صداگذاری میکردیم، و همه ی تیم هم موقع ضبط باید توی محل میبودن. همه ی تیم مثل تیم صدابرداری و بقیه.
    گزارشگر: این عالیه. تکنولوژی جدید موتور آر_ای همه چیز رو خیلی طبیعی جلوه میده که اینم خیلی عالیه.
    ادامه دارد

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    قسمت دوم

    گزارشگر: خب پس تو چطوری... آآآآم... تو خودتو چطوری برای ایدای رزیدنت اویل2ریمیک آماده کردی؟
    جولین: من بعد از خوندن نمایش نامه، هر اتفاقی که قرار بود بیوفته رو کنار هم گذاشتم و خدا رو شکر اونا(کپکام) روی این پروژه و مخصوصا کاراکتر هاش تاکیید داشتن. خب موقع شروع کار، از اونجایی که کارگردان رو میشناختم پیش اون رفتم و بهش گفتم" اوه خدای من... من دوباره اینجام! خـــیلی دوست دارم که دوباره نقش ایدا رو انجام بدم."
    صدای خندیدن
    جولین: و منم میدونستم این پروژه برای من مثل کارای قبلیم نیست و برام مثل یه سکوی پیشرفته. خب بعدش اونا بهم اجازه دادن که توی آزمون شرکت کنم. یادمه که توی آزمون اولیه نزدیک به هزار نفر آدم اومده بودن. بعد از آزمون هم خیلی بد بود، چون میدونی همش به این فکر که" ازم خوششون اومد یا نه؟ بهم زنگ میزنن؟ اوه خدای من اونجا خیلی ضایع بودم" و اینطوری من وارد این پروژه شدم. البته همه ی رقیبام عالی بودن ولی من موفق شدم. و همیشه هم به خاطر این نقش خدا رو شکر میکنم.(اجرکم الله. احسنت دخترم)
    گزارشگر: آره. تو تنها کسی بودی که من میدونستم برای نقش ایدا بر میگردی، البته برای موشن کپچر نه در مورد صداگذاریت. چون همه ی صداگذار ها جدید بودن. ولی اون کسی که صداگذار هانک بود قبلا هم توی رزیدنت اویل بوده. ولی تو تنها کسی بودی که قبلا توی رزیدنت اویل کارت رو به زیبایی انجام داده بودی.
    جولین: خیلی ازت ممنونم. میدونی اونا برای این بازی همه چیز رو از اول نوشته بودن و حتی یه دیالوگ هم مثل نسخه اورجینال نبود و همونطور که گفته بودم اونا روی این پروژه خیلی حساس بودن و منم باید تمام تلاشم رو میکردم تا از کارم اخراج نشم.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب وقتی داشتی روی این بازی کار میکردی جایی بود که اونا بهت اخطار بدن یا ازت بخوان و یا خودت بخوای که دوباره اون صحنه رو بازی یا صداگذاری کنی؟
    جولین: آآم... آره یک یا چند جای دلهره آور بود که وقتی من انجامش دادم قیافم طوری بود که همه میفهمیدن برای این صحنه آماده نیستم. نمیدونم اصلا چند تا موشن کپچر دیدی ولی اکثرا همه بعد از کارشون احساس میکنن که گند زدن.
    صدای خندیدن
    جولین: تمام دخترایی که سر صحنه بودن خیلی قابل ستایش بودن که همشون ژاپنی بودن اکثرا هم ژیمناستیک کار بودن ولی من، میدونی کار اصلی من مدلینگه من یه مدلم، من سفید پوستم، من خیلی لاغرم به خاطر همین سر بیشتر صحنه ها با خودم میگفتم" اینجا دیگه میترکم! من افتضاح بودم، اه دیالوگم رو بد گفتم، اینجا افتضاح کار کردم." و بعدش یهویی نظرم عوض میشد. با خودم میگفتم"اوه، شاید اینجا خوب بودم. اینجا رو عالی کار کردم." و میدونی همه اینا منو نگران میکرد. اینکه اونا به ایدای مد نظرشون رسیده بودن یا نه مهمترین نگرانی من بود. ولی با این حال بیشتر مواقع سعی میکردم خودمو آروم نگه دارم.
    گزارشگر: خب واکنشت چی بود وقتی اونا بهت زنگ زدن و بهت گفتن: هی تو برای ایدا انتخاب شدی ولی نه فقط برای موشن کپچر، تو قرار صداگذار ایدا هم باشی!"
    جولین: وحشتناک هیجان زده شدم. منظورم اینه که این موضوع برای مثل یه زندگی ارزش داشت چون اونا به من ایدا رو داده بودن و اینم فقط یه فیلم بود. به خاطر همین خیلی هیجان زده بودم و هنوزم هستم. میدونی چیه این یعنی اینکه اونا بهت اعتماد کردن و کار به مهمی رو به تو سپردن و کاراکتری رو بهت سپردن که مردم عاشقشن. و اینکه ما قرار بود کاری رو انجام بدیم که همه بی صبرانه منتظرش بودن و من هم توی تیم سازنده این پروژه بودم. فکر نمیکنم هیچ حسی بالاتر از این برای یه بازیگر مثل من باشه. منم سعی کردم بهترین ایدا رو بهشون تحویل بدم.
    گزارشگر: آره مخصوصا برای همچین کاراکتری بایدم همچین حسی رو داشته باشی. همونطور که گفتم ایدا توی خیلی از نسخه ها بوده چه نسخه های بازی چه در انیمیشن ها و حتی در سری سینمایی این فرانچیز... خب این برات واقعا یه شانس بزرگ بود. ولی خب همونطور که خودت گفتی تو قبل از دمنیشن با این فرانچیز آشنا نبودی، کلا هم یه گیمر نیستی و کار اصلیت مدلینگه ولی خیلی خوب تونستی با این کاراکتر خلق بگیری و یه جورایی الان یه فن محسوب میشی.
    جولین: آره.
    گزارشگر: با این حال میدونم اینکار برات خیلی سخت بوده.
    جولین: دقیقا... دقیقا... مخصوصا کاراکتری مثل ایدا که مردم واقعا عاشقش هستن و کلی هم فن بزرگ و پروبال قرص داره. من کلی ایمیل و پیغام در صفحات شخصیم در مورد ایدا گرفتم.( بهت نظر داشتن ) ولی با این حال اون موقع سخت ترین روزهای زندگیم رو میگذروندم چون نمیخواستم سازنده ها رو ناامید کنم نمیخواستم فن ها رو ناامید کنم چون اونا ایدا رو بی اندازه دوست دارن. و خوشحالم که واکنش طرفدارا تا این حد خوب بود و همه بهم گفتن" واااای ما عاشقتیم ایدا!" بازم خدارو شکر میکنم.(بازم اجرکم الله دخترم )
    گزارشگر: آره. تو توی رزیدنت اویل2 ریمیک بودی که خیلی فوق العاده بود. من یه طرفدار بزرگ از این فرانچیز هستم. موقعی که این نسخه رو داشتم بازی میکردم تمام صحنات بچگیم یادآوری شد.
    جولین: واو... عجب مصاحبه محشری شده! بله، من فکر میکنم ساخت این بازی یه ریسک بزرگ بود. من نمیدونم نویسنده ها تا چه حد داستان این نسخه رو عوض کردن(هیچی) ولی میدونم تلاش زیادی کردن و میدونی، مردم بیشتر از شخصیت های پیچیده خوششون میاد به خاطر همین میگم ریسک بزرگی بود، و من به این تیم افتخار میکنم که هیچین ریسکی رو قبول کردن و این بازی رو دوباره بازسازی کردن،میدونی به گفته خودشون سعی کردن داستان بازی رو بیشتر از نسخه اورجینال احساسی کنن. میدونی چون اگه اینکار رو نمیکردن میدونی فن ها چقدر ازشون متنفر میشدن؟ مطمئنا اونا میگفتن" این افتضاحه، این مزخرفه، ف.ا.ک_ ی.و(اجرکم الشیطان. دهنتو آب بکش دختر!)
    صدای خندیدن
    جولین: با این حال خوشبختانه تا الان همه از بازی خوشش اومده و قدردان این تلاش ها بودن و دوباره میگم"من به این تیم افتخار میکنم."
    گزارشگر: آره، میدونی برنامه و زمان بندی اونا برای رزیدنت اویل خیلی بی ثبات بود، برای همین بازی هم حدود سه سال پیش بود که اونا یهویی اومدن و گفتن هی ما داریم انجامش میدیم. ما دارین رزیدنت اویل2 رو دوباره میسازیم و بعدش سکوت... تا سه سال هیچ خبری نبود. و بالاخره بعد سه سال یه تریلر از بازی نشون داده شد که همه رو مجنون کرد! اما فکر میکنم این بازی تقریبا تمام انتظارات رو بر آورده کرده و این بی برنامگی و این سه سال ارزش صبر کردن رو داشت.
    جولین: خب من خودم خیلی خوشحالم که انتظارات برآورده شده و هیچ کس ناامید نشده. توی تیم یه نفر بود که برای هر صحنه گریه میکرد، چون زمانی که بچه بوده نسخه اورجینال رو بازی کرده بوده.
    گزارشگر: احتمالا اسمش نیک نبوده؟(نیک صداگذار لیان)
    صدای خندیدن
    جولین: بله.
    گزارشگر: ما قراره در آینده با نیک هم مصاحبه کنیم.(مصاحبه با جولین اندرسون زودتر انجام شده ولی بعد از مصاحبه با نیک منتشر شده.)
    جولین: اوه جدی؟
    گزارشگر: آره، نیک یه فن بزرگه.
    جولین: میدونم. نیک همش به من میگفت هی بیا خونه ی من تا باهم نسخه اورجینال رو بازی کنیم.(بدبخت روت نظر داشته کدوم احمقی به یه زن میگه بیا خونه من با هم بازی کنیم؟؟؟؟)
    صدای خندیدن
    جولین: بگذریم... سازنده ها همیشه به بازیگر ها میگن که قراره اینجا چه اتفاقی بیوفته و خب تو میتونی همیشه مثل نیک واسه بعضی از صحنه ها هیجان زده بشی و بگی این برای من خیلی الهام بخشه. آره من هم برای نیک و هم برای کسایی که لیان رو دوست دارن خوشحالم. میدونی ایدا یه شخصیت بزرگیه درست مثل لیان که یه شخصیتی داره که هر گیمری رو به سمت خودش میکشونه. و نیک تو هر صحنه ای احساسی میشد.
    گزارشگر: خب خوشبختانه طرفدارا اونجا نبودن که نیک رو ببینن!
    صدای خندیدن
    گزارشگر: راستی شما این بازی رو کجا ضبط کردین؟ یعنی وقتی که بازی رزیدنت اویل7 اومد اونا گفتن که بازی روی توی یه کلبه فیلمبرداری کردن اما رزیدنت اویل2 رو کجا فیلم برداری کردین؟
    جولین: توی کالیفرنیا. واقعا عالی بود. تکنولوژی خیلی پیشرفته ای داشتیم.
    گزارشگر: حالا که صحبتش شد، از زمان دمنیشن تا رزیدنت اویل2 ریمیک چه قدر تکنولوژی تغییر کرده؟
    جولین: به اندازه ی یک دنیا پیشرفت کرده. به حدی که تکنولوژی دمنیشن در مقایسه با رزیدنت اویل2 ریمیک اصلا به چشم نمیاد. تکنولوژی نه تنها برای موشن کپچر ها بلکه برای کل تیم پیشرفت کرده و ما تقریبا همه ی کار ساخت یه صحنه رو همون موقع فیلم برداری میساختیم. ولی در دمنیشن موضوع فرق میکرد. همه چی حتی صداگذاری باید بعد از موشن کپچری انجام میشد.
    گزارشگر: آره منم همینطور حدس میزدم. این بازی توی سه سال ساخته شد که مدت زمان نسبتا سریعی بود. البته مخصوصا توی این سطح از جزئیات.
    جولین: آره.آره.
    گزارشگر: خب بیا دوباره در مورد ایدا حرف بزنیم. توی دمنیشن ایدا یه شخصیت سرد و در عین حال مرموز، جاسوس... آآآم... البته یه نقطه ی نرمی با لیان داشت، ولی الان توی این بازی با دوباره وارد شدن کاراکترها ایدا یکم آسیب پذیرتر به نظر میرسید. اون به نظرم موقر و خوش قیافه تر شده بود. میخوام نظرت رو راجب به این تغییرات ایدا و تغییراتی که به نظرت در آینده کرده بدونم.(تغییرا ایدا از رزیدنت اویل2 ریمیک تا رزیدنت اویل دمنیشن)
    جولین:اوه... میدونی ما هممون تلاش کردیم توی این نسخه شخصیت ها اصالت هاشون رو حفظ کنن(مثلا الان فحش دادن جزء اصالت هاشون بود؟؟؟) میدونی ما میخواستیم که همه یکمی تغییر داشته باشن اما جزئی. مثلا در صحنات احساسی که قرار بود فیلم برداری کنیم همش به این فکر میکردیم که چجوری اون صحنه رو حقیقی تر جلوه بدیم، مثلا چجوری نشون بدیم که ایدا تا چه حد و در کجاها آسیب پذیر میشه. و من هم به عنوان یه بازیگر نمیخواستم جوری بازی کنم که شخصیتم خیلی کاریکاتوری و مسخره به نظر برسه.خب بالاخره تصمیم بر این شد که به ایدا بیشتر از نسخه اورجینال توجه بشه و خط داستانی بیشتری هم داشته باشه.(یعنی حضورش پررنگ تر بشه.) نمیخوام واسه کسایی که هنوز بازی رو انجام ندادن اسپویلی بکنم اما من عاشق اون صحنه های عاشقانه و احساسی بین اون(ایدا) و لیان هستم... در این نسخه پایان داستان این دو نفر تازه شروعی بر روابطشون هست و آآآم... اینجور صحنه های احساسی بین این دونفر ادامه دار خواهد بود چون ایدا یه شخصیت مهم در این فرانچیزه و یه کاراکتر بیخود نیست و من واقعا عاشقشم و میدونم که طرفدارا هم عاشقشن!
    گزارشگر:درسته.
    جولین: و آره... ما سعی بر این داشتیم که اصالت ها رو برای شخصیت ها حفظ کنیم و رابطه بین ایدا و لیان و هم کمی باز تر نشون بدیم.(استغفرالله من فکرم کثیفه) که به نظرم هم خیلی عالی شده بود.
    گزارشر: آره. ایدا همیشه مثل یه زره میمونه که کسی نمیتونه وارد باشه چون...چون میدونی اون یه جاسوسه و شخصیتش همینه. به خاطر همین رفتار اون معمولا یه جورایی در خودگراست و حتی بعضی وقت ها خودش رو هم بازی میده و خب... همیشه این رفتارهاش رو در مقابل لیان هم انجام میده اما در آخر این زره ش مقابل لیان شکسته میشه و مقابل لیان نرم تر میشه.
    جولین: آره.
    گزارشگر: به خاطر همینه که ایدا انقدر طرفدار داره. میدونی اون یه جاسوسه و همیشه باید کارش رو بی نقص انجام بده ولی بعضی وقت ها تو متوجه میشی که چیزی درون اون هست که بسیار زیبا و عاشقانس. به نظر من ایدا همیشه بین دو پرسش که"باید چجوری باشه؟" و " خودش چجوری میخواد باشه؟" گیر کرده.
    جولین: آره دقیقا منم همین نظر رو دارم. اونم مثل همه یه انسانه و احساسات یه انسان رو داره. به خاطر همینه که منم مثل تو و بقیه ایدا رو انقدر دوست دارم و اون انقدر محبوب و معروفه.
    گزارشگر: آره. و اینکه اون خیلی بزن بهادره!
    صدای خندیدن

    ادامه دارد

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


  6. #6
    تاریخ عضویت
    2016/07/06
    نوشته ها
    319
    546

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    جولین: آره اون واقعا خیلی بزن بهادره! جدی میگم. اون یجوریه که همیشه دوس داری طرف تو باشه. نمیخوام اسپویل بکنم برای کسایی که هنوز موفق به بازی کردن نشدن، ولی ایدا خیلی سرسخته ، اون نابود نشدنیه.(این الان اسپویل بود؟؟؟؟!!؟؟)
    گزارشگر: درسته.
    جولین: و اینو خیلی دوست دارم. و شوخ طبعیش که یه عادت همیشگیشه.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: آره ایدا معمولا یکم شوخ طبعه.
    جولین: این خصوصیت ایدا رو باحال تر میکنه.
    گزارشگر: خب، بین دمنیشن و انجام پروژه ریمیک2 در مورد ایدا تحقیقی انجام دادی؟
    جولین: نه، نه. چون همه چی رو در مورد اون میدونستم. چون توی این مدت زمان میدونستم ایدا مال منه!( معرفی میکنم مالک ایدا ونگ خانم اندرسون هستن ) و از اونجایی که توی دمنیشن نقش ایدا رو داشتم مطالب عمده و مهم رو میدونستم. توی این نسخه انگار اینجوری بود که ما داریم ایدا رو به یه دنیای جدید توی سال 2019 وارد میکنیم. نمیخواستیم برای اون کارای تکراری انجام بدیم.
    گزارشگر: درسته.
    جولین: از اون گذشته، وقتی به یه نفر توی یه پروژه اعتماد میکنی و اونا هم تورو استخدام میکنن، به این معنیه که اونا هم به تو اعتماد کردن. پس من یه جورایی داشتم با سازنده ها و کارگردان و تام( هو د هل ایز هی؟) کار میکردم و خب طبیعیه که کار کردن با همیچین آدم هایی یعنی اینکه نباید گند بزنی. میدونی اگه توی کار یه نفر بهم میگفت برو و در مورد این موضوع که مربوط به ایداست تحقیق کن، من انجام میدادم! اما ما اینکارها رو انجام نمیدادیم. من در واقعا ایدا رو توی ذهنم تجسم میکردم و اونا همین رو از من میخواستن.
    گزارشگر: نکته خوبی بود. چون تو برای این کار زیاد هم جدید نبودی و با ایدا آشنا بودی و اصلا لازم نبود که بدونی چه اتفاقی قراره براش توی این نسخه بیوفته چون کاملا رفتارش رو میدونی.
    جولین: میدونی ما قرار بود توی این نسخه به ایدا یه قلب جدید بدیم. یعنی این تصمیم کارگردان و من بود. نه تنها ایدا بلکه تمام کاراکترها و نویسنده ها هم تمام خصوصیات اصلی ایدا رو به کار بردن.
    گزارشگر: اوهوم... موقع ساخت بازی آزادی عمل هم داشتی؟
    جولین: آره یه جورایی. ما یه کارگردان فوق العاده و وظیفه شناس داشتیم که همش سر تام فریاد میزد(تام کیـــــــــه؟؟؟) و این کار نتیجه یه کار گروهیه...میدونی منظورم این بود که کارگردان همه کاره بود ولی اینجوری نبود که به ما بگه" باید اینکار رو انجام بدی."
    صدای خندیدن
    جولین: میدونی بیشتر اون به ما اینطوری میگفت که" نظر تو چیه؟___ تو چی فکر میکنی؟" میدونی به نظرم اونا همینطوری کسی رو استخدام نمیکنن بلکه به خاطر استعدادهای شخص براش ارزش قائل میشن. نه نه نه، اینطوری نبود که برای انجام کاری مجبور بشم چون ما همه ی صحنات رو با مشورت فیلبرداری میکردیم. ما کارهامون رو بر اساس اعتماد انجام میدادیم.
    گزارشگر: خب از این موضوع خیلی خوشحال شدم. بریم سراغ سوال بعدی... کدوم خصوصیت تو به نظرت شبیه ایداست؟
    جولین: واو چه سوال جالبی! من از خیلی خصوصیت های ایدا خوشم میاد و از کاراکتر های زن قوی هم خوشم میاد و ایدا همینطوره...
    گزارشگر: آره.
    جولین: و دقیقا عین ایدا من فکر میکنم خودم در زندگیم خیلی قوی ام، خیلی مسئول پذیرم، و همچنین مثل ایدا در مواردی آسیب پذیرم، خیلی مهربونم... منظورم اینه که من نسبت به ایدا خیلی مهربون ترم.در کل به نظرم ایدا یکمی دلسوز، بسیار سرسخت و در جاهایی نرمه و منم توی زندگی واقعیم همینطوری هستم. شایدم به خاطر همین موضوع برای ایدا انتخاب شدم.
    گزارشگر: درسته.
    جولین: توی هر گیمی زن قوی وجود داره که باید از یه مخمصه نجات پیدا کنه مثل ایدا ولی تفاوت ایدا با اونا اینه که ایدا در درون خودش یه چیز مخفی داره. میدونی مثل احساساتش و افکارش و به نظرم در دنیای گیم اون از هر زن قوی دیگه ای قوی تره و با این خصوصیات من فکر میکنم توی زندگیم سرسختی، اهمیت ندادن به جزئیات و نوع تصمیم گیری ایدا رو دارم. سازنده ها هم همین رو برای ایدا ازم میخواستم که خب، این همون خصوصیات خودم بود.
    گزارشگر: توی این پروژه به عنوان یک بازیگر باید وقت زیادی رو با نیک گذرونه باشی.(نیک صداگذار و موشن کپچر لیان) و از اونجایی که نقش ایدا رو در دمنیشن هم داشتی پس داستان ایدا و لیان رو هم کاملا میدونستی. لیان یه جورایی برای ایدا مثل یه کریپتون میمونه و حضور اونا با همدگیه آسیب پذیرشون رو کمتر میکنه (چون دو نفر میشن و دونفر قوی تر از یک نفر میباشد جناب کودن) در واقع نظرت راجب به رابطه این دو نفر چیه؟
    جولین: میدونی خیلی برام جالبه که این سوال رو میپرسی با اینکه پروژه این بازی تموم شده ولی من هنوزم به رابطه این دونفر فکر میکنم.
    گزارشگر: معلومه.
    جولین: میدونی مثلا اینطوری فکر میکنم که"ها... این دو نفر اینجورین. خب ادامه رابطشون چی میشه؟" در مورد فن ها زیاد مطمئن نیستم ولی احساس میکنم سوالاشون در مورد اونا اینه که" رابطه این دو نفر چه سرانجامی داره؟ آیا آینده خوبی برای این دونفر وجود داره؟ آیا گذشته ای ازشون بیشتر فاش میشه؟"
    صدای خندیدن
    گزارشگر: دقیقا همینطوره.
    جولین: میدونی جالب اینجاست که رابطه ها در زندگی واقعی هم به همین سبکه.(وات؟ یعنی یکی جاسوسه یکی ماموره؟) همیشه سوالات دو زوج در زندگی واقعیت هم همینه که" خب چه اتفاقی بعدش میوفته؟ آیا سرنوشت ما دو نفر بهم گره خورده؟ آیا ما اصلا با هم هستیم؟"خب... احساس منم به رابطه لیان و ایدا اینجوریه که معلومه یه رابطه ای بین این دونفر هست اما چیزی که رابطه ی این دونفر رو از بقیه متمایز میکنه همین تفاوتی هست که در رابطشون وجود داره و من عاشقشونم.
    گزارشگر: درسته ، کاملا درسته.
    جولین: و سازنده ها توی این نسخه سعی کرده بودن لیان رو نسبت به ایدا یکم نرم تر بکن و ایدا رو علاوه بر اینکه باید ماموریتش رو انجام بده نسبت به لیان نرم تر کرده بودن. ول هنوز رابطشون برام یکم معماست. البته میدونم فن ها بیشتر از من منتظر دیدن ادامه ی رابطشون هستن. این رمز و رازهایی که بینشون هست داستانشون رو جذاب تر کرده ولی خب... اونا هنوز در آخر ماجرا به هم نرسیدن و همین داستانشون رو رمانتیک تر و احساسی تر میکنه. اینکه ما نمیدونیم در آخر براشون چه اتفاقی ممکنه بیوفته. آره فکر کنم به طور کامل جواب سوالت رو دادم. من عاشق رابطشون هستم.
    گزارشگر: آره فکر کنم جواب هر طرفداری برای این سوال همین باشه.وقتی لیان برای اولین بار ایدا رو میبینه جوری رفتار میکنه که فکر میکنی داره سعی میکنه ایدا رو بدست میاره و میخواد همه رو نجات بده ولی وقتی با ایدا روبه رو میشه خب ایدا یه جاسوس مرموزه و خیلی سرسخته ولی به هر صورتی با هم همراه میشن و لیان همش داره به این فکر میکنه که من باید از ایدا محافظت بکنم و ایدا هم جوری رفتار میکنه که انگار به محافظت لیان احتیاجی نداره و در آخرش یه جورایی عاشق هم میشن. ولی ایدا همونقدر که عاشق لیانه همونقدر هم میدونه که نباید عاشقش باشه به خاطر کارش ولی لیان یه کاراکتریه که با توجه به اینکه توی اکثر نسخه ها بوده با گذشت زمان یه جورایی مثل ایدا میشه، یعنی منظورم اینه که یه آدم سرسخت میشه. تمرینات سخت و جنگ هایی که داشته باعث میشه که یه آدم سرد بشه ولی جالب اینجاست که وقتی ایدا رو میبینه رفتارهاش خیلی جالبه.
    جولین: هوم...
    گزارشگر: میدونی به نظرم به جای اینکه لیان روز به روز آدم بهتری بشه داره سرد تر میشه و اونم به خاطر اینه که داره پیرتر میشه.
    جولین: آره میدونی لیان اوایل یکم ساده لوح بود.
    گزارشگر: مخصوصا وقتی که با ایدا مواجه میشه.
    جولین: ولی ایدا از همون اول هم توانا بوده.(چون از همون اول هم جاسوس بوده. )
    گزارشگر: آره میدونی لیان و ایدا در این فرانچیز خیلی از جاها رو باهم پشت سر گذاشتن. بیشتر مواقع هر جایی که لیان میره سر و کله ی ایدا هم پیدا میشه.
    جولین: درسته.
    گزارشگر: و از اونجایی که این نسخه یه ریمیک هست و در آینده ممکنه اتفاقات دیگه ای بیوفته. به احتمال زیاد در نسخه بعدی شاهد حضور دوباره ایدا باشیم و من مطمئنم که تو دوست داری دوباره برای نقش ایدا برگردی.
    جولین: اوه خدای من البته! منظورم اینه که اگر سازنده ها دوباره منو بخوان منم برای ایدا میجنگم همونطور که توی این نسخه براش جنگیدم.(ایشالا کورتنه تیلور شما قراره دکمتو بزنی)
    گزارشگر: خب ماهم امیدوارم. تو کارت رو فوق العاده انجام دادی. کارت حیرت آور بود. از لحاظ فیزیکی تو نقش ایدا رو خوب بازی کردی اما صداگذاریت محشر بود.(یعنی صداگذاریت بهتر بود.) در کل کارت رو عالی انجام دادی.
    جولین: بابت این حرفت ممنون.
    گزارشگر: میدونی ایدا همیشه جزء کاراکتر های محبوب من در رزیدنت اویل بود البته سه شخصیت برتر و محبوب من به ترتیب اول وسکر هست. البته خودم نمیدونم چرا محبوب ترین شخصیتم باید یه شخصیت منفی باشه.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: و ایدا دومین شخصیت محبوب منه. و من واقعا عاشق ایدام. (شخصیت سومت کیه؟؟؟)
    جولین: منم همینطور.
    گزارشگر: خب به خاطر همینه که انقدر خوشحالم که تو کارت رو خوب انجام دادی و انقدر ایدای خوبی رو به ما نشون دادی.
    جولین: خوشحالم که شما رو ناامید نکردیم. خیلی ازت ممنونم. خیلی خیلی ممنونم. این حرفت برام خیلی ارزشمند بود.
    گزارشگر: البته تو قبل از اینکه یه موشن کپچر باشی یه مدلی و کارای مدلینگ زیادی انجام دادی. فکر میکنم برات یکم چالش برانگیز بود اینکه بتونی هرجفت حرفه ها رو انجام بدی.
    جولین: نه... نه... میدونی...آآآم... اتفاقا برام خیلی راحت بود. میدونی وزن من 51 کیلو هست و همیشه وزنم رو ثابت نگه میدارم من دیگه توی تلویزیون وفیلم زیاد بازی نمیکنم. فیلم هایی که مجبور باشم اینکارها رو انجام بدم. بیشتر فیلم هایی رو بازی میکنم که نقش یه مامور رو دارم یا مامور مخفی یا یه چیزی تو همین مایه ها.(نقش ایدا رو دادن بهت جو گیر شدی؟؟؟) خب به نظرم این دوتا خیلی بهم شبیه هستن (نقش ایدا و نقش های سینمایی جولین) من که فرقی بینشون نمیبینم. . من فکر میکنم که مدلینگ و چیزایی از این قبیل یه جورایی مثل یه تیتر روزنامه میمونن، یعنی خیلی سینماتیک هستن. منظورم اینه که مثلا تو کار مدلینگ فقط میخوان یه عکس ازت بگیرن ولی ساعت ها و ساعت ها روی استایلت، موهات و آرایشت وقت میزارن و خب همه ی اینا رو یه جورایی در گیم و فیلم هم روت انجام میدن. به خاطر همین همیشه فکر میکنم این کارها یه جورایی مثل هم هست. خیلی از هم دور نیستن. خب حداقل برای من اینجوریه.
    گزارشگر: با این حال فکر میکنی کدومشون برات سخت تره؟
    جولین: اوه معلومه بازیگری.
    گزارشگر: هوم...
    جولین: میدونی بازیگری بعضی جاها خیلی حال میده ولی تو باید کلی دیالوگ رو حفظ کنی، با کلی حالت های مختلف و خب میدونی حتی در این نسخه سازنده ها واسه کار ایدا روی من خیلی فشار میاوردن. چون اونا میخواستن ایدا خیلی خوب جلوه بده.( سازنده ها قبل از انتشار بازی گفته بودن ما برای ایدا حتی بیشتر از کلر وقت گذاشتیم)
    گزارشگر: توی حرفه ی مدلینگ و بازیگری آرزویی داری که واقعا بخوای انجامش بدی؟ و در آخر بگی ایول... من موفق شدم.
    جولین: میدونی پروژه های زیادی در آینده منتظر منه ولی با این حال چیزی که الان دارم همون چیزیه که من همیشه میخواستم و آرزوشون داشتم. من هیچ وقت آرزوی خیلی بزرگ و دست نیافتنی نداشتم و همیشه همین زندگی رو میخواستم پس فقط میخوام که با قدرت به جلو ادامه بدم و کارایی بکنم که بهشون افتخار بکنم.
    گزارشگر: عالیه.


    ادامه دارد

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    گزارشگر: خب پروژه ای کاری در آینده ی نزدیک داری که بخوای به ما بگی و در موردش صحبت کنی؟
    جولین: آه، در حال حاضر نقش یه کارکتر شیطانی قوی رو کار میکنم که خیلی باحاله و فیلمی که قراره از شبکه نتفیلیکس پخش بشه به اسم Prodigy که خیلی هیجان انگیزه و همچین یه فیلم سینمایی که قراره به زودی منتشر بشه به اسم هفت شیطان که البته یه فیلم ترسناکه.
    گزارشگر: چه جالب.
    جولین: آره.
    گزارشگر: ما فن ها چجوری میتونیم کارهات رو دنبال کنیم؟
    جولین: میدونی من یه صفحه توی فیس بوک و اینستاگرام و البته توی توییتر هم هستم. ولی خب بیشتر توی فیس بوک فعال هستم.
    خب یه سری بحث ها در مورد فیس بوک و فضای مجازی میکنن که بی نهایت مسخره هست پس بیخیال ترجمش شدیم.
    __________________________________________________ __________________________________________


    گزارشگر: خب... یه سوال از طرف یکی از دوست هامون دارم. سوالش اینه" اینکه جزئی از دنیای رزیدنت اویل بشی اونم با کاراکتری بزرگی مثل ایدا چه حسی داره؟ و اینکه ارتباط تو با فن ها چجوریه؟"
    جولین: بی نظریه. منظورم اینه که واقعا عالیه... وقتی ازم پرسیدی که بزرگترین آرزوت چیه؟ من بهم گفتم که همینی که الان هستم. نمیدونم دیگه چجوری بگم... عاشق اینم که توی دنیای رزیدنت اویل باشم. و ارتباط من با بقیه بسیار خوبه. صادقانه گفتم.
    گزارشگر: خب حرفی داری که بخوای به فن ها و طرفدار ها بگی؟
    جولین: آآآم... ممنونم. از همتون ممنونم. به خاطر اینکه ایدای جدید رو پذیرفتین و هنوزم عاشقش هستین و ناامید نشدین. به خاطر اینکه عاشق این بازی شدید. برای من یه افتخار بود که نقش ایدا رو بازی کنم و مثل شما عاشق ایدا هستم.
    گزارشگر: خب همه میدونن که ایدا چه قدر دوست داشتنیه و کار تو چقدر دوست داشتنیه و همه کار تو رو تحسین کردن...
    جولین: ممنون.
    گزارشگر: خیلی ازت ممنونم که وقتت رو به ما دادی گفت و گوی خیلی خوبی بود. مشخصا که تو عاشق این فرانچیز، عاشق فن ها و عاشق شخصیت ها هستی. خیلی خوشحال شدم که تونستم باهات حرف بزنم.
    جولین: منم همینطور.ممنون از وقتی که برای من گذاشتین.
    گزارشگر: خیله خب دوستان. این جولین اندرسون بود صداگذار و موشن کپچر ایدا ونگ در رزیدنت اویل2 ریمیک و ما یک گپ فوق العاده با ایشون داشتیم. بازم ازت ممنونم جولین.
    جولین: منم همینطور... خدانگهدار!
    (خب آبجی جولی جون دکمه پلیز نه تو نه داش نیک بر نخواهید گشت به امید دیدن دوباره حضرات والا متیو مرسر و کورتنه تیلور! )

    پایان مصاحبه با جولین اندرسون صداگذار ایدا ونگ


    تمام
    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


  8. #8
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    تیم Residence of Evil در سومین مصاحبه خود سراغ استفانی پانیسلو صدا گذار و موشن کپچرکلر ردفیلد رفتند با ما همراه باشید با ترجمه این مصاحبه:

    Stephanie Panisello=Claire Redfield


    استیفانی: سلام من استفانی پانیسلو هستم صدا گذار و موشن کیپچر کلر ردفلید در بازی رزیدنت اویل 2 ریمیک.
    گزارشگر: خوش آمد میگم به همه. مهمان امروز ما استفانی پانیسلو هست. اون نقش کلر ردفیلد رو در رزیدنت اویل 2 ریمیک داشت.خب، حالت چطوره استفانی؟
    استیفانی: اوه من عالیم شماها چطورین؟
    گزارشگر: ما عالییم. خوشحالیم که اینجا هستی. دوست داری یکم از خودت بگی و در واقع خودت رو معرفی کنی تا فن ها و طرفدارا تو رو بیشتر بشناسن؟
    استیفانی: حتما. خب من خیلی هیجان زدم که در مصاحبه ی شما هستم . من به طور کامل کار موشن کپچری و صداگذاری کلر ردفیلد رو انجام دادم. خب کسایی که نمیدونن که موشن کپچر چه وظیفه ای داره باید بگم موشن کپچری یعنی کسی که تمام حرکات صورتی، بدنی و هر حرکتی که کاراکتر قراره انجام بده رو انجام میده. و باید بگم که من تجربه زیادی توی این حرفه دارم و تمام جهات این کار رو کاملا بلدم.(خب چیکار کنم؟) پروژه های قبلی من کارایی مثل doom که من نقش اولیویا پرایس رو داشتم.
    گزارشگر: آره. همون یارو بده.
    استیفانی: آره خودشه. به جز اون من در بازی shadow of tomb raider هم کار کردم. البته من توی این بازی من فقط حرکات لارا کرافت رو در تریلر بازی انجام دادم. من همچین این فرصت رو داشتم که صداگذاری زیادی رو در بازی Final Fantasy داشته باشم.
    گزارشگر: عالیه.
    استیفانی: و البته یه سری انیمیشن هم که فعلا نمیتونم در موردش صحبت کنم.
    گزارشگر: نمیتونی در موردشون صحبت کنی. مشخصه!
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب چی شد که برای کار کلر انتخاب شدی؟
    استیفانی: میدونی برای هر کاری اول یه آزمون وجود داره و منم از یه طریقی در مورد این آزمون باخبر شدم و بعدش یه ذره در موردش تحقیق کردم. بعدش زمانیکه نمایشنامه رو گرفتم با خودم گفتن" اوه... من این یارو رو میشناسم(کلر رو میشناسه)" خب خوشبختانه وقت کافی برای تمرین داشتم و میدونستم که برای این کاراکتر باید حسابی تمرین کنم...آزمون رو دادم و بعدش برای کلر انتخاب شدم.
    گزارشگر: عالیه... پس تو کاملا توی این حرفه با تجربه بودی چون همونطور که خودت گفتی پروژه های زیادی داشتی.
    استیفانی: آره.
    گزارشگر: چیزی از اون صحنه های باحال کارت هست که بگی؟
    استیفانی: آآآم.... آره همون سحنه ی شروع بازی... میدونی برای ساخت یه بازی سیر تکامل از همون کات سین اول تا کات سین آخر پیش میره.(یعنی ساخت بازی به ترتیبه) و توی کات سین اول که با لیان مواجه میشیم. من (با یه لحن مسخره) میگفتم" سلام، من کلر ردفیلد هستم." و از اون باحال تر توی گیم پلی برای صدا گذاری جایی هست که کلر وارد یه اتاق میشه و موجودی رو میبینه و منم باید میگفتم" اوه....ف.ا.ک.ی.و حرومزاده" شرمنده که فحش دادم.(کار از کار گذشته خانم دستت تو گیم رو شده برا همه ی ما)
    گزارشگر: نه نه... اشکالی نداره راحت باش.
    استیففانی: و اون موقعی که داری یه اتاقی رو میگردی و یهو یه زامبی میاد... شرمنده باید دوباره فحش بدم.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: راحت باش.
    استیفانی: و هر صحنه ای که کلر باید توی گیم پلی یه فحش بده برای من خیلی جالب و کمی طنز بود. و دلیل فحش دادن کلر هم این بود که سازنده ها میخواستن نشون بدن وقتی برای اولین بار با همچین موجوداتی روبه رو میشی دست خودت نیست و هر عکس العملی ازت سر میزنه.
    گزارشگر: اوهوم...
    استیفانی: و توی یه صحنه که با شری بود و خیلی احساسی بود. شری ناتوان بود و یه شری بالغ نبود که یا یه باتوم بتونه یه زامبی رو بکشه.(اشاره به رزیدنت اویل6)
    گزارشگر: آره... خب شری توی این بازی خیلی جوونه و حتی بازیگرش هم به اندازه خودش جوون نیست.
    استیفانی: آره، فکر میکنم اون 12 سالشه و هنوز اون خصوصیت های زمان بلوغش رو نداره.
    گزارشگر: درسته.
    استیفانی: ولی با این حال یه دختر مظلوم و بی گناهه.
    گزارشگر: آره. بگو ببینم قبل از این کار با کلر و دنیای رزیدنت اویل آشنا بودی؟
    استیفانی: آره با کلر آشنا بودم ونسخه اورجینال رو بازی کرده بودم. البته همه ی نسخه ها رو بازی نکردم.
    گزارشگر: آره... رزیدنت اویل نسخه های زیادی داره و ماهم نمیخوایم بازی نکردنت رو بر علیهت استفاده کنیم.
    صدای خندیدن
    استیفانی: ولی الان که یه جورایی وارد دنیای رزیدنت اویل شدم دوست دارم همه ی نسخه ها رو بازی کنم و داستان بازی رو بیشتر بفهمم. ولی چون با کلر آشنا بودم این کار برام یکم چالش برانگیز بود.
    گزارشگر: احتمالا وقتی فهمیدی که برای کلر انتخاب شدی از این موضوع خیلی خوشحال شدی ولی من به شخصه با خودم گفتم" اوه لعنتی، حتما باید با کلر بازی کنم." چون اونا(کپکام) برای رولیشنز2 هم از آلیسون کورت استفاده نکردن.(کورت صداگذار کلر در همه ی نسخه ها به جز رولیشنز2 و ریمیک2) میدونی آلیسون کورت از سال 1998 تا 2012 نقش کلر رو داشته درست میگم بچه ها؟
    گزارشگر: آره درست میگی. آلیسون کورت به جز دو نسخه اخیر کلر در تمامی نسخه ها برای کلر حضور داشته. ما با کورت پارسال صحبت کردیم. در واقع دوسال پیش. بحثمون هم خیلی خوب بود. در واقع اون زمانی که کپکام به طور رسمی اعلام کرد برای رولیشنز2 نمیخواد از آلیسون استفاده کنه و قرار یه صداگذار جدید برای کلر انتخاب کنه ما از این دید بهش نگاه کردیم که آلیسون با شخصیت کلر یه رابطه خیلی خوبی پیدا کرده ولی از طرفی آلیسون میدونه که این یه جور بیزینسه و در این کار همچین اتفاق هایی در بعضی شرایط معمولیه. بگدریم... نظر تو در مورد این کاراکتر و توانایی هاش و این فرانچیز چیه؟
    استیفانی: اول از هر جیز باید بگم که من بسیار زیاد به نسخه اورجینال و کلر نسخه ی اورجینال و سازنده ها احترام میزارم.وقتیکه من برای این نقش انتخاب شدم برام یکم دلهره آور بود. چون اونا(سازنده ها) بهم گفتن" گوش کن، ما داریم این نسخه رو به طور کامل از اول میسازیم." من با خودم گفتم" یعنی چی؟ منظورشون از این حرف چیه؟" و البته سازنده ها واقعا این تصمیم رو داشتن که همه ی صفات و خصوصیات کلر رو استفاده کنند.
    گزارشگر: درسته.
    استیفانی: من یادمه روزای اول کار تهیه کننده خیلی سخت گیر بود و ما یه مترجم داشتیم و تیم موشن کپچر به صورت خصوصی پیش مترجم میرفتیم و ازش میپرسیدیم" هی نظرشون در مورد این صحنه چطور بود؟ از ما راضی بودن؟ به نظرت اگه این صحنه رو عوض کنیم راضی میشن؟ لازم نیست که چیزی به این صحنه اضافه یا کم کنیم؟" و مترجم هم میگفت" نه نه نه نه ...فقط همین کارا رو بکنید!
    صدای خندیدن
    استیفانی: حس خیلی خوبی بود برام.
    گزارشگر: آره
    استیفانی: میدونی این برای من یه افتخار بود اینکه کلر قبلا چه شخصیتی بوده و حالا نقش اون به من سپرده شده و من باید براش تلاش میکردم چون قرار بود یه زندگی جدید رو به کلر بدم اما با روش متفاوت و به خاطر همین من باید تمام تلاشم رو میکردم و حتی استراحت هم نمیکردم .
    گزارشگر: آره ما هم میدونیم .
    گزارشگر: من هم یه فن و طرفدار نسخه ی اورجینالم و خیلی صبر و شکیبایی برای نسخه ی ریمیک داشتم و وقتی هم موفق به بازی کردن ریمیک 2 شدم ، با خودم فکر کردم که تو موفق شدی چون این کلر همون کلر قدیمیه که این بار تو نقشش رو بر عهده داشتی. و صادقانه بگم ، فکرکنم این کلر نسبت به کلر نسخه ی اورجینال یکم تکامل یافته.
    گزارشگر: آره منم همین فکر رو میکنم. کلر نسخه ی اورجینال یکمی نجیب تره و خب البته این تغییرات کلا توی نسخه های جدید هست مثلا استفاده از الفاظ رکیک و تغییرات امثال این ...
    صدای خندیدن
    گزارشگر: نه خب جدی میگم. نسخه های امروزی بیشتر مناسب آدم های بالغه و گفتارها بهتر به بازی میاد و گرافیک و حتی خشونت بازی پیشرفت کرده و خب اینا همون چیزیه که از بازی های امروزی انتظار میره ، یا حداقل بازی های این سبک (ترسناک). اما خب تو نقش یک کارکتر پاک دامن و عفیف رو بر عهده داشتی ولی حاشیه هایی برای کلر هست که گیمر با خودش میگه" این یه دختر دانشجوی جوونه که دنبال داداشش هست ولی تو بیشتر یه دختر سرزنده و عصبی رو بهمون نشون دادی.
    صدای خندیدن
    استیفانی: خب آره اما این چیزی بود که اونا ازم میخواستن و منم در مورد این موضوع باهاشون حرف زدن چون خودم هم نگران این موضوع بودم. کلر یه جورایی منتصب به برادرشه پس در واقع اون هیچ مراقبی به جز داداشش نداشته. توی فکر من همیشه این بود که حتما یه اتفاقی برای والدین کار و برادرش افتاده. میدونی من استدلال های خودم رو دارم و پیش بینی کردم که شاید برادر کلر تنها کسیه که اون داره پش بخاطر همینه که اون یه دختر موتور سواره و در تمام زندگیش سعی کرده زنده بمونه نه فقط راکون سیتی. پس حالا که برادرش نیست اون باید به کی تکیه کنه ؟ اون دیگه هیچ کسی رو نداره. اون یه حس رها شده رو داره. و وقتیکه توی راکون لیان رو میبینه اوه آره بالاخره یه آدم زنده. شاید اونم مثل برادر منه. و وقتیکه دوباره از لیان جدا میشه دوباره با خودش میگه اوه لعنتی، دوباره تنها شدم. به خاطر همینم اون وقتی با شری ملاقات میکنه انقدر بهش اهمیت میده چونکه شری برای کلر مثل کریس میمونه.
    گزارشگر: آره.
    استیفانی: من خیلی به کلر و احساساتش فکر کردم.من به تنهاییش، و این لحظاتی که تمام تلاشش رو میکنه تا زنده بمونه خیلی عمیق فکر میکردم.
    گزارشگر: خوشحالم که انقدر توی کلر فرو رفتی! تو به همه ی قسمت های کلر به طور عمیق فکر کردی و به خاطر همینم تونستی انقدر خوب کارت رو انجام بدی. کلر یه جورایی بازمونده به دنیا اومده.
    صدای خندیدن
    استیفانی: باحال بود. و در مورد الفاظ رکیکی که کلر توی این نسخه به کار میبره... برای خودم هم قابل قبول نبود که سازنده اون کلری که ما میشناسیم رو به این صورت توی این نسخه بهمون نشون بدن. کلر توی این نسخه خیلی بد دهن بود که این مورد از کلر قابل قبول نبود. البته همه ی این الفاظ توی اون موقعیت یه چیز عادیه.
    گزارشگر: وقتیکه برای این کار دعوت شدی تصمیم گرفتی که نسخه های کد ورونیکا و نسخه اورجینال رو بازی کنی تا بیشتر با کلر آشنا بشی؟ البته که میدونم از قبل کلر رو میشناختی.
    استیفانی: آره خب یه جورایی یه کارایی کردم. یه سری تحقیق کردم اما بازی نکردم چون من از قبل نسخه اورجینال رو بازی کرده بودم. ولی از اونجایی که داشتن این نسخه ریمیک بود یه سری از کارها سخت پیش میرفت البته همونطور که گفتم به اینکار افتخار میکنم ولی خب... کار یه ذره سخت بود. اما با این حال برای من یه همکاری بسیار بزرگ برای من با کپکام بود و تمام تیم موشن کپچر به اینکار افتخار میکردن.
    ادامه دارد

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


  9. #9
    تاریخ عضویت
    2016/07/06
    نوشته ها
    319
    546

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    گزارشگر: آره... به همون اندازه ای که تو به این کاراکتر افتخار میکنی به همون اندازه هم درگیر کلر اورجینال نشدی با اینکه این بازی یه ریمیک بود و تمام کارکتر ها هم بازسازی شدن و خب... بازی جوری بود که کاراکتر ها به نظر میومد که قبلا ندیده بودیمشون.
    استیفانی: آره... دقیقا همین طور بود و همین موضوع برام چالش برانگیز بود.
    گزارشگر: آره، آره... من شنیدم که کارگردان توی صحنه ها بهتون یکمی آزادی میداده البته تا حدی به داستان صدمه وارد نشه و اینکارش هم برای طبیعی تر شدن صحنه ها بوده. که البته خیلی باحاله.
    استیفانی: آره. منظورم اینه ما همینطوری بازی رو ساختیم. مثلا اول سازنده ها میخواستن کلر بدون الفاظ رکیک رو بسازن ولی بعدش من بهشون گفتم کلر باید بد دهن باشه چون اون توی یه موقعیت بد گیر افتاده و اگر قراره اون یه دختر مستقل و موتور سوار باشه پس قطعا میتونه از الفاظ رکیک هم استفاده کنه.
    گزارشگر: آره مطمئنم اگه کریس اونجا بود یه تودهنی به کلر میزد!
    صدای خندیدن
    گزارشگر: درمورد موتور سواری توی نسخه ی اورجینال کلر یه لباس موتوری نمادی تر نسبت به این نسخه داشت. از اونجایی که تو نسخه ی اورجینال رو بازی کردی و خودت نقش کلر رو توی این نسخه داشتی نظرت در مورد تغییر لباس کلر چیه؟ چون من خودم وقتی برای اولین بار لباس کلر رو دیدم خیلی تعجب کردم و با خودم گفتم" این همون کلری هست که من به یاد داشتم و لباسش الان یکم واقع گرایانه تره." چون میدونی هیچ کسی با لباسی که کلر توی نسخه اورجینال داشت با موتور کل کشور رو نمیگرده.
    استیفانی: درسته.
    گزارشگر: لباس جدید کلر یکم طبیعی تر و باحال تره.
    استیفانی: آره. لباس کلر چیزی بود که من در موردش خیلی با سازنده ها بحث کردم(الان کم کم میگه من کارگردان بودم!)
    صدای خندیدن
    استیفانی: میدونی ما سعی داشتیم همه چه رو کاملا طبیعی بسازیم و سازنده ها میخواستن همه چیز هم مدرن تر با حفظ المان های اون زمان داشته باشن. تغییر لباس کلر هم خیلی سخت بود چون باید همه چی بررسی میشد حتی واکنش طرفدارا در مورد لباس جدید کلر( که خیلی شبیه رولیشنز بود لباسش).و ما میخواستیم همه جیز واقع گیرانه تر باشه. مثلا من یه دخترم که سه تا برادر دارم و با موتور میخوام برم سفر. اگه قراره توی این سفرم فقط یه لباس کوتاه و یه شلوارک کوتاه باشم در واقع یه جورایی خودم رو آتیش زدم. ااگرچه که لباس های نسخه اورجینال برای زمان خودش خوب بود اما سازنده ها قصد داشتن لباس ها واقعی تر از نسخه اوجینال باشه.البته این یه بازی ویدئویی هستش و نیازی نیست که توی بازی های ویدیویی همه چیز طبیعی باشه اما میدونم خیلی از مردم دوست توی این بازی ها همه چی طبیعی تر باشه.
    __________________________________________________ __________________________________________________ ________________________
    گزارشگر: خب شما موشن کپچر ها هم لباس شخصیت ها رو به تن کردین؟ یعنی میدونم که اونا (کپکام) لباس ها باید واقعنی بسازن چون مدل ها باید لباس ها رو به تن کنن اما شما چی؟
    استیفانی: خیلی دوست داشتم که این اتفاق برای من بیوفته اما نشد. کپکام لباس های شخصیت ها رو ساخته بود ولی موشن کپچر ها لباس ها رو به تن نمیکردن. با این حال خیلی دوست دارم که اون ژاکت قدیمی کلر رو به تن کنم.

    گزارشگر: توی دی ال سی رزیدنت اویل2 ریمیک لباس اورجینال کلر هم هست ولی من خودم همین الان یه جورایی لباس ریمیک رو ترجیح میدم.
    استیفانی:اوه آره درسته.
    گزارشگر: همونطور که گفتی موشن کپچر لورا در بازی دووم رو هم انجام دادی. به جز این کار نقش دیگه ای هم انجام دادی که به کار کلر کمکت کنه؟
    استیفانی: سوال خیلی خوبیه.
    گزارشگر: آره چون تو یه آدم ورزشکار خوش هیکل هستی( جووووونز) و من مطمئنم قدرت های فیزیکی که داشتی بهت تو کار کمک کرده.
    استیفانی: خب میدونی موقع ضبط کار کلر من باید با کارگردان خودمون در موردش صحبت میکردم و روز اول خیلی سخت بود(در مورد کلر) چون من واقعا سعی داشتم کاملا کلر رو درک کنم و من یک فن بزرگ توم رایدر و لارا هستم و همینطور کلر.( هیکل کلر و لارا رو بهم تشبیه میکنه) البته نتونستم کلر اورجینال باشم. و واقعا طرفدار الی در سری لست آف آس هستم و.... همین شخصیت ها برای کلر مد نظر من بود اما بازم من باید کلر رو به طور کامل درک میکردم. چون همش با خودم میگفتم اون(کلر) لارا نیست و همینطور اون(کلر) الی هم نیست و اوندیگه قرار نیست همون کلر اورجینال باشه.من باید بیخیال بققیه ی کاراکترهایی که شبیه به کلر هستن میشدم و باید روی کارم تمرکز میکردم. البته تجربه های گذشته من در بازی ها مختلف بهم کمک کرد چون فکر میکنم همیشه توانایی ها و تجربیات کمک میکنن و همه اون چیزا، مثل تکنیک هایی که من در طول این چند سال بدست آوردم بهم کمک کرد. ولی بازم همیشه به خودم میگفتم این کلر ردفیلد هستش و این مثل هیچ کدوم از شخصیت های دیگه نیست. اون کلره!
    گزارشگر: درسته ، فکر کنم یکی از اون چیزایی که آااام .... در مورد اون (کلر) هست اینه که اون خیلی قویه و مقتدره. شخصیت های زن اصلی که قوی باشن توی دنیای گیم زیاد نیستند متاستفانه. ما باید کلر رو هم به اونا (تعداد زن های قوی در گیم) اضافه کنیم. نظرت راجب به اون صحنه هایی که کلر خودش رو یه شخصیت قوی و مقتدر نشون میده که البته اکثر گیمر ها هم همین رو میخوان چیه؟
    استیفانی: عاشقشم. صادقانه میگم چون میدونی من یه جورایی با اون بزرگ شدم. میدونی من سه تا برادر دارم که با اونا بازی میکردم. ما( استیفانی و برادرهاش) اول با چیز به اسم آتاری شروع کردیم و بعدش کنسول پلی استیشن معرفی شد. اون موقع بازی های زیادی معرفی شد ولی من بچه بودم و با این حال سعی میکردم بازی هایی رو بیشتر انجام بدم که شخصیت های اصلیشون زن باشه.( آخه اون موقه چند تا بازی با شخصیت اصلی زن بوده که تو میخواستی انخاب هم کنی لعنتی!!! ) البته من با شخصیت های مرد هم بازی میکردم و خیلی هم دوستشون داشتم.
    صدای خندیدن
    استیفانی: من فقط میگم که برام بین شخصیت های مرد و زن یه ذره تفاوت وجود داشت. ولی برام خیلی جالب بود که مردم و گیمرها چجوری با شخصیت ها رابطه برقرار میکردن( مخصوصا رابطه پسرها با لاراکرفت) و اینکه بتونی فرصتی به گیمر ها بدی تا کاراکترها خلق بگیرن و ارتباط برقرار کنن یا به یه کاراکتری مربوط باشی برای من خیلی مهم بود. یعنی منظورم اینه حتما یه دلیلی هست که ما یه بازی رو انجام میدیدم و دلیلی وجود داره که ما با کارکترها خلق میگیریم و ارتباط برقرار میکنیم. یا اینکه میخوایم داستانشون رو دنبال کنیم اگر که اونا طبیعی نباشن و اوضاعشون مسخره جلو بره خب ماهم اونا رو کنار میزاریم، فکر کنم این همون چیزیه که من خودم به شخصه همیشه روش متمرکز بودم. و فکر میکنم این همون دلیلیه که من میخوام با کاراکتر ها خلق بگیرم و توی ماجراجویی اون ها همراه بشم. و من خیلی به این کار (رزیدنت اویل2 ریمیک) افتخار میکنم.
    گزارشگر: عالیه. من میفهمم که تو چقدر به این کار افتخار میکنی و البته چقدر هم شکسته نفسی میکنی!( واااااااااااات؟؟؟؟؟؟) و میدونی تو الهام بخش نسل جدید دخترهای گیمری هستی کاراکتر هایی هستن که الگوشون باشن و بتونن باهاشون ارتباط برقرار کنن و بهشون حس خوبی دست بده ( تا حالا ندیده بودم کسی تا این عمق پاچه خواری بکنه )
    استیفانی: ممنون این عالیه و البته اینکه ببینی مردها هم بازی میکنن هم خیلی خوبه و اینکه اونا هم از کاراکتر ها خوششون بیاد و فکرکنم اینکه این بازی هم شخصیت اصلی هم مرد هست و هم زن یعنی همین که هم به مردها و هم به خانم ها احترام گذاشته میشه.
    گزارشگر: دقیقا ... آره. راستی ما داشتیم با هم در مورد قسمت هایی از بازی حرف میزدیم . ای جی( اسم گزارشگر دوم) تو گفتی که صحنه ی فاضلاب ، صحنه ی مورد علاقته درسته ؟
    گزارشگر (ای جی): آره خب اون جا صحنه ی بسیار حماسی ای بود.
    گزارشگر: آره اینکه کلر عصبی میشه و ...
    گزارشگر (ای جی) : آره اصلا میدونی به قدری موشن کیپچر در اون صحنه خوب کار شده بود که من فکر نمیکردم این بازی انگار که واقعی بود.
    گزارشگر: آره منم اگه اونجا بودم( جای کلر بودم) میگفتم " تو مادر اونی پس گمشو بیا اینجا" ( کاتسین فاضلاب _ کلر و شری و آنت برکین )
    صدای خندیدن
    گزارشگر: خب میدونم که این کار هم سختر و هم متفاوت تر از کارای دیگت بوده ولی واسه ی تو به عنوان موشن کیپچر که این صحنه ی احساسی بین کلر و شری رو بازی کردی، کنجکاوم که بدونم چه حسی داشت؟
    استیفانی: خب اجرای یک صحنه رو لزوما قرار نیست که بازیگر انجام بده ، همونطور که خودت گفتی این کار سختی بود چون کلی آدم دور و اطرافت هست و تو توی یه اتاق سفیدی هستی که با بالشتک پوشیده شده و یه دوربین هم به بالای صورتت وصله ( در بعضی از جاهای ضبط بازی ها که کارکتر حرکات صورتی مثل گریه ، اخم ، درد و حتی در بعضی موارد حرف زدن دارد دوربینی به سر او وصل میشود ) و همه جا کلی دستگاه هست بعد مثلا تو باید توی همچین فضایی غلت بزنی ولی بعدش میگن" نه وایسین یه مشکل تکنیکی داریم هی بیا اینجا لطفا اینو چک کن" وخب همونجور که گفتم من خوشبختانه وقت داشتم تا تمرین کنم و خب موضوعی که برای من به شخصه خیلی خیلی خیلی خیلی مهم بود این بود که رابطه خوبی با الیزا (موشن کپچر شری) که نقش شری رو بر عهده داشت ، داشته باشم. ای کاش ویدویی از پشت صحنه ی بازی بود یعنی حتما یه جایی هست ولی الان نه . من همش توی پشت صحنه با هاش پتی کیک بازی میکردم .
    گزارشگر: اوووه این عالیه . خیلی خوب میشه اگه بتونیم ویدیوها ی پشت صحنه رو هم ببینیم.
    استیفانی : آره میدونیم این تصمیم سازنده ها بود که روابط کلر و شری رو احساسی کنن و خب دغدغه کلر این باشه که این بچه این راه دیگه ای نداره همه ولش کردن و من کسیم که باید همراهش باشه .

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2016/12/11
    نوشته ها
    129
    296
    ویراستار

    پیش فرض پاسخ : مصاحبه با صداگذاران بازی Resident Evil2 Remake

    استیفانی: آره ایت خیلی ناراحت کننده بود چون همونطور که گفتی یه جاهایی که فیس اسکن روی صورتته و اونجایی که من داشتم شری رو حمل میکردم فیس اسکن پشت سر هم تکون میخورد و باعث میشد که تمرکزت رو از دست بدی.
    گزارشگر: آره آره. میدونم کدوم صحنه رو میگی.
    استیفانی: یکی از مهم ترین چیزهایی که ما باید بهش توجه میکردیم این بود که نباید به دوربین ها ضربه میزدیم.
    گزارشگر: درسته.
    استیفانی: آره همونطور که گفتم من ارتباط خوبی با شری و الیزا (موشن کپچر شری) برقرار کردم و به نظرم خیلی هم ساده بود. ولی وقتی شما رابطه من با کارن(صداگذار و موشن کپچر آنت برکین) رو میدیدین. باید به اسم صداش کنم دیگه آره؟
    گزارشگر: آره آره باید اینجا بهش بگی کارن.
    صدای خندیدن
    استیفانی: آره میدونی من اولش از این زن بدم میومد.(آنت برکین) هی با خودم میگفتم که" مشکل این زنیکه چیه؟"
    گزارشگر: آره.
    استیفانی: میدونی کلر همش سوالش اینه که اون زنیکه چرا اصلا به دخترش اهمیت نمیده؟ اون چه مرگشه؟ ولی بعدش اوه راستی شرمنده من از اون هایی نیستم که بخوام برای فن ها اسپویل کنم.
    گزارشگر: نگران نباش بازی مدت زیادی میشه که منتشر شده و مطمئنا تا الان همه ی فن ها بازی رو تجربه کردن.
    استیفانی: که اینطور... بعدش من یعنی کلر فهمید که در واقع ویروس جی همون شوهر آنت و پدر شری هستش و در واقع این زن بدبخت اساسا نتونسته مادر درستی باشه، به نطرم این موضوع هم کلی علت داشته که بعضی هاش رو توی بازی میفهمیم، به خاطر همین هم هست که کلر انقدر دیر اون رو درک میکنه و وقتیکه آنت میمیره من خودم به نویسنده و کارگردان میگفتم که این صحنه باید احساسی تر بشه. توی این صحنه من باید یه دیالوگ دیگه هم بگم. و همونطور که توی بازی هم دیدین کلر به شری گفت" مادرت تورو دوست داشته" من خودم احساس میکنم که شری به این جمله نیاز داشت چون اون توی تمام این مدت این حس رو داشته که هیچ کسی اون رو دوست نداره.
    گزارشگر: شما چیزی رو توی پایان اضافه کردین؟
    استیفانی: منظورت دیالوگ هاست؟
    گزارشگر: آره، چون تو همین الان گفتی که از سازنده ها خواستی یه دیالوگ بیشتر بگی. آیا تو این اجازه رو داشتی که توی صحنه ای چیزی رو اضافه کنی که واقع گرایانه تر بشه؟
    استیفانی: آره معلومه. همونطور که گفتم ما یه تیم بودیم و توی هر صحنه با هم صحبت و مشورت میکردیم. ما هر چیزی هم که میخواستیم میتونستیم اضافه کنیم البته تا حدی که عقلانی باشه. تام( کارگردان موشن کیچر_ بالاخره فهمیدم کیه این بشر) کارگردان ما فوق العاده بود چون بهمون آزادی میداد و کپکام هم از ما نظر میخواست پس آره این یه همکاری بزرگ بود. و ما مسلما یه چیزایی رو اضافه کنیم و منم این اجازه رو داشتم که چیزی رو اضافه کنم. و این بازی زیبا حاصل یه کار تیمی بود.
    گزارشگر: من در مورد بازسازی اون صحنه(صحنه احساسی کلر و شری) خیلی مضطرب بودم چون اون صحنه یکی از صحنه های مورد علاقه من توی نسخه ی اورجینال بود. ولی الان فکر میکنم توی این نسخه حتی بهتر از نسخه اورجینال ساخته شد.
    گزارشگر: آره کلی دیالوگ جدید و احساسی به بازی اضافه شد. حتی فکر میکنم این بازی از لحاظ احساسات میتونه با بازی لست آف آس هم رقابت کنه! بگذریم.... یکی دیگه از شخصیت هایی که توی خط داستانی کلر بود آیرونزه. میدونی اون کسی بود که سد راه کلر شد. اون صحنه هایی که با آیرونز رو به رو میشدی چطور بود؟
    استیفانی: اوه خدای من... اون صحنه یکی از مورد علاقه ترین صحنه ها توی کارهام بود. کلی چیز هست که من بخوام در مورد این صحنه بگم. من عاشق اینجور صحنه هام. به جرئت میتونم بگم که بازیگر آیرونز عالی بود. یعنی دقیقا همونجوری بازی کرد که شما ازش متنفر بشین.
    صدای خندیدن
    گزارشگر: آره اون واقعا فوق العاده بود.
    استیفانی: آره. واقعا کارش عالی بود و کار کردن باهاش لذت بخش بود. و همچنان المان های ترسناک بودن رو داشت و اون خشونت عجیبش که مطمئنا شما هم خوشتون اومد. برای بار اول که کلر رو میبینه به سمت شری میره و باهاش صحبت میکنه و این سوال برای شما پیش میاد که خب اونا همدیگه رو میشناسن؟
    گزارشگر: درسته.
    استیفانی: و بعدش این سوال براتون پیش میاد که آیا اون شخصیت بده بازیه یا شایدم پدر شری باشه!... و بعدش که یهویی تغییر میکنه...
    گزارشگر: آره آره درسته. با خودت میگی چی شد یهو؟
    استیفانی: آره مطمئنم واکنش طرفدارا همینطوری بوده. اونا(طرفداران) میگن رفیق مشکلت چیه؟ چرا به شری و کلر بد بیراه میگی؟ مگه تو روانی هستی؟(مطمئنم هیچ طرفداری هچین واکنشی نشون نداده چون همشون میدونستن قراره چی بشه) و این صحنه واقعا برای من خیلی باحال بود، چون میدونی توی اون صحنه هم باید طرز حرف زدن با شری که یه بچه بود رو حفط میکردم و هم طرز حرف زدنم با آیرونز رو که باید بهش بگم مشکلت چیه رفیق؟ اینکارا برای چیه؟
    صدای خندیدن
    استیفانی: آره... من واقعا توی اون صحنه گره خورده بودم. ولی واقعا صحنه ی باحالی بود.
    گزارشگر: متاستفانه صحنه های تو وسید (صداگذار و موشن کیپچر آیرونز) زیاد نیست. البته منم زیاد اون رو نمیشناسم(سید) چون اونم چیز زیادی توی فضای مجازی پست نکرده. ولی با این حال خود شما هم توی بازی زیاد بهم برخورد نکردین. دوست داشتی کلر این شانس رو داشت که بیشتر با آیرونز روبه رو بشه؟
    استیفانی: فکر میکنم که خوب میشد ولی کلر همینجوری هم توی بازی موانع زیادی داشت و کارهای زیادی هم برای انجام دادن داشت. میدونی من فکر میکنم این استوری لاین بیشتر مربوط به شری میشد. پس جواب من هم آره هست هم نه چونکه کلر قرار نیست همه ی این کارا رو بکنه.
    گزارشگر: آره.
    استیفانی: کلر فقط میخواد که از شر این شهر خلاص بشه و زنده از شهر فرار کنه تا بتونه برادرش رو پیدا کنه.
    گزارشگر: درسته.
    استیفانی: کلر شاید یکم خشک و خشن و کمی انتقامجو به نظر بیاد ولی اینطور نیست.اون اصلا به انتقام اهمیتی نمیده و فقط میخواد که زنده از این شهر فرار کنه.
    گزارشگر: آره درسته. ما شاهد کات سین های زیبای دیگه ای هم بودیم. به جز اون کات سین هایی که سیر تکامل داستان هر شخصیتی رو نشون میده ولی آیرونز و ارتباطش با کلر نسبت به نسخه اورجینال تغییر کرده بود اما همچنان شباهت هایی به نسخه اورجینال داشت، توی این نسخه اون خیلی عصبی تر شده بود.... و درباره آنت، اون توی نسخه ی اورجینال خیلی شخصیت کامل تری بود که شامل احساساتش و مراقبت از دخترش هم میشد.بگذریم.... نظرت در مورد شخصیت های بد بازی مثل آیرونز و ارتباطشون با شخصیت های اصلی چیه؟
    استیفانی: آآآم... توی این بازی؟
    گزارشگر: این بازی و بقیه ی بازی ها.
    استیفانی: من فکر میکنم آیرونز یه شخصیت خیلی خشنی رو داره و البته یه جورایی گیج شده(نامـــوسا؟؟؟؟) به نظر من وقتی هنوز انسانه ترسناک تره البته نه به اندازه مستر ایکس ها.
    صدای خندیدن
    استیفانی: واقعا نمیتونم حتی یه لحظه هم به صورتشون نگاه کنم.
    صدای خندیدن

    مترجمین: کاپتان پرایس1378__ M.A.S
    *کار ی دیگر از تیم تحریریه*
    Horror games.ir
    *کپی فقط با ذکر منبع*

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]


نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانلود نسخه فشرده بازی RESIDENT EVIL 2 Remake برای PC
    توسط CHRIS-7 در انجمن دانلود بازی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 2019/02/09, 03:53
  2. اختصاصی سیو بازی Resident Evil 2 Remake برای PC
    توسط CHRIS-7 در انجمن Resident Evil 2
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2019/02/08, 20:11
  3. اختصاصی مشکلات بازی Resident Evil 2 Remake برای کامپیوتر
    توسط CHRIS-7 در انجمن Resident Evil 2
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2019/02/05, 22:19
  4. دانلود ترینر بازی RESIDENT EVIL 2 Remake برای PC
    توسط CHRIS-7 در انجمن Resident Evil 2
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2019/02/04, 13:42
  5. اختصاصی سناریوی فارسی RESIDENT EVIL 2 REMAKE
    توسط M.A.S در انجمن سناریو های Resident Evil
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2019/02/03, 15:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •