اگر بخواهیم در طی سال های اخیر لیستی از بهترین بازی های منتشر شده توسط شرکت های مختلف بازی سازی رو مطرح کنیم مطمئناً سری بازی های Dead Space در این لیست جایگاه خوبی را کسب میکنه.بنظر خودم که در ژانر وحشت اولین بازی بوده که تونسته کمی ترس رو در وجود من بندازه!اخیراً سری جدیدی از این بازی منتشر شده با عنوان Dead Space 3 که تحسین آن خالی از لطف نیست.






DEAD SPACE 3

نام: Dead Space 3 (فضای مرده ۳)

سازنده: Visceral Games

ناشر: EA

سبک: TPS / Survival Horror

پلتفرم: PC / X360 / PS3



قطعا تا بحال متوجه این موضوع شده اید که امروزه عناوین ترسناک، در حال حاضر اوضاع چندان سامان یافته و خوبی ندارند. اگرچه خیلی از این عناوین، مانند Silent Hill: Downpour بازی مورد قبولی بودند، اما آنچه که از دیدگاه اکثر منتقدان و بازیبازها بود، عدم وجود ترس کافی و ضعف در این بخش نسبت به قسمت های قبلی آن سری بازی است. سری بازی های فضای مرده که نخستین قسمت آن در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، با یدک کشیدن المان های جدید برای ترس، بخصوص در بخش صداگذاری، موفق شد که خیلی از عنوان های برزرگ و قدیمی را که در عرصه ترس کار میکردند را کنار بکشد. قسمت دوم این بازی نیز به از گذشته عمل کرد و نام Dead Space را در زمره ی شاهکار های این نسل واقع ساخت. قسمت سوم فضای مرده هم منتشر شد. شک نکنید که این قسمت نیز راه قسمت های پیشین را ادامه داد و موفق شد تا باری دیگر، تحسین را در کنار نام Dead Space بیاورد.


وقتی همه چیز فاش می شود


وقایع بازی دقیقاً پس از اتمام نسخه دوم رخ می دهد.شخصیت اصلی بازی همچنان آیزاک کلارک (Isaac Clarke) است.زمین شناسی که به دور از رضایت خود در جایی فراتر از زمین درگیر مبارزه با نکرومورف ها می شود حال او پس از آشنایی با الی لانگ (Ellie) موفق به فرار از آن سیاره نحس شده،در این نسخه در حالی که Soreveign ها بر بشریت بشریت حکومت می کنند آیزاک با کاپیتان کاروِر (carver) آشنا شده و با گروه او تصمیم به نابود کردن این سلطه که مخالف زیست بشریت هستند میگیرند. اما چند غافلگیری و حفره ی بزرگ مسیر داستان را تغییر می دهد. شیوه روایت داستان فوق العاده است و به لطف دیالوگ های بین کاراکترها و کات سن های زیبا روایت می شود. البته اگر اهل گشت و گذار در محیط های زیبای سومین فضای مرده باشید، می توانید از دست نوشته های هک شده برروی دیوارها استفاده کنید؛ همچنین مانند نسخه قبل، دیالوگ های ضبط شده ی ساکنین از بین رفته سیاره ی معهود، در این امر یاری رسان شما هستند. پیچیدگی داستان بازی این بار با افزایش کمیت NPC ها همراه شده که موجب آن می شود تا آخرین سکانس بازی، مجبور به دنبال کردن و تامل برروی آن شوید. وقتی برروی یک سیاره، میلیون ها کیلومتر دورتر از زمین باشید، بدون شک حضور همراهانتان در این سیاره دورافتاده، باعث می شود تا ارتباط بیشتری با سایر شخصیت های حضور یافته در بازی برقرار کنید.





شخصیت های غیر قابل بازی، نقش پررنگی در ماموریت ها و روند داستانی دارد



خداحافظی با بی تجربگی


پس از معرفی Dead Space 3 همگان با اعتماد بر Visceral Games بی صبرانه در انتظار عرضه هرچه زودتر این بازی شدند. اما یک عامل باعث شد تا خیلی ها از این عقیده بازگردند. آن عامل تنها پیشرفت آیزک در زمینه های مبارزه ای بود. بعنوان مثال می توانید کاور بگیرید، سریع بدوید و برروی زمین بغلتید که در دو نسخه قبلی همچین پاور هایی وجود نداشتند.

آیزک، سوآپ مک تاویچ نیست. آلکاتراز هم نیست. او هیچ سابقه ی نظامی ندارد و علوم فیزیک و شیمی، بخش اعظم زندگی او را متشکل است. اما حالا که او توانسته از پس سیاره ای مملو از نکرومورف ها برآید و جان سالم بدر برد، چطور توقع دارید که او همچنان با ترس و آهستگی قدم بردارد و یک تیرانداز ضعیف باشد و هیچ پیشرفتی در زمینه ی بدنی نداشته باشد؟!

مطمئنا اصل شخصیت پردازی و داستان بازی، بر گیم پلی DS3 تاثیر مستقیم گذاشته و به لطف حرفه ای بودن سازندگان، این پیشرفت هیچ کاست چشمگیری از ترس بازی را موجب نشده است. سیستم کاورگیری بازی آن چیزی نیست که در چرخ دنده های جنگ دیدیم. یک سیستم کاورگیری بسیار ساده است که در نبرد با نکرومورف های احمق و سریع، هیچ کارآمدی ندارد. اما در اندک درگیری ها با Soreveign Colonies همین سیستم کاورگیری ساده، بسیار کارآمد و مثمر واقع می شود. سریع دویدن در بازی نیز موجب شده تا مراحلی با محوریت فرار بوجود آید تا در تنوع مراحل تاکید داشته باشیم. همچنین غلتیدن آیزک که دادن جای خالی را موجب می شود، باعث شده تا باس فایت های بازی پرمحتواتر و لذت بخش تر باشد.

مطالب فوق تنها توجیه بر آن بود که تصوری مبنی بر تاثیر منفی و مخرب گسترش اکشن یک بازی بر ترس آن، نداشته باشید.


هدف اصلی: حفظ بقا و رهایی از مرگ

همانطور که ذکر کردیم اکشن بازی نسبت به نسخه های قبلی گسترش بیشتری یافته.در بخش اکشن باید تیر انداز ماهری باشید.چرا که تنها هستید و نکرومورف ها بیش و بیشتر از قبل!که تا جایی که به شما اجازه تعویض خشاب و نشانه گیری دقیق نمی دهند.خوب یا بد باید پذیرفت که حملات بی امان نکرومورف ها نسبت به قبل بیشتر شده شما برای گذشتن از چنین سد محکمی نیاز به یک اسلحه ی قوی دارید. اما یکی از بخش هایی که در دو نسخ قبل نیز شاهد آن بودیم یعنی متوقف ساختن حرکت دشمنان به مدت چند ثانیه میتواند کمک شایانی به شما بکند با توجه به تعداد نکرومورف ها ی این نسسخه از نظر تامین مهمات نیز، باتوجه به اینکه در یک سیاره تقریبا مجهز به سیستم های دفاعی هستید، نسبت به نسخ قبلی کار آسان تری در پیش دارید اما این هیچ توجیه و دلیل مناسبی برای عدم بکارگیری مدیریت در بازی محسوب نمی شود.

اما یکی از لذت بخش ترین بخش اکشن DS3 ارتقائ سلاح آن است.سیستم ارتقاع سلاح همچنان به عهده دستگاهی به نام BENCH است که پراکندگی منظمی را در محیط بازی دارند.سیستم ارتقاء اسلحه گسترش چشمگیری داشته به نحوی که می توانید،اسلحه تان را با سلیقه ی خود تطبیق دهید.لازم به ذکر است که بعضی از ارتقاء ها اجباری است چرا که در صورت عدم حضور آن قادر به پیشرفت در ماموریت ها نیستید.علاوه بر این در ابتدای بازی با موجوداتی آشنا می شوید که با آن اسلحه ای که اول بازی تقدیمتان شده قادر به کشتنشان نیستید!در مجموع سازندگان بر این بخش تمرکز خوبی داشته اند و پیشرفت آن مایه ی تحسین است.




اگر گرفتار این نکرومورف های سریع شوید به همین راحتی ها، رهایی نخواهید یافت!




اما چیزی که به نام و اکشن بازی فضای مرده ارزش می دهد چیست؟ ترسناک بودن این بازی و وجود حس بقا در طول بازی،هسته ی پاسخ به این سوال است که شاید سوال خیلی از شما دوستان باشد.توصیف حملات سریع و ناگهانی نکرومورف ها،واقعا دشوار است.شاخص ترین ویژگی های این سری بازی ،ناتوانی از نحوه ی حمله ی دشمنان است.دقیقاً زمانی که تمام تمرکزتان را برای اتمام ماموریت گذاشته اید و و توقع حضور کسی در اطراف خود را ندارید،با خوش آمد گویی نه چندان جالب نکرومورف ها مواجه میشوید.محیط های تاریک و مخوف دیوار های خونین قوت بخش ترس بازی هستند و چهره های نه چندان جالب نکرومورف ها و قطعه قطعه شدن اعضای بدنشان توسط شما،از سایر عوامل مثبت آن است.حضور ناگهانی نکرومورف ها در طول بازی در یک خط افقی خلاصه نمی شود.به لطف تنوع در محیط و انواع این موجودات کریه و البته ترسناک،هر بار به گونه های متفاوتی ظاهر می شوند.به گونه ای که حتی اگر از آخرین ذخیره دوباره بازی را آغاز کنید،مسیر ها و مکان های ظاهر شدن نکرومورف ها متفاوت می شود که تحسین بر انگیز است.

در مورد نوار سلامتی بازی با احترام به سبک ترس و بقا،باید مراقب آن باشید و تفتیش در محیط را بی ارزش ندانید چرا که در مسیر های اصلی،آنچنان که باید،خبری از دارو و تجدید سلامتی نیست.لازم به ذکر است که پر کردن نوار سلامتی توسط خود شما صورت میگیرد.پس اگر تحت محاصره چندین نکرومورف قرار گرفتید تجدید سلامتی را فراموش نکنید.




از دیوار ها هم خواهید ترسید!



باس فایت ها نیز در این سری پرداخته شده تر هستند. به لطف وجود اکشن هایی از جمله سریع دویدن و غلتیدن که در بالا مختصری توضیح دادیم،و سیستم Knesis( توقف دشمنان از حرکت) این بخش از زیبایی بیشتری نسبت به دو نسخه پیشین بهره مند است و اگر از جمله کسانی هستید که از کمبود باس فایت ها در نسخه شماره دو فضای مرده گله مند بودید،باید ذکر کنیم که visceral به عقیده شما احترام گذاشته.

پازل و معما های مختلف بازی با سبک این عنوان،طراحی خوب و چالش بر انگیزی دارند و این موضوع بر تنوع مراحل تاکید دارد.

هم چنین این نسخه مانند دو نسخه قبل از چهار درجه سختی برای بازی بهره میبرد که درجات یک بازی ترسناک را به وضوح به رخ میکشد.تعادل در این مورد رعایت شده و شما نباید نگران نا تمام ماندن بازی باشید.

در مورد بخشco-op باید گفت زیبایی اش به همان تک نفره بودنش است به شما پیشنهاد میکنم که تجربه این بخش رو از دست ندید.





وحشت یخ زده

خب دوستان عزیز بالاخره به نقد وحشت در سرما رسیدیم در سری بازی های فضای مرده به لطف موتور داخلی شرکت سازنده این عنوان یعنی Visceral Engine همیشه از دیدگاه گرافیک مورد تجلیل قرار گرفته.فضای مرده 3 با تکامل بخشیدن به این شاخص،گرافیکی فوق العاده را به نمایش میگذارد.گرافیک فنی بازی با توجه به تخیلی بودن این عنوان در به تصویر کشیدن بنا های فلزی،حرف زیادی را برای گفتن دارد.گرافیک فنی بازی هم با افکت هایی که در جهت هرچه ترسناک تر کردن این عنوان به کار گرفته شده اند باز هم ب چشم نواز بودن گرافیک این بازی زیبا افزوده.

محیط های برفی در سیاره ای که اکنون در آن حضور دارید،ضمن کولاک مداوم آن و با رد پای نکرومورف های غول آسا و کوچک،فریاد زیبا بودن گرافیک DS3 را سر میدهند.

طراحی های این عنوان نیز به صورت کاملاً طبیعی هستند و به لطف فیزیک بازی،حرکت تمام کاراکتر ها سعی در به رخ کشیدن یک گرافیک واقعی و بی نقض دارد.



حتی اگر قادر به دیدن جلوی پایتان نیستید، باید انتظار هیولاهارا بکشید آن هم بدون اکسیژن!



تکامل هنرنمایی فضای مرده

فریاد های عجیب و گنگ،از شاخص ترین هدف هایی بود سازندگان این بازی،چه در قسمت های قبلی چه درنسخه کنونی،از آن بهره ی چشم گیری برده اند.صدا های جیغ مانند نکرومورف ها یا انسان های درگیرشان،غرش و نعره نکرومورف های بزرگ هیکل،کوبیده شدن در ها به هم،همگی دست به دست هم داده اند تا دلهره را در دلتان زنده کنند.علاوه بر این صدا گذاری این عنوان آن قدر طبیعی بوده که به جرات می توان گفت، هیچ کمکی به شما نمیکند تا خود را برای مبارزه با نکرومورف ها آماده کنید بلکه خلاف جهت آن ترس را بیشتر و بیشتر در وجودتان می اندازد.

موسیقی های بازی نیز توسط دو موسیقی ساز مطرح و معروف انجام شده که نام یکی از آنان Jason Graves میباشد که در ساخت موسیقی های دو نسخه قبلی Dead Space دخیل بوده.DS2 بخاطر وجود چنین موسیقی سازی موفق به کسبجایزه بهترین موسیقی و صداگذاری شد و مطمئن باشید که DS3 در این بخش ،علاوه بر ادامه دادن راه نسخه های قبلی،در بهبود بخشیدن به آن تلاش بسیاری را کرده و بهینه ساختن آن را فراموش نکرده است.




یک چپتر فقط با محوریت پرواز در فضا پرداخته است





خیلی از گیمر ها وقتی سری جدیدی از نسخه بازی محبوبشان منتشر میشود و یا در حال ساخت است،گرفتار واژه ی تکرار می شوند حتی اگر تغییرات زیادی در آن ایجاد شود فریاد نا رضایتی آن ها را در می آئرد و به سرنوشت عناوین بزرگی چون Resident Evil دچار می شوند که در آخرین نسخه آن یعنی RE6 این موضوع به وضوح قابل رویت است(چرا که این بازی موفق به جلب تحسین گیمر ها نشد).

نظر نویسنده :

در آخر به همه دوستان توصیه می کنم که تجربه بازی این سری از بازی جذاب فضای مرده را از دست ندهند .

البته سعی کنید در ساعات پایانی شب آن را بازی نکنید !

نقد و بررسی این بازی با توجه به نسخه X360 آن به نگارش در آمده است

داستان:10/10

گرافیک:10/8

گیم پلی:10/10

جذابیت:10/10

نمره نهایی :10/9