ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .

به گروه استیم، گیمینگ آنلاین سایت بپیوندید

سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2018/03/27
    نوشته ها
    1
    4
    کاربر تازه وارد

    Question نبرد پایانی Resident Evil

    لئون بعد از نابودی سیمونز رسما خودش بازنشسته کرده و می خواد که از زامبی و زامبی کشی دور بمونه. خوشبختانه یا متاسفانه این بار کسی ازش می خواد که به ارتش در نبرد با زامبی های نیویورک کمک کنه که لئون نمی تونه دستش رو رد کنه، دختر رئیس جمهور قبلی کشور، اشلی گراهام. اشلی هم اکنون بزرگ شده و یک مقام مهم دولتی به حساب می یاد. لئون به خاطر احترام و همچنین محبت که نسبت به اشلی داره قبول می کنه تا به شهر قرنطینه شده نیویورک نفوذ کنه و شهردار رو نجات بده.
    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۲۳:۳۰_نیویورک:
    لئون با یه سرباز دیگه به نام جان از طریق فاضلاب وارد شهر نیویورک می شن و به سمت ساختمان شهرداری حرکت می کنن و....

    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۱۵:۴۵_آفریقا_اطراف رود نیل:
    کلر ردفیلد که هم اکنون یک مخالف مهم سلاح های بیولوژیکی به حساب می یاد متوجه خرید و فروش غیرقانونی چندین اسلحه مرگبار بیولوژیکی می شه. کلر همراه با یک گروه مسلح به طرفین معامله حمله می کنم ولی در اون جا کلر شوکه می شه، خریدار کسی نبود به جز بری بارتون. بری توضیح می ده که می خواسته که ویروس درون این سلاح رو آزمایش کنه چون می گفتن که ویروس جدیدی ساخته شده و یکی از فروشنده هاشم اونه و الان کلر معامله رو به زد. کلر و بری فورا به محل سکونت تاجر حمله می کنن که اونجا در حالی که توسط سربازانی مسلحه حفاظت می شه پیدا می کنن. زمانی که از آن ور تر صدای انفجار به گوش می رسه کلر و بری از غفلت سربازا برای ورود به خونه تاجر استفاده می کنن که جسدش رو پیدا می کنن، کمی بعد هم نیروهای امنیتی سر می رسن و اونا رو دستگیر می کنن.

    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۱۳:۲۰_آفریقا_مرکز تحقیقاتی سازمان BSAA:
    کریس و جیل هم از محل تاجر باخبر شده بودن برای همین به سمت اونجا حرکت می کنن و متوجه می شن مردم محلی هم تحت کنترل تاجر هستن. کریس و کلر ولی مردم محلی رو هم می کشن و تاجر رو در عمارتش پیدا می کنن. تاجر اعتراف می کنه که ویروس جدیدش رو هنوز تو بازار نفرستاده ولی اون تنها تاجری نیست که می تونه این ویروس رو از سازنده اون بگیره و حالا سازنده که هویتش برای تاجرین نیز مشخص نیست وعده فروش این ویروس رو به هزاران تاجر در سرتاسر دنیا داده. در همین لحظاتی نیروهای امنیتی به رهبری هانک سر می رسن و تاجر خودکشی می کنه. کریس و جیل به گفته تاجر از راه مخفی برای خروج استفاده می کنن و به سمت هلیکوپتر نجات می رن که یهو یک سرباز به پای جیل شلیک می کنه و کریس می ره تا اونو نجات بده که یک سرباز با راکت لانچر هلیکوپتر رو منفجر می کنه و کریس و جیل هم از موج انفجار بیهوش می شن.

    ۳۰‌‌ مارس ۲۰۱۸_ساعت ۱۸:۵۵_قطب شمال_آزمایشگاه دولت ایالات متحده:
    به تازگی ارتباط دولت با ازمایشگاه قطب شمال قطع شده برای همین دولت مامور شری برکین رو به محل اعزام می کنه تا دکتر ربکا چمبرز، یکی از اعضای مهم در جلوگیری از انتشار ویروس های بیولوژیکی رو پیدا کنه. شری وارد آزمایشگاه می شه و متوجه می شه یه گروه مسلح تمام پژوهشگرا رو کشتن. در همین حین دکتر ربکا چمبرز با شری ارتباط برقرار می کنه و اونو به محلی که هست راهنمایی می کنه. پس از دیدار با دکتر، اون می گه که این افراد برای دزدیدن T_GH اومدن، تنها واکسنی که می تونه ویروس جدید رو از بین ببره. دکتر و شری فوری از محل آزمایشگاه خارج می شن و به سمت محل فرود هلیکوپتر حرکت می کنن.

    ۲ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۰۰:۴۵_ساختمان شهرداری:
    لئون و جک وارد شهر می شن و فورا به مرکز شهر می رن. پس از عبور از موج عظیمی از زامبی ها در بازار، لئون و جک به سمت در ورودی ساختمان شهرداری می رن که یهو یه هیولا از بالای ساختمون جلوی اونا فرود می یاد و می میره. لئون و جک مطمئن می شن کسی دیگه توی ساختمون هست چون که روی پوست هیولا رد چاقوی و گلوله است. به هر حال لئون و جک وارد ساختمان می شن و بعدش وارد اتاق شهردار که با جنازه اون روبه رو می شن، ظاهرا کسی اونو با گلوله کشته. هدف بعدی لئون و جک پیدا کردن منشی شهرداره که توی یه اتاق پنهان شده و اطلاعات خوبی
    هم داره. متاسفانه تیم زمانی به منشی می رسه که اونم مرده، در همین حال صدای باز و بسته شدن در به گوش می رسه و لئون و جک فورا به سمت در می رن و وارد پشت بوم می شن که لئون ایدا وانگ رو سوار بر یک هلیکومتر می بینه و متوجه می شه بازم ایدا برای پول خودش وارد دردسر کرده.

    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۴:۳۰_آفریقا_اطراف رود نیل:
    بری و کلر در حالی به هوش می یان که به صندلی بسته شدن. در همین لحظه هانک که در واقع رهبر این تیم مسلحه هستش وارد اتاق می شه و می ره به سمت بری. بری اما با دیدن چهره هانک متوجه موضوعی می شه. سال ها پیش‌ دختر بری یعنی مویرا بارتون طی یک آدم ربایی با ناتالیا کوردا، دختر خردسالی آشنا می شه که بری ناتالینا رو هم به عنوان فرزندش می پذیره. یه روز که ناتالیا، مویرا و بری در خونه بودن تیمی مسلح به رهبری هانک برای پیدا ناتالیا وارد خونه بری می شن.‌ بری سعی می کنه جلوی اونا رو بگیره که تیر می خوره و هانک ناتالیا رو هم می گیره که مویرا که عضو سازمان تراسیو هست وارد عمل می شه و سعی می کنه ناتالیا رو نجات بده که خودش هم توسط هانک کشته می شه. بری هرگز این لحظات رو فراموش نمی کنه و هانک هم بری رو مورد آزار روحی قرار می ده. پس از اون که هانک می بینه نه بری و نه کلر اعترافی نمی کنن از اتاق خارج می شه و کلر که تونسته بوده یه تیکه شیشه پیدا کنه طناب دستشو باز می کنه و بعدش هم طناب بری رو. بعد از اون بری و کلر مخفیانه از طریق دریچه بالای ساختمون متروکه فرار می کنن. در طول فرار، اونا صدای هانک رو می شنون که با معاونش، وکتور صحبت می کنه. مثل اینکه اونا می خوان شهردار نیویورک بمیره و برای همین تیمی مسلح به شهرداری فرستاده.

    ۲ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۲:۳۰_نیویورک:
    جک و لئون هنوز تو شوک هستن که یهو چند تا سرباز وارد پشت بوم می شن و به اونا شلیک می کنن. پس از عبور از موج عظیمی از سربازا، جک و لئون به دروازه شهر می رسن در حالی که شاهدا یه هلیکوپتر از بالای سرشون عبور می کنه و منهدم می شه. حالا اونا ماموریت جدیدی دارن، رسیدن به لاشه هلیکوپتر و نجات دو تن از اعضای تراسیو به نام هاب بری بارتون و کلر ردفیلد. پس از رسیدن به لاشه اما لئون اثری از کلر و بری پیدا نمی کنه یهو جک به سمتش اشلحه می بره.
    لئون:چی کار می کنی جک!؟
    جک:متاسفم. دستور رئیس بود.
    یهو اما یه نفر از پشت به جک شلیک می کنه و اون فرد هم کسی نبود جز کریس ردفیلد!

    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۹:۳۵_واشنگتن_بیمارستان:
    کریس پس از موج انفجار بیهوش روی تخت بیمارستان بود که یهو بهوش می یاد و سراغ جیل رو می گیره که پرستار می گه حالش خوبه. در همین لحظات اما یک کامیون در وسط شهر منفجر می شه که درونش سلاح های بیولوژیک از نوع ویروس جدید هست که این یعنی نابودی واشنگتن. کریس در حالی بهوش می یاد که پرستارا توسط زامبی ها کشته شدن یا اینکه خودشونم زامبی شدن. کریس که مهارت فوق العاده ای در این لحظات داره از زامبی ها عبور می کنه و به بخش اتاق مدیریت می ره تا ببینه جیل کدوم اتاق بستری هست اما چیزی که اون می بینه شوکه کننده هست، جیل توی سردخونه هست!
    کریس عصبانی به سردخونه می ره ولی اثری از جسد جیل پیدا نمی کنه و کمی امید به دست می یاره. اون به سمت خونش حرکت می کنه تا لباس BSAA خودش رو بپوشه. در طول خروج از شهر واشنگتن، تیمی از افراد BSAA کریس رو پیدا می کنن و فاش می کنن که از طرف جیل برای نجاتش فرستاده شدن و قراره با هلیکوپتر کریس رو به مقر سازمان در فلوریدا انتقا بدن، کریس هم خوشحال از زنده موندن جیل قبول می کنه. درست در همین لحظات سر کریس گیج می ره و بیهوش می شه.

    ۲ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۱:۴۵_نیویورک:
    کریس در حالی بهوش می یاد که توی یک اتاق بسته شده به صندلی هستش. در همین لحظات یک سرباز وارد اتاق می شه و می یاد که کریسو بکشه که یهو یه نفر اون سربازو می کشه و اون کسی نیست جز استیو برنهاید. استیو فاش می کنه که از طرف سازمان تراسیو برای نجات کریس اومده در حالی که کریس نمی تونه باور کنه که استیو زنده مونده (استیو در وقایع کد ورونیکا مرده بود) اما استیو فاش می کنه با آزمایش هایی که آلبرت وسکر روی اون انجام داده استیو زنده مونده و زنانی که جسدش توسط سازمان تراسیو پیدا شده این سازمان از استیو به عنوان یک مامور استفاده کرده. کریس سرانجام حرف های استیو رو می پذیره و اونو دنبال می کنه که سرانجام این دو وارد فرودگاه شهر می شن تا با یک هواپیما که سازمان براشون گذاشته فرار کنن، ولی کریس باید احتمال چیز دیگه ای رو می داد!
    چندین سرباز کریس رو محاصره می کنن و در همین هنگام کسی می یاد جلوی کریس که باورزش نمی شه، آلبرت وسکر. محققان سازمان تراسیو زمانی که متوجه می شن اثراتی از وسکر درون مواد مذاب هست (به خاطر اینکه وسکر در اونجا کشته شد) از اون مواد برای ساخت واکسن های قوی استفاده کردن در حالی که استیو بعد از شنیدن کلمه وسکر از یک پژوهشگر دچار اختلال می شه، این کلمه در واقع باعث می شد تا استیو به مامور وسکر تبدیل شه و استیو هم با ربودن دختر یک محقق اونو مجبور می کنه تا وسکرو دوباره بسازه.‌ وسکر حالا از کریس می خواد تا با اون در برابر نیروهای هانک متحد بشه ولی کریس این درخواست رو رد می کنه و افراد وسکر آماده شلیک به کریس می شن که کلر و بری سر می رسن و نیروهای وسکر رو می کشن. استیو و وسکر اما به خاطر کار مهم تری از درگیری با کریس اجتناب می کنن و با یک هواپیما از اونجا خارج می شن. قبل از خروج اما وسکر به کلر می گه که ((دوستت لئون نباید به اشلی گراهام اعتماد می کرد)) و بعدشم با هواپیما از شهر خارج می شه. کلر در حالی که از این حرف وسکر متعجب هست موفق به برقراری ارتباط با سازمان تراسیو می شه و یکی از اعضای تراسیو می گه که اشلی گراهام لئون رو برای نجات اونا فرستاده. در همین لحظات کلر متوجه منظور وسکر می شه و سریعا با کریس و بری به سمت محل لاشه حرکت می کنن‌. اونا به موقع می رسن و با کشتن جک لئون رو نجات می دن. در همین لحظات از بیسیم جک صدای تشلی به گوش مب رسه:
    اشلی:لئون رو کشتی؟
    لئون:نه، لئون منو کشت.
    اشلی:لئون، باید مطمئن می بودم که اون از پس تو برنمی اومد.
    لئون:از پس من برمی اومد، از پس ما برنمی اومد.
    و سپس ارتباط رو قطع می کنه. حالا اونا باید از شهر خارج شن و دست اشای رو رو کنن. در همین لحظات اما اشلی رئیس جمهور رو متقاعد کرده بود تا شهر نیویورک رو با بمب اتمی نابود کنه تا لئون و تمام مدارک دیگه همون جا خاک بشن.

    ۱ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۱۱:۴۰ صبح_نیویورک_مرکز تحقیقاتی:
    ربکا و شری که نقش محافظ اونو داره با هلیکوپتر به نیویورک می رن تا ربکا اونجا بقیه آزمایشاتش رو انجام بده.‌متاسفانه در مرکز تحقیقاتی شری بیهوش می شه و وقتی بهوش می یاد اثری از ربکا نیست و بقیه هم مردن. شری سریع از مرکز خارج می شه که نیویورک در حالت قرنطینه و در حالی که همه تبدیل به زامبی شده اند پیدا می کنه و ارتباطش هم با مرکز قطع شده. برای وصل کردن ارتباط شری تا دم برج مخابرات پیش می ره ولی جلوی در برج شری توسط یک هیولا زخمی می شه و هرچند اونو می کشه ولی توان بالا رفتن از برج رو نداره و کمی بعد به خاطر شدت جارحت بیهوش می شه.

    ۲ اپریل ۲۰۱۸_ساعت ۳:۳۰_نیویورک:
    کریس، لئون، ربکا و بری به سمت دروازه نیویورک حرکت می کنن تا از شهر خارج شن. در طول راه، رئیس جمهور از طریق بلندگو از تمام ساکنین شهر می خواد تا قبل از انفجار بمب اتمی از شهر خارج شن. سرانجام این ۴ نفر به دروازه می رسن در حالی که توسط نیروهای هانک و وکتور ویران شده و سربازان هانک هم هرکسی که بخواد از دروازه عبور کنه رو می کشن. پس از درگیری های زیاد، این ۴ نفر موفق می شن وکتور و افرادشو بکشن ولی در همین هنگام یکی از افراد وکتور به کار حمله می نه که از پشت توسط یک نفر گلوله می خوره و اون فرد هم کسی نیست جز شری. شری از گروه می خواد تا هر طور شده دکتر چمبرز رو نجات بدن و می گوید که امیدوار است توانسته باشد گناه پدرش، ویلیام برکین را در حق مردم جبران کرده باشد و سپس می میرد. لئون، بری، کلر و کریس جسد شری را برداشته و با یک ماشین نظامی که متعلق به هانک و افرادش بود از شهر خارج می شوند. کمی بعد، شهر با بمب اتمی نابود می گردد. در همین حین توجه بری به لباس های پشت ماشین که متعلق به نیروهای هانک است جلب شده و فکری به ذهن لئون می رسد.

    و سرانجام، هر کدام از چهار نفر از هم جدا می گردند تا پایانی متفاوت برای هم رقم بزنند:

    لئون:لئون خشمگین از خیانت اشلی لباس سرباز هانک را که پشت ماشین بود پوشیده و با هویت سرباز او با اشلی در کاخش دیدار می کند. در این لحظات، لئون به سمت اشلی اسلحه می برد و از او می پرسد که چرا خیانت کرده؟
    اشلی پاسخ می دهد که لئون می دانسته که پدرش با توطئه سیمونز کشته شده و در این توطئه هم هلنا هارپر، محافظ پدرش نیز مقش داشته ولی لئون با وجود اینکه از اشتباه هلنا باخبر بوده این را اطلاع نداده و هلنا مجازات نشده. اشلی اعتراف می کمد که این اطلاعات از دست وسکر به او رسیده و پس از آن اشلی هلنا را کشته. او همچنین اعتراف می کند که قصد داشته با کشاندن لئون، کریس، بری و کلر هر ۴ نفر را در نیویورک نابود کند. او اعتراف می کند که هانک و افرادش قرار است به کاخ رئیس جمهور حمله و او را بکشند تا اشلی به عنوان کاندید ریاست جمهوری عضو شود و احتمالا اکثریت رای نیز به او داده خواهد شد. اشلی در آخر اعتراف می کند که ایدا هم اکنون در زیرزمین کاخ زندانی است و لئون با خشم به اشلی شلیک می‌کند. پس از درگیری با سربازان اشلی، لئون ایدا را نجات می دهد و این دو از کاخ خارج می شوند. پس از این این دو تصمیم می گیرند تا با هم ازدواج کنند و به خاطر اینکه الان هردویشان به عنوان مجرم شناخته می شوند با هویتی جعلی زندگی کنند‌.

    کریس:کریس پس از رسیدن به مقر BSAA متوجه می شور که جیل نیز همانند او بهوش آمده و پس از فاجعه ای که در واشنگتن اتفاق افتاد از بیمارستان گریخته و هم اکنون از مکان وسکر باخبر شده. کریس سریعا با چند تن از نیروهایش به محل وسکر حرکت می کند و سرانجام با او در حالی روبه رو می شود که تمام افراد جیل را کشته و قصد کشتن او را نیز دارد. پس از درگیری های فراوان با استیو و آلبرت، اسخیو فرصت اینکه کریس را بکشد پیدا می کمد ولی کریس از استیو می خواهد تا کلر را به یاد آورد و استیو که گویی از کنترل وسکر خارج شده به او حمله می کند و در نبردی طولانی هردویشان کشته می شوند. کریس و جیل نیز به سرعت از محل خارج می شوند و با منفجر نمودن محل اقمامت وسکر تمام نمونه های درون آن جا را نیز از بین می برند.

    بری:بری پس تز رسیدن به مقر تراسیو تماسی از طرف لئون پیدا می کند. لئون به بری می گوید که هانک و افرادش قصد کشتن رئیس جمهور را دارند. بری به همراه تیمی مسلح از افراد تراسیو به کاخ سفید رفته و پس از نجات رئیس جمهور با هانک روبه رو می گردد. هانک در این جا به خود نمونه هی از ویروس جدید را طزریق می کند و بری را به مبارزه می طلبد. در نهایت بری انتقام دخترش را از هانک می گیرد و رئیس جمهور را از شهر خارج می کند.

    کلر:کلر به دنبال دکتر ربکا چمبرز به یک قاچاقچی به نام مکس تیلور می رسد که یکی از افرادی است که نمونه ویروس را در اختیار دارد. کلر وارد کشتی این قاچاقچی شده و پس از کشتن او دکتر چمبرز را نجات می دهد. در همین حال مشخص می شود تولیدکننده خود دکتر چمبرز است. دکتر به جسیکا شراوات و دیموند وستر که قبلا عضو BSAA بوده و به آن خیانت کرده اند دستور می دهد تا کلر را که اسلحه ندارد در کشتی پیدا و بکشند (دکتر اسلحه کلر را گرفت.) کلر اما دیموند و جسیکا را کشته و سرانجام با خود دکتر روبه رو می گردد‌. پس از مبارزه با دکتر چمبرز که به خود ویروس جدید را طزریق کرده بود، او به کلر می گوید که دوست داشته تا با بیلی کوئین ازدواج کند و سپس جانش را از دست می دهد. در نهایت کلر ناتالیا را در یک محفظه پیدا می کند و در این جا تصمیم می گیرد به خاطر اینکه خودآگاهی آلکس وسکر درون ناتالیا است او را نابود کند. در نهایت کلر از کشتی با یک قایق خارج می گردد.

    پایان
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •