ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    کرمانشاه
    نوشته ها
    92
    95
    موسس سایت

    پیش فرض معرفی داستان بازی

    ترس را با تمام وجود احساس کنید!















    Shinji Mikami ! با شنیدن این اسم به یاد چه چیزی می افتید ؟! ترس ؟! وحشت ؟! و یا ترس و وحشت و جنون ؟! دقیقا همینه … شینجی میکامی هم دقیقا با ساختن سبکی متفاوت از Resident Evil نشان داده که به دنبال همین القاب می گردد. حالا از این ها هم که بگذریم ، وی در حال حاضر در حال کار بر روی عنوان جدیدی که سبکش SH است

    مغز متفکر بازی های Resident Evil دوباره به صحنه آمده تا ترس و وحشت را در دل گیمر ها بیندازد. میکامی در مصاحبه با مجله ی Famitsu گفته است که :



    در حال حاضر بازی های سبک SH یا Survival Horror در معنای واقعی دیگر وجود ندارند. چرا که سازندگان این بازی های بیشتر سعی کرده اند که این سبک بازی را به سمت اکشن بکشند. ولی ما با ساخت این بازی جلوی آن ها را خواهیم گرفت.

    همچنین وی افزود :



    این بازی ترس و وحشت خالص است ! ما با ساخت این بازی دوباره به سبک SH معنا خواهیم بخشید …


    اما شروع این بازی از همه پیچیده تر است. یک کارگاه به نام Sebastian Castelanos به همراه همکارانش Joseph Oda و Julie Kidman برای رسیدگی به یک پرونده ی قتل ، وارد یک شهر می شوند به به یک تیمارستان می روند. اما وقتی می رسند میبینند که پارکینگ تیمارستان پر است از ماشین های پلیس ولی کسی در آن ها نیست !!


    پس از کمی جست و جو سپس ان ها جنازه ی دیگر پلیس ها را پیدا می کنند. محوطه ی تیمارستان بسیار وحشت ناک است و وقتی سباستین وارد ان می شود ، با کلی جنازه ی پلیس ها و دکتر ها رو برو میشود.



    اولین چیزی که هر کسی متوجه می شود ، فضای جنون آمیز تیمارستان است. در ادامه دو دوست دیگر سباستین به قتل می رسند و خود او هم با یک ضربه بی هوش می شود. وقتی به هوش می اید ، خود را آویزان از یک نگه دانده ی گوشت و در یک مکان تاریک و پر از خون پیدا می کند. وی میبیند که دیگر نیز مانند وی از این نگه دارنده ها آویزان شده اند. یک لحظه خود را به جای سباستین بزارید !! چه حسی به شما دست خواهد داد ؟! بدون شک حس ضعف و نا امیدی و مرگ !

    ناگهان یک غول سیاه می اید و سباستین را به مکانی مرموز می برد. سباستین حالا در حال حمل شدن توسط یک غول بی شاخ و دم است ! به نظر شما چه حسی خواهد داشت ؟! دیگه نه از دوستان پلیسش خبری هست و نه از کمک !! در واقع بازی به گونه ای به نصویر کشیده می شود که گیمر در نقش سباستین چنان فرو می رود که انگار خود او در حال تحمل این سختی هاست.

    وقتی هم که به طور ناگهانی سباستین زنگ خطر را به صدا در می آورد ، تعداد زیادی قصاب به وسیله ی مورد علاقه ی میکامی یعنی اره برقی به سرتغ وی می آیند. پس وقتی دستانتان بسته است و هیچ وسیله ی دفاعی ندارید ، تنها راه فرار است !! فرار !



    سباستین هراسان به سمت یک آسانسور می رود و فکر می کند که دیگر همه چی تمام شده و این دیگر پایان داستان است. ولی بازی تازه شروع می شود !! ناگهان دیوار ها شروع به لرزش می کنند و راهی جز فرار نمی ماند. پس وی به بیرون تیمارستان فرار می کند.

    [img=300x300]http://assets.vg247.com/current//2014/01/the-evil-within-ca-16.jpg[/img]

    وقتی به بیرون تیمارستان می رود تازه ، بازی شروع می شود و این جا تازه اول بد بختی های اوست !! وی هراسان به سمت یک خانه ی روستایی می دود. ولی هنوز نیز موقعیت او ناکجا آباد است و معلوم نیست در کجا قرار دارد.


    میکامی در مورد روستا قول داده است که مثل همان تیمارستان باشد ولی در ابعاد بزرگتر. وی در این مورد این چنین می گوید :




    در تمام طول بازی، ما دو نوع کلی از فضاهارا داریم: فضاهای باز و فضاهای بسته. البته در مورد فضاهای باز، موارد ویژه ای در نظر گرفته شده است. در اصل ایده اصلی ما برای فضاهای بزرگ این است که بازیباز، در جریان یک موج قرار بگیرد. موجی از ترس، تنش و هیجان که به وی می*گوید اگر آن در را باز کند، ممکن از سته ای از دشمنان به وی حمله کنند و یا اگر از آن راه برود، ممکن است به کلی از هدف ماموریت دور شود. در واقع ما آنقدر این چرخه را تکرار می*کنیم، تا بازیباز بخوبی متوجه شود در چه مواقعی، باید منتظر دشمنان باشد. اما نکته جالب، استفاده از این ذهنیت بر علیه بازیباز است. به طوری که ما دشمنان را در جاهایی قرار می*دهیم، که کسی حتی انتظارش را هم ندارد.




    اما در آخر، شینجی میکامی، می*گوید:

    اگر بعد از انتشار بازی، فردی به من بگوید، من از بازی کردن این عنوان می*ترسم و حتی از ترسش به سراغ آن نمی*روم، آن موقع است که لبخند رضایت را برروی لب های من خواهید دید!

    Life isn't that sweet. That's why everyone wants sweet things
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •