ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
صفحه 2 از 2 نخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 17 از 17
  1. #11
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    иранский
    سن
    21
    نوشته ها
    500
    1,584
    مدیر انجمن

    پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

    CUTSCENE #34 - باغ زیرزمینی

    کریس و شوا وارد اتاق میشن و یه باغ پر از گل میبینن.یه نوع هرم در وسط هست، با گل هایی که سرتاسر اون رشد کردن.


    کریس: اینجا دیگه چیه؟

    اونا از پله ها بالا میرن. گل هایی که در تمام اطراف رشد کردن، قرمز هستن.

    شوا: اینا چجوری زیرزمین زنده موندن؟
    کریس: اینا گل های معمولی نیستن...

    اونا به گل های اطراف نگاه میکنن. به نظر می رسه کریس یه چیزی دیده.


    کریس: صبر کن!

    اون میدوه پایین و یه جسم سنگیه بزرگ رو پاک میکنه. از بین گرد و خاک یه لوگوی کم رنگ آمبرلا دیده میشه.

    کریس: آمبرلا؟
    شوا: چی؟آمبرلا داشته اینجا چی کار میکرده؟
    کریس: نمیدونم. اما به نظر نمیرسه که اخیرا کسی این اطراف بوده باشه.
    شوا: می تونی مطمئن باشی که اونا می خواستن این مکان رو مخفی نگه دارن.
    کریس: روی بعضی از این تجهیزات لوگوی ترایسل هست.

    شوا: اونا داشتن با هم کار میکردن؟

    منبع : HorrorGames.IR©
    .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
    • #12
      تاریخ عضویت
      2016/02/23
      محل سکونت
      иранский
      سن
      21
      نوشته ها
      500
      1,584
      مدیر انجمن

      پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

      CUTSCENE #35:تاسیسات آزمایشی

      کریس و شوا وارد یه سالن خیلی بزرگ که تو پایینه وارد میشن.


      کریس:چی؟؟!!
      درست وسط این اتاق بزرگ یه سکوی دایره ای شکل هستش.روی دیوارها محفظه های آهنی زیادی هست که محتویات داخل اونا معلوم نیست.
      شوا:اینا توی عکس ها هم بودن!
      کریس:وایستا,اون به این معنیه که جیل احتمالا اینجاست.
      آژیرهای اضطراری یه دفعه خاموش میشن.یکی از محفظه های آهنی از دیوار جدا میشه و باز میشه و یه آدم شل و ول رو نشون میشه.جسد توی پرتگاه پایین میوفته.

      شوا:اونا چی کار کردن؟
      شوا که شوکه شده به اطراف نگاه میکنه و کریس یه کامپیوترو روی اون سکوی دایره ای شکل پیدا میکنه.اون به سرعت روی کامپیوتر تایپ میکنه . پرونده جیل رو روی صفحه پیدا میکنه.
      کریس:جیل!
      پرونده جیل روی صفحه کامپیوتره.ناگهان پیغام "دسترسی به طبقه" روی صفحه میاد و سکویی که اونا روش ایستادن مثل یه آسانسور شروع به پایین رفتن میکنه.

      CUTSCENE #36:حمله U-8

      کریس(به محفظه ها نگاه میکنه):اینا خیلی زیادن....مثل اینکه اینا دارن آدما رو از سرتاسر جهان میدزدن تا روشون آزمایش انجام بدن.
      ناگهان سکو یه حرکت کوچیک میکنه و دوباره می ایسته و صفحه کامپیوتر قرمز میشه.
      شوا:چرا؟
      کریس:اوه....دلیلش اینه!


      یه خرچنگ B.O.W غول پیکر غرشی میکنه.اون تلاش میکنه تا با چنگک هاش کریس و شوا رو از وسط نصف کنه ولی اونا موفق میشن تا جاخالی بدن.

      همونطور که اونا به U-8 صدمه میزنن اون گیج میشه و دهنش هم باز میشه.


      کریس:اینو بخور!
      اونا چندتا نارنجک تو دهن U-8 میندازن که پوسته سر اونو آسیب میزنه.


      شوا:کار میکنه! پوسته سرش داره آسیب میبینه!
      بعد از اینکه دوباره به U-8 صدمه زدن اون بازم گیج میشه.
      کریس:این یکی هم بگیر!
      اونا نارنجکای بیشتری میندازن که اینبار کاملا پوسته سرو از بین میبره و نقطه ضعف صورتی رنگی رو نمایان میکنه.
      شوا:پوسته از بین رفت!اون نقطه صعف رو هدف بگیر!

      CUTSCENE #37:مدفوع U-8

      بعد از نابود کردن اون نقطه ضعف,U-8 بالاخره از پا درمیاد و توی پرتگاه پایین میوفته.کریس و شوا از لبه پرتگاه نگاه میکنن که یه دفعه سکو دوباره شروع به حرکت میکنه.وقتی سکو توقف میکنه یه محفظه آهنی از از دیوار جدا میشه و درست جلو اونا می ایسته و باز میشه که چیزی توش نیست.
      کریس:لعنتی!جیل کجاست؟
      چراغ چشمک زن کامپیوتر ناگهان روشن میشه و شروع به نشون دادن یه ارتباط زنده از یه زن یعنی اکزلا میکنه.
      اکزلا:آقای ردفیلد,چه خوب که باهاتون آشنا شدم.
      کریس:تو دیگه کی هستی؟
      شوا:اکزلا گیونه.اون واسه ترایسل کار میکنه.
      اکزلا:خوبه,تکالیفت رو انجام دادی.
      شوا:یه افسر توی کنسرسیوم جهانی داروسازی,چرا؟
      اکزلا:خوب بهتره که خودمو براتون توضیح بدم.مگه شما دستور ندارین تا عقب نشینی کنین؟
      شوا:پس اون تو بودی!
      اکزلا ریشخند میزنه.
      کریس:جیل کجاست؟!
      اکزلا:اگه میدونستم فکر میکردید که بهتون میگفتم؟
      کریس:ساکت شو! بهم بگو جیل کجاست.
      اکزلا:به محض اینکه شما مامورین کوچیک تونو اینجا تموم کردین بهتره که از اینجا برید.اینجا چیزی نیست که شما زندگیتونو به خاطرش به خطر بندازید.
      صفحه کامپیوتر بسته میشه و دوباره پرونده جیل رو نشون میده.
      شوا:اون داره دروغ میگه! اون یه چیزایی میدونه!
      کریس:وقتشه که جواب هامونو پیدا کنیم.

      منبع : HorrorGames.IR©
      .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
      • #13
        تاریخ عضویت
        2016/02/23
        محل سکونت
        иранский
        سن
        21
        نوشته ها
        500
        1,584
        مدیر انجمن

        پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

        ------CHAPTER 5-2 -----:تاسیسات آزمایشگاهی
        شوا:این جا همون جاییه که اکزلا راجبش میگفت.
        کریس:اکزلا مارو تحت نظر داره.من میتونم تضمین کنم که اکزلا اون B.O.W رو فرستاد تا مارو بکشه.
        شوا:وقتی پیداش کردیم میتونی راجب اون و راجب جیل ازش بپرسی.
        کریس:خیلی خوب,پس زود باش پیداش کنیم!
        کریس و شوا سالن بزرگو ترک میکنن و دری رو باز میکنن.ماجینی های مسلح در پایین هستن که از حضور کریس و شوا آگاه نیستن.
        بعد از کشتن اونا چندین ماجینی باتون برقی هم از بین میرن.راه روبه رویی اونا با دو نوع دشمن بسته شده که کریس و شوا به آرومی حرکت میکنن و یه جا پناه میگیزن و اونا رو میکشن.



        کریس و شوا دو دکمه رو به طور هم زمان فشار میدن تا یه درو باز کنن.





        راهروهای روبهرو پر از ماجینیه اما خوشبختانه اکثر اونا کنار بشکه های انفجاری وایسادن.


        CUTSCENE #38:ارتباط مانیتوری


        کریس و شوا توسط یه آسانسور بالا میرن.ناگهان کریس یه موج رادیویی رو میشنوه.اون صدا شبیه اکزلاست.
        اکزلا : (از طریق رادیو) : اروبوروس.....داره کامل میشه.....نگران نباش.اون چیز رزرو شده تقریبا آمادست.
        شوا:من اون صدارو میشناسم!
        کریس:اون اکزلاست.
        اکزلا:اون داره.....آلبرت.....دنبالش میگرده.
        کریس:آلبرت؟!
        شوا:چی؟!
        اکزلا:و آلبرت در چه حالی هستی؟
        ارتباط قطع میشه.
        کریس:لعنتی! وسکر!........من فکر کردم که مرده.


        هردو از آسانسور بیرون میان.روی دیوار رو به رو خون و جای خط و خش هست که فقط یه معنی داره....لیکرها.اونا دارن همه جا می خزن.

        اونا به آرومی از اونجا رد میشن تا سروصدایی نکنن.اونا بالاخره به یه در میرس که به طرف منطقه دیگه میره.
        چندین ماجینی اره ب قی میان تا دردسر درست کنن.دری که به منطقه بعد میره در دسترس نیست و اونا نمیتونن رد بشن.
        شوا:مثل اینکه مجبوریم از این راه بریم!
        کریس و شوا روی یه حمل کننده متحرک میپرن و در خلاف جهت اون میرن.بالاخره به طرف دیگه میرن.جلوی اونا یه در فلزیه که هردو با لگد زدن اونو باز میکنن.اون به یه حمل کننده دیگه که پر از سیلندرهای انفجاری و ماجینی هست میرسن.اونا به طرف دیگه میرن و اهرم رو میکشن و اونو متوقف میکنن.بعد از عبور از اونجا داخل یه کیف اسلحه P556 وجود داره به همراه یه پرونده که راجب یه B.O.W جدید توضیح داده.

        اونا به پایین راهرو ها میرن.
        کریس:موشک ها؟!
        شوا:تو فکر میکنی اینا رو واسه چی احتیاج دارن؟
        کریس:شاید اونا میخوان تا یه جنگ رو شروع کنن.
        جلو یه ژنراتور با دو اهرم وجود داره که کریس و شوا اونو میکشن.
        همونطور که اونا به طرف راهرو برمیگردن اونا یه چیزی شبیه پیله کرم ابریشم میبینن که از سقف آویزون شده.اونا سرانجام با یه B.O.W که اسمش Reaper هستش مواجه میشن.

        شوا:اون دیگه چجور موجودیه؟!
        اونا به طرفش شلیک میکنن و بهش آسیب میزنن و نقطه ضعفای اون که حباب های سفده معلوم میشه.اونا موفق میشن که اونو شکست بدن و به حرکتشون به سمت پایین ادامه میدن.به سمت کنترل پنل میرن و اهرمو میکشن و به سمت حمل کننده متحرک میرن.اما این حمل کننده جسدهایی به بیرون منتقل میکنه.
        شوا:اونا باید افراد بیرون انداخته شده از مرکز تحقیقات باشن.
        اگرچه اونا عروس مرده نام دارن اما مرده نیستن.,وقتی کریس به جسد ها نزدیک میشه اونا میپرن و تلاش میکنن تا کریسو بگیرن.اونا موفق میشن تا به قسمت بعدی برن.در بالا یه اهرم هستش که حمل کننده رو نگه میداره.یه در اون جلو با دو دکمه هست که اون وارد اون میشن.

        CUTSCENE #39:اروبوروس

        کریس و شوا وارد یه در میشن و اسلحه هاشونو آماده میکنن.یه آزمایشگاهه که متروک به نظر میرسه.در پشت سری اونا بسته میشه و به سمت جلو پیش میرن
        کریس:شوا!
        کریس به مردی که روی صندلی نشسته اشاره میکنه.اون به نظر خواب یا بیهوش میاد.
        اکزلا :( از راه بلند گو):خوب,خوشحالم که موفق شدید.
        کریس و شوا به اطراف نگاه میکنن تا منبع صدا رو پیدا کنن.
        اکزلا:شما دو تا این بالا.
        اونا اکزلا رو پیدا میکنن.اون پشت یه پنجره شیشه ای در کنار BIRD LADY ایستاده.
        کریس:اکزلا...جیل کجاست؟
        اکزلا:جیل,جیل,جیل...تو مثل یه کاست خراب میمونی میدونستی؟درست مثل یه احمق همونطور که اون گفت.شما خیلی وقته که تلاش کردین تا اوروبوروس رو از پیدا کنید.خوب اینجاست.....لذت ببرید!
        اون مرد بلند میشه و پوستش مثل یه موج شروع به تکون خوردن میکنه.سپس چندین شاخک سیاه از بدنش بیرون میزنه.
        شوا:پس اروبوروس یه B.O.W جدیده و تو میخوای اونو به تروریست ها بفروشی.
        اکزلا:درست حدس زدی اما نه.چون اروبوروس شباهت زیادی به ویروس مادر دارهمن نمیخوام اونو به تروریست ها بفروشم.
        کریس:پس چرا میخوای ازش استفاده کنی؟
        مرد اروبوروسی از درد به خودش میپیچه و دوباره شاخک ها به بدنش فرو میرن.
        اکزلا:تکامل.اون سنگ فیلسوفه.فقط اونایی از DNA انتخاب میشن که بتونن به مرحله بعد برن.تصور من و ترکیبات اون حلال یه واقعیت رو به وجود آورده.
        مرد دوباره به حالت اول برمیگرده و سریعا به سمت کریس و شوا نزدیک میشه.
        شوا:تکامل؟راجب چی حرف میزنی؟
        اکزلا:اوه....به زودی میفهمی در واقع همه میفهمن.
        اون مرد می ایسته و دوباره از درد به خودش میپیچه.
        اکزلا:هممم.....خیلی بد شد...مثل اینکه اون ارزششو نداشت.فقط انتخاب شده ها استحقاق دنیای جدید رو دارن.
        اکزلا و BIRD LADY میرن.
        کریس:اکزلا وایسا!
        ناگهان شاخک های زیادی از مرد بیرون میزنه و اونو تبدیل به MKNO میکنه که شباهت زیادی به نوع اول داره.


        صدای اضطراری:هشدار....یه تهدید زیستی شناسایی شده....تمام پرسنل باید مواد آلوده رو بسوزونن.
        کریس:این شبیه همون غولیه که گروه آلفا تیم رو از بین برد.
        شوا:آره اما این یکی وحشی تر به نظر میاد.

        تعدادی سیلند انفجاری وجود داره که کریس وشوا به اونا شلیک میکنن تا به MKNO آسیب بزنن که تنها نقطه ضعف اون آتیشه.MKNO دستشو میندازه تا کریس و شوا رو دنبال کنه.
        شوا:مراقب دستاش باش!
        کریس و شوا جاخالی میدن
        چراغ پنل سبز میشه.
        صدای اضطراری:اسلحه آنش انداز پر است.میتونید وقتی آمادس ازش استفاده کنید.
        هردو به MKNO اتیش میزنن تا نقطه ضعف اون یعنی حباب بزرگ نارنجی رو معلوم کنن.


        شوا:اون نقطه ضعفشه!
        اونا نقطه ضعفو از بین میبرن اما MKNO توسط شاخک ها یه نقطه دیگه به وجود میاره.کریس اسلحه آتش اندازو برمیداره.
        شوا:به عهده توئه!اون حروم زاده رو بسوزون!
        کریس به تمام بدن MKNO آتیش میزنه و اونو مجبور میکنمه که از درد به خودش بپبچه .اما اون دوباره دستشو پرت میکنه تا کریسو بزن اما حمله جاخالی داده میشه.
        شوا:از شر دستاش نمیتونم خلاص بشم!


        صدای اضطراری:هیچ سوختی باقی نمونده.لطفا دوباره اونو پر کنید.
        کریس دوباره اسلحه آتش اندازو به جای خودش قرار میده تا شارژبشه و MKNO هم اونارو دنبال میکنه و کریس وشوا از نارنجک آتیشی و سیلندرهای انفجاری استفاده میکنن تا بهش آسیب بزنن.
        دستگاه شارژسبز میشه.
        صدای اضطراری:اسلحه آتش انداز پره.میتونید ازش استفاده کنید.
        این دفعه شوا اونو برمیداره.
        شوا:تو جهنم بسوز ای حروم زاده!
        حباب نارنجی غول دوباره معلوم میشه.
        شوا:ایناهاش!این نقطه ضعفه!
        اونا دوباره به MKNO حمله میکنن و بهش آسیب میزنن و سرانجام MKNO از بین میره و روی زمین میوفته مثل یه دود سیاه از بین میره.

        منبع : HorrorGames.IR©

        .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
        • #14
          تاریخ عضویت
          2016/02/23
          محل سکونت
          иранский
          سن
          21
          نوشته ها
          500
          1,584
          مدیر انجمن

          پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

          ----CHAPTER 5-3----:مرکز تحقیقات اروبوروس
          دری باز میشه.
          شوا:اون مزخرفات راجب تکامل و با ارزش بودن یعنی چی؟منظور اکزلا چیه؟
          کریس:یه چیزی راجب سنگ فیلسوف و انتخاب DNA.مهم نیست که اون چی میگه,اون فقط یه تروریسته همین.ما نمیتونیم ریسک کنیم تا اروبوروس از اینجا خارج بشه و مردم رو آلوده کنه.
          شوا:پس بریم مراقب اوضاع باشیم!
          اونا به سمت اتاق کنترلی که اکزلا قبلا اونجا بود میرن اما کسی نیست.اونا به سمت راهروها برمیگردن که چندین ماجینی اونجا منتظر اونا هستن.


          برای بدتر شدن اوضاع یه Reaper از پیله خودش بیرون میاد و به سمت اونا میاد.اونا Reaper و ماجینی های باقی مونده رو از بین میبرن.وقتی اونا میخوان به سمت دری که ژنراتور داره برن یه Reaper دیگه میاد.بعد از از بین بردن اون اونا اهرم ژنراتور رو میکشن.با این کار چراغ کنترل پنل سبز میشه.در داخل یه کیف اسلحه H&K PSG-1 وجو داره.

          اونا به طرف پنل میرن که یه سکو رو حرکت میده.چندین ماجینی میان تا دردسر درست کنن.


          سکو به سمت اونا میاد اما یکی باید عقب وایسته تا اهرم رو بکشه تا کار بکنه.اول کریس سوار میشه.

          شوا:بیا.مراقب خودت باش!
          کریس به طرف دیگه میره و ماجینی هایی که به استقبالش اومدن رو از بین میبره.بعد از اون کریس اهرم طرف دیگرو میکشه تا اهرمو به سمت شوا بفرسته.
          شوا:خیلی خوب.اونو حرکتش بده!
          کریس اهرم رو میکشه و سکو به سمت شوا میره.
          چندین ماجینی از یه در بیرون میان که مسلح به باتون برقی و اسلحه و بازوکا هستن.


          کریس و شوا به پایین راهرو ها میرن و ماجینی هارو میکشن.وقتی اونا به اتاقی که ماجینی ها از اون بیرون اومدن میرن چندین ماجینی سپر دار هستن تا وضعیت پیچیده تر بشه.


          بعد از کشتن اونا به سمت همون سالن بزرگی که با U-8 مبارزه کردن میرن.اونا همزمان دو اهرم رو میکشن تا سکو به طرف بالا بره تا با ماجینی های بیشتری مواجه بشن.
          یه ماجینی اهرمی رو میکشه و سکو رو متوقف میکنه.
          شوا:سکو وایستاد!
          کریس:نه,یه چیزی اونو توقف کرده.
          کریس به ماجینی که اهرم رو نگه داشته شلیک میکنه و سکو دوباره شروع به حرکت میکنه.
          شوا:دوباره داره میره بالا!
          ماجینی های بیشتری میان تا جلوی حرکت سکو رو بگیرن.کریس به اونا تیرندازی میکنه.
          شوا:زدیمش!
          وقتی اونا به بالای بالا میرسن ماجینی های مسلح راهو بستن.اونا به سرعت از بین میرن.اونا وارد یه در فلزی میشن و حالا توی مجموعه دیگه ای از خرابه ها هستن.
          شوا:خرابه های بیشتری اینجاست.تو فکر میکنی که اکزلا اینجا باشه؟
          کریس:اگه میخوایم متوجه بشیم باید اون پل رو پایین بیاریم.
          یه اهرم جلوی اوناست ولی کشیدن اون فایده ای نداره.برق اون خاموشه.خوشبختانه ژنراتور نزدیکی اوناست.
          همونطور که اونا آهرم ژنراتور رو میکشن چراغ کنترل پنل سبز میشه.
          شوا اهرم رو میکشه که یه آسانسورو به پایین میاره.کریس سوار اون آسانسور میشه.چندتا لیکر اینجا هستن تا دردسر درست کنن که دارن روی فنس های فلزی میخزن.کریس از اونجا عبور میکنه و به یه جعبه بزرگ که راه رو مسدود کرده میرسه و اونو هل میده و از لبه به پایین میندازه.
          کریس به یه اتاق که اهرم داره میرسه و اونو میکشه و همین طور قفل درو باز میکنه تا شوا وارد در بشه.
          پل پایین میاد.
          در همین لحظه لیکرها به سمت اونا میان.بعد از یه مبارزه جدی اونا از پل رد میشن و به یه در میرسن.

          CUTSCENE #40:دو به دو

          کریس و شوا وارد در میشن و اسلحه هاشونو آماده میکنن.
          شوا:اکزلا گیونه.همونجا که هستی وایسا !
          اکزلا :( براشون دست میزنه):عالیه!
          کریس:لعنتی !جیل کجاست؟
          اکزلا:جیل؟شاید بهتون بگم شاید هم نگم.
          ناگهان یکی که شنل پوشیده با حرکات آکروباتیک وارد میشه.اون BIRD LADY هستش.اون با حرکات خودش به کریس و شوا لگد میزنه.کریس موفق میشه بهش شلیک کنه که ماسک صورت اونو برمیداره.در همین حال BIRD LADY به تیر های کریس و شوا با حرکات قشنگش جاخالی میده و به عقب برمیگرده و مطمئن میشه که شنلش هنوز تنشه.
          کریسگه بازی بسته...ما جواب میخوایم!
          وسکر:تو عوض نشدی.
          کریس:وسکر!تو زنده هستی!
          شوا:این وسکره؟
          وسکر:ما آخرین بار همدیگرو توی ساختمان اسپنسر ملاقات کردیم درسته؟ خوب,به نظرت این یه اجتماع بزرگ خانوادگی نیست؟من انتظار داشتم که خوشحال تر باشی وقتی مارو میبینی.
          کریس:مارو؟!
          وسکر:خیلی آروم اینو تماشا کن.
          وسکر شنل BIRD LADY رو عقب میزنه تا جیل ولنتاینو نشون بده.موهای اون الان بوره و رنگ پوستش هم پریده اما بدون شک اون جیله.چشمای آبی جیل وحشی به نظر میاد.کریس تعجب میکنه و اسلحشو پایین میاره.
          کریس:جیل!....جیل!منم کریس!
          شوا:چی؟تو مطمئنی که خودشه؟
          وسکر:یکی یدونس!
          جیل یه دفعه شنلشو مندازه تا لباس جنگی آبیش معلوم بشه و اون ناگهان به کریس و شوا حمله میکنه.
          وسکر:حالا بیا این کارو یه بار و برای همیشه تموم کنیم.فکر کنم تهداد نفرات هم عادلانه باشه,دو به دو.درسته جیل؟

          وسکر:هفت دقیقه.هفت دقیقه تمام وقتیه که میتونم برات بذارم تا باهات بازی کنم.

          مبارزه شروع میشه.وسکر از سرعت بالای خودش استفاده میکنه و به تیر ها جاخالی میده و جیل از مسلسل ها و حرکات آکروباتیکش.
          وسکر:در واقع اجرای ضعیفی بود.

          وسکر:آینده تو بستگی به این مبارزه داره!
          وسکر یه لگد میزنه و کریسو داخل یه در فلزی پرت میکنه.
          کریس:ما هیچ وقت اینجوری پیروز نمیشیم.وقتشه که تاکتیک هارو عوض کنیم.
          شوا:بهتره که پنهان بشیم.
          اونا همین کارو میکنن و وارد دخمه ای که وسکر براشون باز کرده میشن.اونا در یه تابوت رو با کمک هم باز میکنن که توش اسلحه مگنوم LIGHTING HAWK هست.
          وسکر:قایم شدن فایده ای نداره.همیشه نمیتونید قایم بشید.
          شوا:من حواسم به جیل هستوتو مراقب وسکر باش!

          شوا:تو باید قبل از اینکه اون مارو ببینه بهش حمله کنی.
          کریس چندین ضربه رو به وسکر وارد میکنه ولی تیر اون غیر قابل نفوذه.
          وسکر:ای احمق ها!
          بالاخره 7 دقیقه تموم میشه.

          CUTSCENE #41:دوستای قدیمی,دشمنان جدید

          کریس و شوا از اون دخمه پر پیچ و خم بیرون میان.وسکر هم روی بالکن ایستاده.
          وسکر:بعد از این همه مدت انتظار بیشتری ازت داشتم کریس,خیلی ناامید کننده بود.
          PDA وسکر زنگ میزنه و اون به طرف دیگه میره.
          وسکر:بله.
          کریس:بریم!
          کریس و وسکر از پله ها بالا میرن و اسلحه هاشونو به طرف وسکر نشونه میگیرن.
          کریس:وسکر وایسا !
          وسکر تلفن شو کنار میذاره و نیشخندی میکنه که جیل از یه گوشه میاد و شوا رو میزنه.سپس کریسو میگیره و به زمین میکوبه و اونو در اختیار خودش درمیاره.

          کریس:جیل بیخیال! منم کریس!بسته دیگه!
          وسکر:حرکت قشنگی کردی کریس!اما حالا که همکارت اومده من این کارو به عهده شما میذارم.
          جیل میچرخه و فشار زیادی رو به کریس وارد میکنه.
          کریس:بسته جیل!بلند شو!جیل ولنتاین!
          یه دفعه چهره جیل انسانی تر میشه.
          جیل:کر.....کریس
          کریس:جیل!
          وسکر:قابل توجهه!هنوز داره تو مرحله پیشرفته مقاومت میکنه.
          اون PDA رو برمیداره و چند تا دکمه رو میزنه که باعث میشه که جیل از درد به خودش بپیچه.
          وسکر:خیلی خوب....وقت بازی کردن ندارم کریس.کارایی دارم که باید انجام بدم.با جیل بهت خوش بگذره.
          کریس:وایسا...باهاش چی کار کردی؟
          وسکر وارد یه آسانسور میشه و در آسانسور رو صورت کریس بسته میشه.جیل هم با لباس جنگی آبیش رو به روی اوناست و یه دستگاه قرمز رنگ رو سینه اونه که ذهن اونو کنترل میکنه.
          شوا:اون چیه رو سینه اون؟
          کریس:ما باید اونو ازش جدا کنیم.
          شوا:اگه بتونیم اون دستگاه رو از سینش جدا کنیم شاید به حالت عادی برگرده.
          کریس:این همون کاریه که باید بکنیم!
          کریس به سمت جیل میره و از تیرندازی کردن خودداری میکنه.
          کریس:جیل!چی کار داری میکنی؟بس کن! جیل!جواب بده!
          کریس از درد به خودش میپیچه و کریس اونو میگیره.شوا به دستگاه شلیک میکنه و با پاهش اونو به زمین میکوبونه.
          شوا:حالا بزنش زمین!
          کریس تلاش میکنه تا اون دستگاه رو از بدن جیل خارج کنه اما ذهن جیل دوباره تحت کنترل قرار میگیره و تلاش میکنه به کریس لگد بزنه.کریس جاخالی میده.

          کریس:منم کریس! منو نمیشناسی؟
          دوباره کریس و شوا مراحل قبل رو تکرار میکنن و سعی میکنن تا به اون دستگاه شلیک کنن.اما ذهن جیل بازم تحت کنترل قرار میگیره و سعی میکنه کریس رو بزنه.
          کریس:بسته دیگه!بیخیال شو جیل!این کارو نکن!نمیبخوام بهت آسیب بزنم!
          اونا باز هم چندین و چند بار این کارو تکرار میکنن تا بتونن اون دستگاه رو از سینه جیل در بیارن که کریس بالاخره موق میشه اون دستگاه رو از یسنه جیل خارج کنه.

          CUTSCENE #42:خدمتی برای یه دوست

          جیل فشار زیادی رو تحمل میکنه و روی زمین میوفته.
          کریس:جیل!
          کریس کنار جیل میشینه و اونو بغل میکنه.
          کریس:جیل حالت خوبه؟
          جیل:کریس....واقعا متاسفم.
          کریس:اشکال نداره.
          جیل:تو شوایی درسته؟
          شوا:بله.
          جیل:من نمیتونستم حرکاتم رو کنترل کنم.اما خدایا هنوز خوبم.منو ببخشید.
          شوا:همه چی مرتبه.
          جیل:ممنون.
          کریس به جیل کمک میکنه تا بلند بشه.
          جیل:گوش کنید...من حالم خوب میشه.شما دو تا باید جلوی اونو بگیرید.
          کریس:ما نمیتونیم تو رو همینجا ول کنیم!
          جیل:مجبورید!این تنها شانستونه!اگه وسکر موفق بشه اروبوروس تو سرتاسر جهان نفوذ پیدا میکنه و میلیون ها نفر میمیرن!
          کریس:خوب آره اما.......
          جیل:من خوبم .شما باید جلوشو بگیرید!
          کریس به نظر میرسه که بر سر دوراهی مونده.جیل اونو میگیره.
          جیل:کریس تو تنها کسی هستی که میتونی.قبل از اینکه دیر بشه.به همکارت اعتماد نداری؟
          کریس:باشه.
          کریس آماده رفتن میشه.
          جیل:مراقبش باش!
          شوا سرش رو تکان میده و به سمت آسانسور میره تا به کریس ملحق بشه.در آسانسور بسته میشه.
          جیل:شما تنها امید ما برای زنده موندن هستین.

          CUTSCENE #43:کشتی نفت کش

          کریس و شوا به بیرن میرن.
          شوا:کریس.....
          کریس:من خوبم.
          جاییکه اونا ایستادن میتونن یه کشتی بزرگو ببینن.
          شوا:اونجا !
          همینطور وسکر و اکزلا هم دارن اطراف اسکله حرکت میکنن تا سوار اون کشتی بشن.
          کریس:وقتشه که دیگه همه چیزو تمومش کنیم ! بزن بریم!

          منبع : HorrorGames.IR©
          .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
          • #15
            تاریخ عضویت
            2016/02/23
            محل سکونت
            иранский
            سن
            21
            نوشته ها
            500
            1,584
            مدیر انجمن

            پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

            CHAPTER 6-1 :عرشه کشتی



            شوا : این کشتی خیلی بزرگه! تو فکر میکنی که اونا دارن از این کشتی برای تقویت و درست کردن اروبوروس استفاده میکنن؟
            کریس : نه.استفاده کردن از این کشتی ممکنه جای اونا رو لو بده.اونا باید یه نقشه دیگه ای داشته باشن.

            اونا از عرشه کشتی عبور میکنن و در راهشون هم چندین ماجینی باتون برقی رو از بین میبرن.کریس و شوا Adjule ها و گارد ها رو از بین میبرن و از میان کانتینرهای زیادی نیز رد میشن.با همدیگه اونا اهرم یه جعبه بزرگ رو میکشن و سپس شوا به پایین میپره.
            یه ماجینی اهرمی رو میکشه و ناگهان قفسه ای بر روی شوا قرار میگیره و اونو به دام میندازه.

            گروهی از ماجینی ها وارد صحنه میشن.شوا که در داخل قفسه است با شلیک کردن کمک میکنه.یکی از ماجینی ها به شکل دیگه پلاگا که Duvalia نام داره تغییر میکنه .کریس پس از کشتن اون Keycard رو از جنازه اون برمیداره.


            شوا : ما باید این کانتینر رو حرکت بدیم.باید یه جرثقیلی یا چیزی این نزدیکی ها باشه.
            کریس به Control Panel شلیک میکنه و راهی رو باز میکنه و از همون Keycard برای باز کردن دری استفاده میکنه.او به بالا میره و اهرم رو میکشه.


            جرثقیلی میاد و کانتینر رو برمیداره و با این کار شوا آزاد میشه.
            شوا : ممنون !

            شوا : من بدون تو ادامه نمیدم.زود باش !
            کریس به سمت مکانی که شوا حضور داره حرکت میکنه.چندین ماجینی جلوی راه را گرفته اند اما به راحتی از پا درمیان.در اینجا چندتا Control Panel هست که اونا شلیک میکنن و سکوهای قابل حرکتی رو به حرکت درمیارن.Adjule ها هم به دنبال اونا میوفتن اما اونا هم کشته میشن.کریس و شوا بالاخره به در ورودی داخلی کشتی میرسن.
            شوا : این کشتی هم خیلی بزرگه.پیدا کردن وسکر راحت نیستش.
            کریس : اون مشکل ما نیست.به محض اینکه بدونه ما اینجا هستیم مارو پیدا میکنه.
            شوا : و تو از کجا میدونی؟
            کریس : بیا فقط بگیم که ما فقط یه پیشینه ای با هم داریم.اون آدمی نیستش که کینشو نادیده بگیره.
            شوا : ممم.....تو حتما یه کاری کردی که اعصابشو خورد کرده !
            کریس : یه چیزی هم اونورتر از "اعصاب خورد کردن" !!
            شوا : خوب.....بهم میگی که چه اتفاقی افتاد؟
            کریس : شاید.....اما بعد از اینکه به همه کارا پایان بدیم.باشه؟
            شوا : باشه اما حتما باید بعدش بهم بگی.

            اونا به پایین پله ها میرن.در یک کیفی اسلحه شاتگان Jail Breaker قابل پیدا کردنه.



            CUTSCENE #44 : دارو
            کریس و شوا از راهرویی که پر از گل های مادر هستش عبور میکنن تا با اکزلا روبه رو بشن.او درحال نگاه کردن به یه سامسونته.
            کریس : تکون نخور !
            اکزلا در سامسونت رو میبنده.
            شوا : اینجا چه خبره؟
            اکزلا : به هیچکدوم از شما مربوط نیست !
            کریس : : چیزی که میخوایم بدونیم رو به ما بگو و بعدش تو هیچ آسیبی نمیبینی. وسکر کجاست؟
            اکزلا : اگه درست رفتار کنین شاید بهتون بگم !
            اکزلا هر دو سامسونت رو برمبداره و فرار میکنه.کریس و شوا شلیک میکنن و یکی از سامسونت ها رو میزنن و باعث میشه تا به زمین بیوفته.اکزلا موفق میشه تا فرار بکنه.
            کریس : لعنتی !
            شوا : اون قوی ـه، فقط همینقدر میتونم درمورد بهش بگم.
            شوا به سامسونت که روی زمین افتاده نگاه میکنه.سرنگ های داخل اون تماما روی زمین ریختن.
            شوا : این چیه؟ (یکی از اونا رو برمیداره)
            کریس : هرچیزی که هستش اکزلا ازش مراقبت میکرد.

            اتاق بزرگ روبه روی اونا شبیه یه انبار یا چیزی مثل اونه.وقتی که کریس و شوا وارد اون میشن زنگ خطری به صدا درمیاد و ماجینی ها هم به طرف اونا میرن.کریس و شوا به قسمت پایینی حرکت میکنن.ماجینی های یشتری میان تا دردسر درست کنن.اونا به پایین دریچه میپرن و ماجینی هایی که در آن جا باهاشون برخورد میکنن رو از بین میبرن.کریس و شوا سرانجام به اتاق بعدی میرسن.
            در همین حال ماجینی رگباری بیرون میاد و راه رو به روی اونا میبنده.


            شوا : اسلحه اون خیلی بزرگه ! پناه بگیر !
            اونا پشت جعبه های فلزی پنهان میشن و وقتی او شلیک کردنش رو تموم کرد کریس و شوا بهش تیرندازی میکنن.این ماجینی خیلی قویه.وسیله ای او چوشیده از پشتش محافظت میکنه.اونا همچنین از سیلندرهای انفجاری که در اطراف رار داره هم استفاده میکنن.بعد از کشتن اون کریس و شوا Keycard A رو از جسد اون برمیدارن.
            Keycard B هم در یه جای امنی در بالا قرار داره که بعد از برداشتن اون کریس و شوا از Keycard ها استفاده میکنن و در رو باز میکنن.

            چندین ماجینی مجهز به بازوکا منتظر اونا هستن.
            شوا : بازوکا !
            کریس و شوا ماجینی های بازوکایی این اتاق رو از بین میبرن به همراه دشمنی به نام Bui Kichwa.کریس و شوا وارد یک آسانسور میشن.



            CUTSCENE #45 : آرزوهای یک مرد دیوانه
            صحنه به سمت وسکر میره که درون یه جایی شبیه اتاق کنترل هستش.
            وسکر : کریس...پس تا اینجا پیش اومدین.
            او از طریق دوربین های امنیتی در حال مشاهده کریس و شوا که درون آسانسور هستن هستش.
            وسکر : خیلی بده که بیشتر از این نمیتونی جلو بری.
            او به یه فلش بکی توی ساختمان اسپنسر میره.اسپنسر برروی ویلچری نشسته.

            اسپنسر : گونه جدید قوی از انسان توسط ویروس مادر به وجود آمده.کودکان وسکر دارای با پانسیل بینهایتی واگذار شده بودند.از بین اونا فقط یه نفر زنده موند....تو.
            وسکر : تو داری میگی که من ساخته شدم؟
            اسپنسر : من میخواستم تا خدا بشم (سرفه میکنه) و دنیای جدیدی رو با انسان های پیشرفته به وجود بیارم.اگرچه همش توی راکون سیتی از بین رفت.علاوه بر اون به وجود آوردن تو اهمیت بزرگیه.
            اسپنسر به آرومی بر روی پاهاش می استه و وسکر هم شروع به رفتن به سمتش میکنه.
            اسپنسر : حالا شمع من میسوزه.طعنه آمیزه مگه نه؟برای کسی که حق خدا شدن رو داره تا با مرگ خودش رو به رو بشه.
            اسپنسر برمیگرده و به چشمهای وسکر نگاه میکنه.
            وسکر : حق خدا بودن......
            وسکر با دست خودش به وسکر حمله میکنه و بدنش رو سوراخ میکنه.
            وسکر : (مستقیما تو گوش اسپنسر حرف میزنه) اون حق حالا مال منه.
            وسکر دستشو ول میکنه و اسپنسر روی زمین میوفته و میمیره.

            وسکر : حق خدا بودن؟ تو؟ تا آخرین لحظه هم پر افاده ای !
            صحنه دوباره به زمان حال برمیگرده.

            وسکر : حق..با اروبوروس...من اون حق رو دارم.

            منبع : HorrorGames.IR©
            .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
            • #16
              تاریخ عضویت
              2016/02/23
              محل سکونت
              иранский
              سن
              21
              نوشته ها
              500
              1,584
              مدیر انجمن

              پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

              ----CHAPTER 6-2---- : عرشه اصلی کشتی
              کریس و شوا هم اکنون بیرون هستن.رو به روی اونا حجم عظیمی از جنازه ها وجود داره.



              CUTSCENE #46 : کابوس جدیدی شروع میشود
              کریس و شوا به همون جنازه ها نزدیک میشن.
              کریس : اینجا دیگه چه اتفاقی افتاده؟
              ناگهان یه نفر که تلو تلو میخوره میاد.اون اکزلاست.او از شدت درد خم میشه.
              کریس : اکزلا.....چه خبره؟!
              اکزلا : چرا......وقتی من این همه کار واسه تو کردم.....همش واسه تو
              وسکر : (از راه بلندگو) کریس ! چه قدر خوبه که به ما ملحق شدی.
              کریس : وسکر !
              وسکر : نگران نباش , ماموریت تو در حال اتمامه.چیزی به ظهور اروبروس نمونده.شش میلیارد ناله عذاب , تعادل جدیدی رو به وجود خواهند آورد.
              کریس : متاسفم وسکر , ولی جلوی من نه !
              اکزلا : آلبرت.....تو گفتی که ما با هم دیگه این دنیا رو تغییر میدیم...چرا ؟!
              شوا : من فکر کردم اونا با هم همکارن.
              کریس : وسکر غیر از خودش به هیچ کس دیگه ای اهمیت نمیده.
              وسکر : به زودی تو متوجه میشی , کریس.یه نگاه کلی به دنیای جدید من بنداز و اون تفاوت ها رو کاملا بهت نشون میده.
              کریس : خودتو نشون بده !
              وسکر : متاسفانه الان دیگه خیلی دیر شده.تو طلوع فردا رو نمیبینی ! متاسفم اکزلا ولی مثل اینکه اروبوروس تو رو نپسندیده.

              اکزلا الان بر روی زانو هاشه و از شدت درد فریاد میزنه.
              اکزلا : آلبرت !
              یه دفعه چشم های اکزلا گشاد میشن و تعداد زیادی شاخک از دهنش بیرون میزنه.
              شوا : این چه کوفتیه ؟!
              وسکر : خدانگهدار , دوست قدیمی.
              شاخک ها به طرف همون جنازه ها حرکت میکنه و اونا رو درون خودش فرو میبره و خیلی زود اکزلا به هیولای غول پیکری به نام AHERI تبدیل میشه که به غول اول یعنی MKNO شباهت زیادی داره ولی بزرگ تر و قوی تره.
              یکی از شاخک ها مثل شلاق به سمت کریس و شوا میاد که اونا موفق میشن از راه به طرف دیگه بپرن.اونا بلند میشن و شروع به دویدن میکنن.همین طور که اونا به سمت راهرو ها در حرکتن , به شاخک های AHERI جا خالی میدن.اونا از راهرو رد میشن و با پریدن بر روی یه کانتینر به طرف دیگه میرن و سپس به قسمت عرشه بالاتر میرسن.
              شوا : از این طرف !
              اونا موفق میشن که به یه در برسن و وارد اون بشن.


              کریس :سمج حروم زاده !
              شوا :خوب حالا چی؟ تو فکر میکنی که اسلحه های ما میتونه بهش آسیب بزنه؟
              کریس : نمیدونم.ما باید قبل از اینکه اون غوله این جا رو از بین ببره بیرون بریم.
              در همین حال از راه سقف شاخک AHERI مشتی رو میزنه که کریس و شوا هردو اونو جا خالی میدن.
              شوا : داره همه جای کشتی رو سوراخ میکنه ! نمیتونیم اینجا بمونیم.
              اونا از چندین کابین عبور میکنن تا به شاخک هایی که راه رو بستن برخورد نکنن.AHERI از پنجره قابل دیدنه.
              شوا : خدای من.......ببین چه قدر بزرگ شده !
              اونا از یه راهی که ماجینی های متععدی روی زمین افتادن رد میشن.
              بعضی از اونا که نمردن بلند میشن و حمله میکنن.کریس و شوا اونارو از بین میبرن.یکی از اونا به Duvalia جهش پیدا میکنه و از کشتن اون Bridge Keycard رو به دست میارن.اونا به طرف دری که توی اتاق وجود داره و میشن که دفترچه یادداشت Spencer هم اونجا قابل پیدا کردنه که اعضای آمبرلا رو جهت دسترسی به اسرار شرکت لیست کرده.


              اونا از Keycard برای ورود به پل استفاده میکنن که متروکه است.بر روی تابلو اعلانات رو به روی پل مدرکی وجود داره که درباره Shargo Satellite Laser توضیح داده.
              کریس : یه لیزر ماهواره ای....ممکنه در مقابلش یه شانسی داشته باشیم .وسیله نشونه گیریش رو پشت بامه! زود باش ! نباید وقت تلف کنیم !

              اونا به بیرون میرن و آماده حرکت به سمت پشت بام میشن.
              ناگهان AHERI ظاهر میشه.اون به اندازه بزرگ شده که چیزی غیر از لیزر ماهواره ای نمیتونه اونو نابود کنه.

              شوا : اون خیلی خیلی بزرگه.تو واقعا فکر میکنی ما میتونیم اونو بکشیم؟
              کریس از Bridge Keycard استفاده میکنه و قطعه مستطیلی شکلی رو باز میکنه که داخل اون اسلحه لیزری وجو داره


              شوا : به عهده توئه کریس ! من هواتو دارم !
              AHERI حباب مرکزی خودشو نمایان میکنه و کریس اونو هدف میگیره.


              شوا : خودشه ! شلیک کن !
              کریس روی هدف قفل میکنه و لیزر سبز بزرگی AHERI رو منفجر میکنه
              شوا : همینه ! دوباره ضربه بزن ! مراقب باش ! اون داره یه چیزایی رو به سمت ما پرت میکنه.

              تعداد زیادی اروبورس در حال خزیدن روی زمین هستن ولی اونا به راحتی با یک تیر از پا در میان.
              حباب AHERI جمع میشه و 4 حباب نارنجی رنگ بالا میان.

              شوا : کریس ! بالا سرت !
              شاخک ها سعی دارن تا مثل شلاق به کریس ضربه بزنن ولی اون موفق میشه که بشینه و اونو جاخالی بده.همین طور که جنگ ادامه داره , کریس با لیزر ماهواره ای هر کدوم از حباب ها رو هدف میگیره و اونا رو منفجر میکنه.
              AHERI دوباره حباب اصلی خودشو نمایان میکنه.
              کریس با لیزر ماهواره ای نشونه میگیره و این دفعه لیزر اونو از بین میبره.



              با صدای فریادی , حباب اصلی AHERI میترکه و این بار از بین میره.

              منبع : HorrorGames.IR©
              .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
              • #17
                تاریخ عضویت
                2016/02/23
                محل سکونت
                иранский
                سن
                21
                نوشته ها
                500
                1,584
                مدیر انجمن

                پیش فرض پاسخ : سناریوی Resident Evil 5 (فارسی)

                ----CHAPTER 6-3---- : عرشه پل کشتی


                کریس و شوا هم اکنون پشت پل قرار دارن.
                شوا : پس اون اروبوروسه.....من از دنیایی که با بیرون رفتن اروبوروس به وجود میاد میترسم.
                کریس : خدا لعنتت کنه وسکر ! اون جدا میخواد تا دنیا رو نابود کنه !


                CUTSCENE #47 :پیغامی از طرف جیل

                کریس و شوا از پله ها پایین میرن و صفحه های کامپیوتر رو پشت سر میذارن.
                کریس : صبر کن !
                اون به طرف کامپیوتر میره و به صفحه اون خیره میشه و شوا هم بهش ملحق میشه.
                شوا : یه هواپیمای بمب افکن ! پس جیل و وسکر میخواستن تا اروبوروس رو تو تمام دنیا پخش کنن.
                کریس : اون میخواد از این هواپیما برای پخش کردنش استفاده کنه.
                صفحه کامپیوتر دوربین های امنیتی رو عوض میکنه.
                کریس : وسکر ! اون اونجاست.....زود باش ! بزن بریم.
                یه نفر با PDA کریس تماس میگیره.اون جیله.

                کریس : جیل , حالت خوبه؟
                جیل : من خوبم...نگران من نباش.فقط با دقت به حرفام گوش کن.یه چیزی هستش که باید بهت بگم.قدرت فرا انسانی وسکر.اون توسط یه ویروس تامین میشه ولی ویروس متزلزل هستش.برای اینکه تعادل خودشو حفظ کنه وسکر باید مرتبا اون سرم رو به خودش تزریق کنه.
                شوا : پس اگه ما اون جلوی استفاده سرم رو بگیریم وسکر قدرتشو از دست میده.
                جیل : درسته.ولی اون یکی رو استفاده کرده.مدتی طول میکشه قبل از اینکه به یکی دیگه نیاز داشته باشه.

                کریس : لعنتی.
                جیل : گوش کن.اکزلا گفتش که مقدار اون باید مختصر و به اندازه باشه.پس اگه اینو زیاد به خودش تزریق کنه باید مثل یه سم عمل بکنه.فکر کنم از یه سرمی به اسم PG67A/W استفاده کرد.
                شوا : PG67A/W ؟
                شوا به سرنگی که اونا از اکزلا گرفته بودن نگاه میکنه.
                جیل : من سعی میکنم تا یه راهی برای فرار پیدا کنم.شما باید اون سرم رو پیدا کنید.اکزلا همیشه اون سرمو با خودش توی......
                کریس : جیل ! جواب بده ! جیل !
                دوباره صفحه اصلی PDA نمایش داده میشه.
                کریس : لعنت !
                شوا : کریس , این خودشه.
                سرنگ نشون میده که در واقع همون PG67A/W هستش.
                کریس : کریس : بریم ازش استفاده کنیم.

                شوا : یه هواپیمای بمب افکن مجهز به موشک؟اون نمیتونه بدون از کار افتادن پرواز کنه...اوه خدایا.
                کریس : دقیقا , هواپیما نباید از کار بیفته. اگه اینطوری بشه یه خطر زیستی رو به وجود میاره.
                شوا : همونطور که جیل گفت اون میخواد این ویروس رو تو تمام جهان پخش کنه.
                کریس : همینطوره. وضعیت بدتر از چیزیه که فکر میکردم.ما باید جلوی وسکرو حالا و همینجا بگیریم.
                کریس و شوا وارد آسانسوری میشن.

                صدای اضطراری : هشدار ! آتش سوزی در اتاق موتور.سریعا محل رو تخلیه کنید.
                آتیش داره راهروها رو میسوزونه.کریس و شوا از اونجا عبور میکنن و به یه اهرم میرسن که اونو میکشن.
                صدای اضطراری : در حال باز کردن دیوار دوم.لطفا فاصله خودتونو با دیوار حفظ کنید.
                همینطور که کریس و شوا منتظر باز شدن در دیواره بودن ماجینی های باتون برقی میان تا مشکل درست کنن.
                شوا : زود باش ! لعنتی باز شو !
                از طرف دیگه دیواره ماجینی های مسلح به جنگ میپیوندن وقتی که در دیواره باز میشه کریس و شوا اونارو از جمله ماجینی های بازوکایی از بین میبرن.سپس اهرم ها رو میکشن.
                صدای اضطراری : در حال باز کردن دیواره اولیه.لطفا فاصله خودتونو با دیواره حفظ کنید.


                در همین حال دو Reaper به جنگ ملحق میشن.همینطور که دیواره باز میشه کریس و شوا اونارو از پا درمیارن.

                سکویی بالا میاد و دو ماجینی رگباری رو نشون میده.
                شوا : ما هیچ وقت تو یه جنگ منصفانه پیروز نمیشیم ! ما باید عقب نشینی کنیم و نقشه ای بکشیم.
                اونا به سمت اسلحه های رگباری میرن


                گروهی از ماجینی هایی رو که اونجا رسیدن رو از بین میبرن.از روی جسد ماجینی های رگباری اونا Keycard A و B رو به دست میارن.اونا به طور همزمان از Keycard ها استفاده میکنن تا در رو باز کنن.
                شوا : یه چیزی به نظر درست نیست...نمیتونم توضیح بدم.
                کریس : آره متوجهم. برای یک لحظه هم از حالت دفاعی خارج نشو.



                CUTSCENE #48 : مسابقه دوباره

                اونا از در عبور میکنن و وسکر رو روی بالکون پیدا میکنن که داره به هواپیمای خودش نگاه میکنه.کریس و شوا اسلحه هاشونو آماده میکنن.
                کریس : نقشه هات تموم شدن وسکر !
                شوا : این دفعه دیگه هیچ راهی نداری.

                وسکر : شما دو تا از شکست خوردن تو ماموریتتون خسته نشدید؟ (عینکشو در میاره).شما واقعا دارین برای من مزاحمت ایجاد میکنید.
                وسکر ناگهان عینکشو پرت میکنه و کریس اونو میگیره و حواسش رو پرت میکنه.وسکر از این موقعیت استفاده میکنه و در مبارزه نزدیک اونارو شکست میده و دوباره عینکشو پس میگیره.کریس به وسکر شلیک میکنه و سعی داره تا اونو بزنه ولی وسکر به همه اونا جاخالی میده.همینطور که کریس دوباره سعی میکنه تا به وسکر شلیک کنه وسکر شوا رو از پشت میگیره و از اون به عنوان سپر استفاده میکنه.
                کریس : چرا داری این کارو میکنی؟تو با پخش کردن اروبوروس چی به دست میاری؟
                وسکر : هرروزه انسان ها یک قدم به خود نابودی نزدیک تر میشن.من دنیا رو نابود نمیکنم , دارم اونو نجات میدم !
                شوا موفق میشه تا از چنگ وسکر فرار کنه و یه بار دیگه در مبارزه نزدیک با هم روبه رو میشن.وسکر جلوی حملات اونارو میگیره و اونارو به پایین بالکون پرت میکنه.کریس درست کنار خودش همونسرنگ رو میبینه.
                شوا : این یارو عقلشو از دست داده!
                کریس : (سرم رو برمیداره) این ممکنه آخرین شانس ما باشه.
                وسکر از بالکون به پایین میپره.
                شوا : انجامش بده !
                سقف شروع به باز شدن میکنه تا هواپیما رو آماده حرکت بکنه.
                وسکر : همه چیزی داره جالب میشه مگه نه کریس؟ تو واقعا فکر کردی که میتونی منو شکست بدی؟
                کریس : درسته .من تا وقتی هم که بمیرم از این کار دست نمیکشم.
                وسکر : (میخنده) خیلی خوب.پس باید سریعا تورو بکشم.

                وسکر : شماهارو مرده میبینم.
                شوا : اگه از موقعیت تاریکی بتونیم استفاده کنیم , میتونیم بهش ضربه بزنیم.
                کریس اهرم های اطراف رو میکشه تا سقف رو ببنده.

                وسکر : قایم شدن فایده ای نداره.این همه چیزیه که دارین؟
                شوا : هر دفعه که ما شلیک میکنیم اون جاخالی میده.جنگیدن تو تاریکی احتمالا تنها شانس ما هستش.
                وسکر : احمق های نادون ! تا حالا متوجه نشدی که جمعیت این سیاره خیلی زیاد شده؟ فقط یه سری آدما واقعا اهمیت دارن. بقیه مردم واقعا خیلی بی ارزش هستن.و حالا من باید این پوسته رو از گندم جدا کنم و با اروبوروس من میتونم به این خواسته برسم.
                کریس یه RPG-7 که درون یک محفظه شیشه ای هستش رو برمیداره.


                شوا : من حواسشو پرت میکنم !
                در حالی که کریس RPG خودشو آماده میکنه شوا حواس وسکرو پرت میکنه.
                شوا : حالا موقعشه !
                کریس RPG رو شلیک میکنه.


                وسکر راکت RPG رو میگیره.اما راکت همچنان به وسکر نیرو وارد میکنه و در کنترل وسکر هستش.
                شوا : گرفتمت !
                شوا به راکت شلیک میکنه و اونو منفجر میکنه.شوا وسکر رو از پشت میگیره و اونو در اختیار خوش میگیره.
                شوا : زود باش ! سرنگ رو بهش بزن !
                وسکر موفق میشه تا خودشو آزاد بکنه.آونا از یه نردبان بالا میرن تا راکت های بیشتری رو استفاده بکنن.
                وسکر : برای همیشه نمیتونی قایم بشی.
                کریس RPG رو نگه میداره تا شوا راکت رو داخل اون قرار بده.
                باز هم شوا حواس وسکر رو پرت میکنه تا کریس RPG رو اماده بکنه

                وسکر : اه , تو اونجایی.تو فقط داری امر اجتناب ناپذیر رو به تاخیر میندازی.فقط انسان های دارای DNA برتر توسط اروبوروس انتخاب میشن. فقط اونایی که برای زنده موندن مناسب هستن میتونن ژن هاشون رو به عصر جدید منتقل کنن.
                کریس : و بذار حدس بزنم.تو همونی هستی که میخوای این عصر جدید رو فرمانروایی کنی.
                کریس راکت رو به وسکر شلیک میکنه.وسکر دوباره راکت رو میگیره و در برابر اون مقاومت میکنه.
                اونا به راکت شلیک میکنن و وسکر گیج میشه.کریس وسکرو میگیره.

                کریس : حالا انجامش بده ! سرنگ رو بهش بزن !
                شوا اونو به وسکر میزنه.




                CUTSCENE #49 : آسیب پذیری وسکر

                وسکر به عقب میره و از درد فریاد میزنه.
                شوا : اثر کرد؟
                کریس : فکر کنم.
                وسکر بر روی پاهاش میوفته ولی دید اون مبهم و تار هستش.سرشو میگیره و از درد آهی میکشه اما موفق میشه تا مقاومت بکنه و عینکشو برمیداره و اونو به طرف دیگه پرت میکنه.

                وسکر : هنوز تموم نشده کریس.
                اون فرار میکنه و سریعا به طرف هواپیماش حرکت میکنه.
                کریس : شوا اون داره فرار میکنه ! زود باش !
                اونا به سمت هواپیما میدون.کریس موفق میشه تا سوار اون بشه ولی شوا هنوز پشت سر در حال دویدنه.
                کریس : شوا زود باش ! زود باش سوار شو !
                همین طور که هواپیما آماده پروا میشه شوا دست کریس رو میگیره.




                CUTSCENE #50 : زد و خورد هوایی

                کریس و شوا داخل هواپیما هستن.
                وسکر : مثل اینکه من تورو دست کم گرفتم کریس.
                کریس : بسته دیگه وسکر.دیگه هیچکی نمونده تا بهت کمک کنه.
                وسکر : من به هیچ کس احتیاجی ندارم.من اروبوروس رو دارم.5 دقیقه دیگه ما به ارتفاع مطلوبی برام پرتاب موشک میرسیم.اروبوروس در اتمسفر پخش خواهد شد و تمام دنیا پر از اون میشه.
                اون یه دفعه به کریس حمله میکنه و کریس رو به طرف دیگه پرت میکنه.سپس وسکر به شوا تیرندازی میکنه و اونو مجبور میکنه تا پشت ستون بمونه.
                وسکر : ناتوانی تو فقط این امر اجتناب ناپذیر رو به تاخیر میندازه.کل جهان آلوده خواهد شد.
                کریس به وسکر تیردازی میکنه ولی اون باز هم جاخالی میده.او همچنان داره به شوا شلیک میکنه و بالاخره به کریس میرسه و اسلحه شو رو سر کریس میذاره.



                وسکر : پیدایش جدیدی در دست هستش و من خالق اون خواهم بود.
                شوا با چاقوی خودش به وسکر حمله میکنه ولی حمله اون جاخالی داده میشه و وسکر خودشو به سقف میچسبونه.کریس به وسکر شلیک میکنه ولی مورد حمله قرار میگیره.شوا میچرخه و با خنجر به وسکر حمله میکنه ولی این حمله اثر کمی رو وسکر داره.وسکر شوا رو از گردن میگیره و سعی داره تا اونو خفه کنه.شوا موفق میشه تا فرار بکنه و پاهاشو دور گردن وسکر میندازه و اونو به زمین میکوبه.
                کریس : به اندازه کافی مزخرفاتتو شنیدم !
                اون سرنگ رو به وسکر میزنه.
                کریس : تو فقط یکی از پس مونده های آمبرلا هستی.
                شوا : تو میدونی که ما باید چی کار کنیم.
                کریس : خیلی خوب , من میرم به طرف اهرم.پوششم بده.
                وقتی کریس به سمت اهرم حرکت میکنه وسکر بهش حمله میکنه.شوا به وسکر شلیک میکنه که اونو جاخالی میده.اما خیلی دیره.کریس اهرم رو میکشه و در عقب باز میشه.
                وسکر :تاوانشو میدی !
                کریس : طاقت بیار !
                همینطور که در باز میشه باد شدیدی تعادل وسکر رو به هم میزنه .کریس و شوا مقاومت میکنن.قبل از اینکه وسکر به بیرون از هواپیما پرت بشه از پای شوا میگیره و تلاش میکنه اونو به پایین بکشه.در همین حال کریس فلش بکی از جیل در ذهنش میاد .


                کریس : نه !!!
                کریس دست شوا و ستون رو میگیره.هواپیما مستقیما به طرف یه کوه آتش فشان در حال حرکته.
                وسکر : جفتتونو با خودم میبرم !
                شوا : برو به جهنم.
                شوا با دست هاش که حالا آزاد شدن اسلحشو بر میداره و به وسکر شلیک میکنه که باعث میشه تا اونو ول کنه و به بیرون از هواپیما سقوط بکنه.هواپیما مجبور میشه تا بر روی یه کوه آتش فشان فرود بیاد و در این زمان متوجه میشیم که هواپیما روی یه صخره شکستنی قرار داره.
                کریس و شوا از هواپیما بیرون میان و یه استراحتی میکنن.




                CUTSCENE #51 : مانع آخر

                کریس و شوا کمی به جلو قدم برمیدارن.در میان دود هواپیمای سقوط کرده , اونا یه چیزی میبینن که بیرون میاد.وسکر بدون پیراهن.

                وسکر : باید چند سال پیش میکشتمت....کریس.
                کریس : اشتباه خودت بود.همه چی تمومه وسکر !
                وسکر : تمومه؟ (میخنده) من تازه دارم شروع میکنم.
                وسکر به کانتینر هواپیما که داخلش اروبوروس هستش مشت میزنه و یه دفعه شاخک های اروبوروس به بدنش میپیچن.یکی از دستاش تبدیل به گروهی از شاخک ها همراه با تیکه های فلزی هواپیما میشه.همچنان وسکر کنترل جهش خودشو حفظ میکنه و عقل و هوش خودشو در مقایسه با قربانیان قبلی اروبوروس از دست نمیده.


                وسکر : وقت مردنه , کریس.
                اون از صخره به پایین میپره و به هر دو نفر اونا نزدیک میشه.

                وسکر : چرا نمیتونی بفهمی , کریس؟
                شوا : عقب نشینی کن !
                وقتی کریس از یه پل صخره ای باریک رد میشه اون صخره زیرش فرو میریزه که حالا اون پایین قرار داره و وسکر و شوا در بالا.
                وسکر : تو واقعا فکر میکنی که دنیا ارزش نجات دادن رو داره؟
                شوا : (از طریق رادیو) کریس ! بیا سمت بالا !
                وسکر : انتخاب طبیعی زنده مونده ها رو قوی تر و بهتر میکنه.اما بشریت از این موضوع خیلی دور شده.
                وسکر به دنبال کریس میوفته و با شاخک هاش مثل شلاق به کریس حمله میکنه.
                شوا : من دارمش کریس !
                شوا با شلیک کردن به وسکر به کریس کمک میکنه.وسکر برای لحظه ای تلو تلو میخوره سپس دست دیگه اون شروع به جهش پیدا کردن میکنه و به سمت بالا میپره و این دفعه به سراغ شوا میره
                وسکر : لعنت به تو !
                این بار کریس باید با شلیک کردن به شوا کمک کنه.
                وسکر : هر جا که میری , جنگ و درگیری هستش.چیزی جز آدمای نفرت انگیز نیست.
                شوا از یه پل شکستنی دیگه عبور میکنه که زیر اون خالی میشه.اون موفق میشه تا از لبه اون بگیره.
                کریس : فقط دووم بیار شوا !
                شوا موفق میشه تا بلند بشه اما شکافی جلوش قرار داره.در قسمت کریس , یه تخته سنگ بزرگ هستش که هرو متوجه میشن که همونی هستش که نیاز دارن.کریس به سمت اون تخته سنگ حرکت میکنه و با زدن چندین مشت به اون , اونو داخل مواد مذاب میندازه و پلی رو درست میکنه.


                شوا به روی اون میپره که نزدیک بود تا درون مواد مذاب بیوفته ولی کریس اونو گرفت.
                وسکر : نژاد انسان نیازمند داوری هستش.
                وسکر به سمت جایی که کریس و شوا هستش میره.
                کریس : و تو میخوای بر ما حکومت کنی؟تو همه ایده های خودتو از نقش منفی های کتاب های کمیک گرفتی؟
                کریس و شوا به سمت بالا میرن.وسکر با یه پرش بلند به مرکز سکوی صخره ای میاد.
                وسکر : کریسسس !!
                این مرحله نهایی مسابقه هستش.وسکر با شاخک هاش به اونا حمله میکنه که کریس و شوا جاخالی میدن و به اطراف میدون و به نقطه ضعف پشت اون شلیک میکنن.وسکر همچنین شاخک هاشو به شکل طوفان تورنادو در میاره که موفق نمیشه.
                شاخک های اون کنار میرن و اون نقطه رو نمایان میکنن.کریس و شوا به اون شلیک میکنن.
                شاخک ها دوباره به پشت اون نقطه میرن و نقطه ضعف دوباره به پشت وسکر میره.
                اونا از حملات اون جلوگیری میکنن وسکر یه بار دیگه حمله گردباد رو آغاز میکنه.
                کریس به پشت وسکر میپره و اونو نگه میداره.

                کریس : حالا شوا بهش شلیک کن !
                شوا : نمیتونم.ممکنه به تو بخوره.
                کریس شروع به مشت زدن به نقطه ضعف میکنه و شاخک ها رو به عقب میرونه.
                کریس : پس به منم شلیک کن !
                شوا چاقوی خودشو در میاره و تا اونجا که میتونه به نقطه ضعف ضربه میزنه.شوا ضربه آخرو میزنه و وسکر کریس رو به طرف دیگه پرت میکنه و نقطه ضعف شروع به خون ریزی میکنه و کریس هم سریع بلند میشه و خنجر خودشو برمیداره و بر روی وسکر میپره و با عصبانیت خاصی نقطه ضعفو میزنه و خون یا هر چیزی دیگه از اون نقطه ضعف نارنجی رنگ بیرون میزنه.



                CUTSCENE #52 : سقوط وسکر

                وسکر به عقب میره و از درد فریاد میزنه که ناگهان صخره زیر پای اون میشکنه و اون داخل مواد مذاب میوفته.همین که کریس و شوا سعی میکنن تعادل خودشونو حفظ کنن هلیکوپتری که خلبانش جاش هستش میاد به همراه جیل.

                جیل : سوار شید !
                جیل نردبان رو به پایین میندازه.ابتدا کریس شوا رو روی نردبان میگیره که موفق میشه درست بعد ارز افتادن صخره توی مواد مذاب اونو بگیره.هردو نفر سوار هلیکوپتر میشن.


                وسکر :کریسسسس !!
                اون یکی از شاخه های اروبوروس رو به بالا پرت میکنه و از میله زیرین هلیکوپتر میگیره و سعی میکنه تا اونو به پایین بکشه.
                کریس : دووم بیارید !
                جیل : کریس , شوا از اونا استفاده کنید !
                جیل به دو تا RPG که روی دیوار هلیکوپتر هستن اشاره میکنه.شوا اونارو برمیداره و یکی از اونا رو به کریس میده.
                کریس : آماده ای همکار؟
                شوا : آماده و محیا
                کریس : اینو داشته باش وسکر.
                شوا : وقتت تموم شده حروم زاده !


                اونا RPG هارو شلیک میکنن و ما صحنه آهسته راکت ها رو میبینیم که کار وسکر رو یه بار و برای همیشه تموم میکنه.
                شوا : اون به خاطر مرگ برادر هامون بود.
                اون سه نفر به هم نگاه میکنن و هلیکوپتر از منطقه کوه آتش فشان دور میشه.



                CUTSCENE #53 : به طرف خونه

                هلیکوپتر دور از کوه آتش فشان در حال پروازه.کریس و شوا به بیرون پنجره نگاه میکنن و بعدش به هم نگاه میکنن.
                کریس : همه چی تموم شد.
                شوا : بله.
                جیل : بالاخره.
                جاش یه نگاهی از صندلی خلبان میکنه که خنده ای هم در چهره اش دیده میشه.
                کریس : (صدای خارج از قاب) بیشتر و بیشتر فکر میکنم که آیا همه اینا ارزش جنگیدن رو داره.برای آینده بدون ترس.
                او دوباره به جیل و شوا نگاه میکنه.
                کریس : آره , ارزششو داره.
                هلیکوپتر در صبح جدید به سمت نور خورشید پرواز میکنه.

                THE END
                پایان

                منبع : HorrorGames.IR©
                .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
                صفحه 2 از 2 نخست 12
                نمایش نتایج: از 11 به 17 از 17

                اطلاعات موضوع

                کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

                در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

                کلمات کلیدی این موضوع

                علاقه مندي ها (Bookmarks)

                علاقه مندي ها (Bookmarks)

                مجوز های ارسال و ویرایش

                • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
                • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
                • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
                • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
                •