ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .

به گروه استیم، گیمینگ آنلاین سایت بپیوندید

سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: معرفی

  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    کرمانشاه
    نوشته ها
    94
    102
    موسس سایت

    پیش فرض معرفی



    رزیدنت اویل 2، بایوهازارد 2 یا رزیدنت ایول 2 (انگلیسی: Resident Evil 2) دومین بازی از سری بازی*های رزیدنت اویل است و در ادامه موفقیت خیره*کننده نسخه قبلی خود در سال 1998 عرضه شد. کپ*کام این بازی را ابتدا برای پلی*استیشن منتشر کرد ولی به دلیل اقبال گسترده برای پلت*فرم*های دیگر نیز منتشر کرد. این بازی یک بازی در سبک ترس و بقا است. همچون بازی گذشته این سری، در این بازی نیز گیمر می*تواند با دو شخصیت مختلف بازی را انجام دهد با این تفاوت که، در بازی پیشین شخصیت*های جیل ولنتاین و کریس ردفیلد از داخل بازی و قبل از شروع آن قابل انتخاب بودند ولی در بازی دوم این سری، هر شخصیت دارای یکبازی جداگانه است. به عبارتی دیگر کلیر ردفیلد و لیان اسکات کندی دو شخصیت اصلی بازی دوم هر یک دارای سناریوی جداگانه*ای هستند که در دو CD جداگانه قابل بازی هستند. وقایع این بازی نیز دیگر در یک عمارت مخوف و بزرگ نیست بلکه کل داستان در محدوده شهر راکون اتفاق می*افتد. داستان این بازی پیرامون نشت ویروس T در شهر راکون و تبدیل شدن اکثر شهروندان شهر به زامبی*های خون*آشام است. در این ماجرا، مسؤول اصلی این فجایع شرکت آمبرلا است که در بازی گذشته نیز نقش منفی آن مشخص شده بود.

    شینجی میکامی کارگردان بازی قبلی این سری در این بازی به عنوان تهیه کننده فعال بود. کارگردانی این بازی را هیدکی کامیا برعهده داشت، او در بازی قبلی به عنوان یکی از طراحان اصلی بازی حضور داشت. نویسندگی بازی نیز برعهده نوبورو سوگیمورا نویسنده لید اصلی بازی قبلی بود.

    وقایع این بازی در شهر راکون است و شخصیت*های اصلی بازی، برخلاف شخصیت*های بازی پیشین افرادی تازه*کار و بی*تجربه هستند. شهر به دلیل شیوع ویروس T همانند شهر مردگان متحرک شده است و همه شهروندان، حیوانات و موجودات زامبی و خون*آشام هستند. بازیکن می*تواند با استفاده از دو CD موجود، دو سناریوی مختلف را با دو شخصیت مختلف انجام دهد. هر دو سناریو، از لوکیشن*های یکسان برخوردارند ولی داستان و شخصیت*های حاضر در آن*ها متفاوت است. همچنین هر دو سناریو در برخی قسمت*ها با یکدیگر تداخل پیدا می*کند. این بازی از نظر فنی نیز نسبت به بازی اول پیشرفت کرده و در گرافیک بازی بهبود چشمگیری دیده می*شود. شخصیت*های سه بعدی از جزییات به نسبه بیشتری نسبت به بازی قبل برخوردارند و محیط*های بازی نیز گسترده*تر است. عرضه این بازی یک بار به دلایل فنی کنسل شده بود، زیرا بازی از نظر گرافیکی و پیشرفت، تفاوتی با بازی قبل نداشت. بازی کنسل شده که به نام Resident Evil 1/5 شناخته می*شود تفاوت*هایی با بازی نهایی عرضه شده داشته است. شخصیت زن بازی الزا واکر نام داشت و شخصیت*هایی مثل ماروین براناف نقش*های مهم*تری داشتند. به هرحال این بازی به دلایل مختلف کنسل شد و بازی نهایی رزیدنت اویل 2، با دو شخصیت کلر ردفیلد و لیان اسکات کندی، در محیطی بزرگ*تر، گرافیکی بهتر و داستانی متفاوت*تر عرضه شد.

    داستان بازی

    داستان این بازی در هر دو سناریو، از جایی نمایش داده می*شود که لیان اسکات کندی یا کلر ردفیلد به تازگی و به دلایل جداگانه وارد شهر راکون می*شوند. آن*ها با شهری مواجه هستند که شهروندانش دیوانه*وار به آن*ها حمله می*کردند و قصد کشتن آن*ها را داشتند. دلیل این رفتارهای شهروندان تا میانه*های بازی روشن نیست، اینکه به چه دلیل این همه شهروند به ویروس تی مبتلا و به زامبی تبدیل شده*اند. در میانه*های بازی مشخص می*شود که ویلیام برکین، یکی از مهم*ترین دانشمندان شرکت آمبرلا موفق به کشف یک ویروس جدید جهش*زا به نام ویروس G شده است. بیرکین با پیش*زمینه جاه*طلبی اسپنسر مدیرکل شرکت، که درگذشته دستور قتل دکتر مارکوس دیگر دانشمند شرکت خودش را داده بود و همچنین اهداف شخصی خودش، قصد داشت تا نمونه ویروس را به ارتش آمریکا بفروشد. اما اسپنسر پیش از هراقدامی، یک تیم از افراد HUNK را به آزمایشگاه فرستاد و پس از به قتل رساندن ویلیام بیرکین، ویروس*های G و T را با خود بردند. برکین پیش از آن*که بمیرد و در آخرین لحظه*ها، یکی از نمونه*های ویروس G را به خود تزریق کرد. این ویروس فوق*العاده قدرتمند تر از ویروس T بود. برکین بلافاصله به یک هیولا تبدیل شد و به تعقیب Hunk و تیمش پرداخت. او تمام افراد تیم را به جز خود Hunk از بین برد ولی اتفاق مهم*تر، شکسته شدن سرنگ*های ویروس T روی زمین بود. این ویروس بلافاصله توسط موش*ها خورده شد و آن*ها را به صورت خون*آشام در آورد. پس از این اتفاق، موش*ها ویروس را به ماموران فاضلاب شهر راکون انتقال دادند. مامورین خود به خون*آشام تبدیل شدند و رفته رفته و با هر گزشی از طرف این خون*آشام*ها، ویروس T به دیگران منتقل و به زودی تمام شهر مملو از زامبی شد.

    در این شهر پر از زامبی و خون*آشام، لیان اسکات کندی به عنوان یک افسر پلیس تازه کار، برای ورود به اداره پلیس و کلر ردفیلد به عنوان یک دانشجو، برای دیدن برادرش کریس وارد شهر شدند ولی متاسفانه برای هردو، نه اداره پلیسی در شهر باقی مانده بود و نه کریس در شهر حضور داشت. بنابراین هردو تنها به فرار از این شهر جهنمی فکر می*کردند اما راه بسیار سختی در پیش رو داشتند. از طرفی هر دو در حین کمک به یکدیگر برای فرار از شهر، با افراد سالم نیز مواجه شدند، افرادی که هنوز به ویروس آلوده نشده بودند. کلر با شری برکین، دختر ویلیام و آنت برکین و لیان نیز با ایدا وانگ مواجه شده بود. شری دختربچه 12 ساله*ای بود که از پدر و مادر دانشمندش گریزان شده بود. والدین او که از بهترین دانشمندان شرکت آمبرلا بودند بیشتر وقت خود را در آزمایشگاه می*گذراندند. شری زیرکانه و سریع از میان زامبی*ها فرار می*کرد و مواجهه او با کلر به سودش تمام شد. کلر به او کمک می*کرد و زامبی*ها را از او دور می*کرد، او در میانه*های بازی توسط پدرش که دیگر به هیولا جهش یافته بود به ویروس G آلوده شد. کلر برای نجات او در آزمایشگاه زیرزمینی شهر راکون به دنبال آنت برکین گشت. آنت مادر او وقتی متوجه شد که دخترش به ویروس آلوده شده راه ساخت پادزهر را به کلر آموزش داد و از او خواست که به هر شکل ممکن دخترش را نجات دهد. کلر نیز با جستجو در محوطه آزمایشگاه ملزومات ساخت پادزهر را پیدا کرد و این دارو را ساخت. شری به موقع این پادزهر را دریافت کرد و از مرگ حتمی نجات پیدا کرد.

    از طرفی لیان اسکات کندی، پس از ورود به اداره پلیس شهر راکون با ماروین براناف روبه*رو شد. افسر پلیسی که به شدت توسط زامبی*ها مجروح شده است. ماروین به لیان می*گوید که چنماه قبل کریس و جیل هشدار این فجایع را به برایان آیرونز، رئیس پلیس شهر داده بودند ولی مورداعتنا واقع نشد. او از این کار اظهار تاسف کرد و به لیان هشدار داد تا زا اتاق خارج شود، زیرا خودش نیز الآن آلوده به ویروس است و ممکن است هرلجظه به زامبی تبدیل شود. لیان پس از گرفتن یک کارت از او، اتاق را ترک می*کند. او درهای قفل شده اداره پلیس را باز می*کند و در اتاق*ها به دنبال بازمانده می*گردد ولی همه افسران پلیس به زامبی تبدیل شده*اند. در پارکینگ اداره پلیس، او با یک زن سرخ*پوش و مرموز به نام ایدا وانگ مواجه شد. ایدا به لیان گفت که نمی*تواند از شهر خارج شود چون باید یک خبرنگار زندانی به نام بن را ببیند. لیان به ایدا کمک کرد تا بن را پیدا کند، بن یک خبرنگار بود که از ترس زامبی*ها خود را در یک سلول در زیرزمین اداره پلیس حبس کرده بود. ایدا از بن در مورد "جان" پرسید، جان دوست ایدا و یک دانشمند شرکت آمبرلا بود که به گفته بن در حوادث عمارت اسپنسر کشته شده است. ایدا پس از شنیدن این موضوع به سرعت لیان و بن را ترک کرد و به بیرون دوید. بن به لیان راه فرا از شهر را یاد داد، این راه که از فاضلاب شهر می*گذشت درنهایت به ایستگاه قطار خروجی شهر ختم می*شد. لیان برای فرار از شهر و زامبی*ها با یک دشمن دیگر نیز روبه*رو بود، یک تایرانت به نام Mr.X در بعضی مواقع با لیان مواجه می*شد و لیان کار سختی برای شکست او داشت. لیان در ادامه باز هم ایدا را می*بیند، ایدا قصد ورود به آزمایشگاه زیرزمینی شهر را دارد و لیان نیز به او کمک می*کند. او هدف واقعی خود را از لیان مخفی نگه می*دارد، در واقع او یک جاسوس بود که قصد داشت تا یک نمونه از ویروس جی را با خود از شهر خارج کند. به همین منظور او به آزمایشگاه زیرزمینی رفت. در این محل، آنت برکین او را پیدا کرد و به سمت ایدا تیراندازی کرد ولی لیان بلافاصله در مسیر تیراندازی قرارگرفت و ایدا را نجات داد. او تنها دستش تیر خورده بود و همچنان زنده بود، ایدا نیز آنت را تعقیب کرد و او را به دام انداخت، هرچند موفق به ضبط ویروس جی نشد.

    ایدا ویروس جی را از گردنبند شری برکین به دست آورد و پس از آن قصد فرار از شهر را داشت، ولی نمی*توانست لیان را نادیده بگیرد و چندبار جان او را نجات داد. گرچه او خود را از لیان مخفی می*کرد. مسیر نهایی داستان، زمانی بود که کلر و لیان به همراه شری خود را به ایستگاه قطار رساندند و پس از کشتن ویلیام برکین از شهر خارج شدند. ایدا وانگ نیز در انتهای بازی موفق به فرار از شهر شد.

    گیم*پلی

    گیم*پلی بازی رزیدنت اویل 2 تفاوت چندانی با نسخه قبلی ندارد. بازیکن کنترل شخصیتی را برعهده دارد که به وسیله دوربین سوم شخص دنبال می*شود. بازیکن می*تواند با فشار دادن دکه مربع سرعت حرکت شخصیت را به وسیله دویدن افزایش دهد. امکان استفاده از اسلحه*های گرم و سرد در بازی وجود دارد که روش به دست آوردن هریک متفاوت است. هر آیتم در صفحه آیتم*ها نگه*داری می*شود. در صفحه آیتم تنها می*توان 8 آیتم با خود همراه داشت که پس از به دست آوردن کیف، این عدد به 10 افزایش پیدا می*کند. بازیکن باید آیتم*های اضافه را در صندوق قرار دهد، هر آیتمی که در یک صندوق قرار بگیرد در صندوق*های دیگر نیز برای استفاده حضور خواهد داشت. صندوق*ها نیز معمولا در اتاق ذخیره بازی هستند.همچون بازی قبل ذخیره بازی از طریق ماشین تحریر است که برای هر مرتبه ذخیره بازی نیاز به یک واحد جوهر می*باشد. دشمنان بازی زامبی*ها هستند، انسان*ها، سگ*های زامبی، کلاغ*های زامبی و ... که بسیار جان سخت ولی کند هستند. بازیکن در حالت معمولی دسترسی محدودی به خشاب و اسلحه دراد ولی برخلاف بازی پیشین، امکان زدن چیت کد و ترفندهای مختلف قرار داده شده تا بازیکن بتواند از اسلحه*ها و مهمات بیشتری برخوردار باشد. بازیکن پس از هر ضربه یا حمله دشمن، از خط عمرش کم می*شود، همچون بازی قبلی، خط عمر با استفاده از نمایش ضربان قلب در صفحه آیتم*ها قابل مشاهده است و در چند حالت مختلف نمایش داده می*شود. سبز، خط عمر کامل، زذد خط عمر متوسط، قرمز خط عمر وخیم و بنفش خط عمر سمی شده. برای افزایش خط عمر بازیکن می*تواند از گیاهان رنگی یا اسپری ها استفاده کند.

    گرافیک

    پس از موفقیت بازی Resident Evil، ساخت ادامه برای آن قطعی بود. تیم سازنده بازی قبل یک بار بازی دوم را تا آخرین طراحی کرد ولی در نهایت از انتشار آن منصرف شد، زیرا بازی ساخته شده تفاوت فنی و گرافیکی چندانی با نسخه قبل نداشت و از نظر این تیم باید کار بیشتری صورت می*گرفت. رزیدنت اویل 2 نهایی به صورت ملموسی از گرافیک بالاتر و جزییات بهتری نسبت به نسخه قبلی برخوردار بوده است. شمایل شخصیت*های سه بعدی، تنوع دشمنان و محیط*ها که بیشتر در داخل یک شهر اتفاق می*افتد همگی نسبت به بازی قبلی پیشرفت داشته است. بازی در شهر راکون اتفاق می*افتد. این شهر به خوبی و با رنگ*بندی مناسبی طراحی شده است و اتفاق افتادن بیشتر داستان بازی در تاریکی شب، نورپردازی مناسبی را مدنظر قرار داده است. صفحه آیتم*ها و نقشه*ها نیز نسبت به نسخه قبل به کلی تغییر کرده است.

    طراحی و ساخت

    شروع ساخت این بازی تنها یک ماه بعد از پایان ساخت بازی قبلی در سال 1996 بود. اما به هرحال ساخت ورژن اولیه بازی پس از مدتی پیشرفت متوقف شد. در بازی کنسل شده، به جای او شخصیت کلیر ردفیلد یک دختر دیگر به نام الزا واکر حضور داشت. در این بازی، لیان نیز یکی از دو نقش اصلی را به عنوان شخصیت قابل بازی ایفا می*کرد. شرکت آمبرلا به خاطر تحقیقات غیرقانونی*اش بسته شده بود. ماروین براناف یکی از شخصیت*های مهم در بازی بود و باید برای نجات او واکسن تهیه می*شد. ایدا وانگ نیز در این بازی درابتدا با نام لیندا معرفی می*شود و خود را یکی از محققان سابق آمبرلا معرفی می*کند. الزا نیز خط داستانی شری برکین و ویلیام برکین را دنبال می*کرد. با این حال این بازی درنهایت کنسل شد و با عنوان Resident Evil 1.5 شناخته شد. بازی کنسل شده بیشتر ر داخل شهر راکون بود و از لحاظ گرافیکی هیچ پیشرفتی نسبت به نسخه قبل نداشت و حتی بدتر شده بود، این به خاطر افزایش تعداد لوکیشن*ها و حجم کلی بازی بود که به کیفیت تکسچرها نیز تاثیر وارد کرد؛ از طرفی میکامی قصد داشت تا این نسخه را به عنوان آخرین بازی این سری معرفی کند ولی درنهایت با مخالفت روبه*رو شد. بنابراین ساخت بازی نسخه دوم مجددا و از ابتدا شروع شد که درنهایت رزیدنت اویل ۲ کنونی نتیجه آن است.

    موسیقی و صداگذاری

    موسیقی متن این بازی توسط ماسامی یوئیدا، شوساکو یوچیاما و شون نیشیگاکی ضبط شده است. این سه نوازنده هر یک روی بخشی از موسیقی کار می*کردند؛ درحالی که یوئیدا متن گلی و رهبری کار را برعهده داشت، یوچیاما موسیقی*های ترسناک و دربرگیرنده فضاهای رعب*آور را کار می*کرد. موسیقی متن این بازی به عنوان یک بازی در سبک ترس و بقا، آمیخته با ضرباهنگ*های کند و مرموز در فضاهای بسته و تند در فضاهای شلوغ و باز است. درمجموع موسیقی این بازی به خوبی مکمل اصل بازی و گیم*پلی آن است و با ظرافت زیادی کار شده است. صداگذاری زامبی*ها، دشمنان اصلی بازی به زیبایی کار شده*اند و حس یک مرده متحرک را به خوبی به گیمر القا می*کنند. صداگذار شخصیت لیان اسکات کندی، پل حداد و صداگذار کلیر ردفیلد نیز آلیسون کورت می*باشد.

    Life isn't that sweet. That's why everyone wants sweet things
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2016/02/23
    محل سکونت
    иранский
    سن
    21
    نوشته ها
    487
    1,514
    مدیر انجمن

    پیش فرض پاسخ : معرفی

    رزیدنت اویل 2|Resident Evil 2

    معرفي: Introduction

    Resident Evil 2 یا Biohazard 2 (به ژاپنی) در 21-ام ژانويه 1998 در آمريكاي شمالي و در 29-ام ژانويه در ژاپن از طرف شرکت Capcom و Virgin Interactive (براي كامپيوتر) برای کنسول Playstation 1 و در 19 فوريه 1999 در ژاپن و در 28-ام فوريه در آمریکای شمالی برای ویندوز و برای کنسول های Nintendo 64 و Dreamcast و Gamecube در سال های 2000 و 2003 منتشر شد. (اين بازي در 11-ام نوامبر 2001 روي سايت Game.com و در 26-ام دسامبر 2007 براي Playstation Network منتشر شد.) این بازی توسط Hideki Kamiya طراحي و توسط Shun Nishigakii و Shusaku Uchiyama و Masami Ueda نوشته شده. این بازی در ژانر Survival horror ، تک نفره با درجه Mature طراحی شده.



    توضیحات: Gameplay

    Resident Evil دو در مقايسه با شماه قبلي از گرافيك بهتري برخورداره، البته اين بازي هم مثه Resident Evil يك از تصاوير از پيش تعريف شده با دوربين ثابث استفاده شده. در زماني كه شخصيت هاي بازي زخمي ميشن درجه خون به Caution و Danger تغيير ميكنه و كاراكتر دستش رو بروي شكمش ميزاره كه در صورت Danger شدن كند تر و لنگان-لنگان راه ميره، صفحه نمايش Game Over نسبت به شماره قبلي ترسناك تر و پيشرفته تره، در صورتي كه توسط زامبي كشته بشيد، صحنه خوردن زامبي ها نمايش داده ميشه و صفحه نمايش خون آلود ميشه. هدف گيري زامبي ها بصورت خودكار انجام ميشه و سختي هدف گيري در مقايسه با Resident Evil يك‌ رو نداره.



    اين بازي داراي دو ديسك با سناريوي متفاوت هست كه ديسك اول Claire Redfield و ديسك دوم Leon S. Kennedy هست كه بعد از اتمام ديسك اول با هر شخصيت بازي A و B آزاد ميشه كه درست مسير بلعكس سناريوي اول هست كه به تمام سناريو ها مربوط هست. بعد از اتمام بازي مي تونيد بازي كوتاه و شخصيت و اسلحه هاي جديد رو آزاد كنيد. اين بازي در نسخه Dual Shock هم منتشر شده كه داراي بازي كوتاه Extreme Battle با Hunk و Tofu و آزاد كردن لباس و اسلحه جديد و قابليت پذيرفتن كد بي نهايت براي اسلحه ها هست. اين بازي در سال 1999 براي پورت PC تحت عنوان Resident Evil 2 Platinum منتشر شد كه شامل امكانات موجود در Dual Shock به اضافه گالري تصاوير هست. نسخه Sega Dreamcast اين بازي هم در همون سال منتشر شد كه تغييرات نسبي در نمايش درجه سلامتي شخصيت ها ايجاد شده بود، نسخه ژاپني Dreamcast كه Biohazard 2 Value Plus نام داره حاوي يك ديسك اضافي بود كه بازي دموهاي بازي Resident Evil - Code: Veronica و موسيقي متن مربوطه در ژاپن منتشر شده بود رو دربر داشت.



    نسخه Nintendo 64 هم در سال 1999 منتشر شد كه توسط Angel Studios (با نام فعلي Rockstar San Diego) تبديل شد، اين نسخه بر خلاف نسخه هاي ديگه داراي بازي كوتاه Extrame Battle نبود اما در عوض داراي محتوي منحصر به فردي از قبيل EX Files و آيتم هاي تصادفي و كنترل سخت، كنترل شخص اول و لباس هاي جديد بود. اين بازي در سال 2003 براي پورت Nintendo GameCube منتشر شد كه بصورت كامل همانند نسخه Dual Shuck براي كنسول Playstation 1 هست اما از تغييرات جزئي اون ميشه قابليت رد كردن ميان پرده ها و كيفيت بالاي گرافيك اون نام برد.



    Resident Evil 2 در سال 1996 بعد از انتشار Resident Evil 1 توسعه پيدا كرد، capcom تو اون زمان ساخت پروژه Resident Evil 2 رو كنار گذاشت اما مدتي بعد دوباره دست بكار شد،‌ نسخه بريده شده اين بازي تحت عنوان Resident Evil 1.5 بود كه Leon S.kennedy به همراه Elza Walker (بجاي Claire Redfield در نسخه كنوني) به عنوان شخصيت هاي اصلي بازي حضور داشتند، اين بازي تا حدود 65 تا 80 درصد كامل شده بود كه capcom از ادامه پروژه صرف نظر كرد،



    Resident Evil: The Darkside Chronicles نسخه بازسازي شده Resident Evil 2 هست كه براي كنسول Wii در سال 2009 منتشر شد.

    داستان: Story

    اين بازي از 29 سپتامبر 1998 در زماني كه T-Virus در شهر Raccoon پخش شده بود شروع ميشه كه Claire Redfield براي پيدا كردن برادرش Chris Redfield و Leon S. Kennedy به عنوان پليس شهر Raccoon، در اولين روز كار خودش وارد اين شهر ميشه، و بعد رويارويي با زامبي ها بصورت اتفاقي با همديگه آشنا ميشن، و سعي ميكنن به وسيله ماشين پليس از شهر فرار كنن كه در طي راه با كاميوني كه يك زامبي اون رو هدايت ميكرد تصادف ميكنن و مسيرشون از هم جدا ميشه، Claire Redfield در طي بازي با دختر بچه اي به نام Sherry Birkin (دختر دكتر Wiliam Birkin سازنده ويروس) و Leon با زني به نام Ada Wong (كه به دنبال دوست پسرش، John ميگشت) روبرو ميشه. Claire در ايستگاه پليس از طريق كتاب خاطرات Chris متوجه ميشه كه Chris براي جلوگيري از شيوع ويروس و مبارزه با Umbrella به اروپا رفته، Claire و Leon بعد از فرار از ايستگاه پليس با Annette Birkin (مادر Sherry) روبرو ميشن و متوجه ميشن كه شيوع اين ويروس به صورت اتفاقي بوده و دكتر Birkin قصد داشته G-Virus‌ رو به دخترش (Sherry) تزريق كنه كه بعد از اينكار خودش به يك موجود عظيم جثه تبديل ميشه (ويروس رو به خودش تزريق ميكنه)، و همچنين متوجه ميشن كه Ada Wong‌ جاسوس بوده. Annette به تصور اينكه Claire ماموريت دستيابي به Sample‌ ها رو داره تصميم ميگيره اون رو بكشه كه قبل از اينكار توسط شوهرش كشته ميشه و قبل از مرگش راه درمان Sherry رو به Claire ميگه. Ada و Leon هم با T-103 روبرو ميشن كه ظاهرا Ada توسط T-103 كشته ميشه و Leon موفق به نابودسازي T-103 ميشه. (T-103 همون ويروس تكامل يافته در بدن دكتر Birkin هست.)



    در انتهاي بازي Leon و Claire و Sherry به وسيله قطار موفق به فرار از اونجا ميشن و Birkin در انفجار كشته ميشه، Leon و Sherry به پايگاه نظامي ميرن و Claire به جستجوي برادرش در اروپا ادامه ميده.
    .Never Give up on Something You Really Want. It's Difficult to Wait, But More Difficult Regret
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •