رزیدنت اویل 2، بایوهازارد 2 یا رزیدنت ایول 2 (انگلیسی: Resident Evil 2) دومین بازی از سری بازی*های رزیدنت اویل است و در ادامه موفقیت خیره*کننده نسخه قبلی خود در سال 1998 عرضه شد. کپ*کام این بازی را ابتدا برای پلی*استیشن منتشر کرد ولی به دلیل اقبال گسترده برای پلت*فرم*های دیگر نیز منتشر کرد. این بازی یک بازی در سبک ترس و بقا است. همچون بازی گذشته این سری، در این بازی نیز گیمر می*تواند با دو شخصیت مختلف بازی را انجام دهد با این تفاوت که، در بازی پیشین شخصیت*های جیل ولنتاین و کریس ردفیلد از داخل بازی و قبل از شروع آن قابل انتخاب بودند ولی در بازی دوم این سری، هر شخصیت دارای یکبازی جداگانه است. به عبارتی دیگر کلیر ردفیلد و لیان اسکات کندی دو شخصیت اصلی بازی دوم هر یک دارای سناریوی جداگانه*ای هستند که در دو CD جداگانه قابل بازی هستند. وقایع این بازی نیز دیگر در یک عمارت مخوف و بزرگ نیست بلکه کل داستان در محدوده شهر راکون اتفاق می*افتد. داستان این بازی پیرامون نشت ویروس T در شهر راکون و تبدیل شدن اکثر شهروندان شهر به زامبی*های خون*آشام است. در این ماجرا، مسؤول اصلی این فجایع شرکت آمبرلا است که در بازی گذشته نیز نقش منفی آن مشخص شده بود.



شینجی میکامی کارگردان بازی قبلی این سری در این بازی به عنوان تهیه کننده فعال بود. کارگردانی این بازی را هیدکی کامیا برعهده داشت، او در بازی قبلی به عنوان یکی از طراحان اصلی بازی حضور داشت. نویسندگی بازی نیز برعهده نوبورو سوگیمورا نویسنده لید اصلی بازی قبلی بود.

وقایع این بازی در شهر راکون است و شخصیت*های اصلی بازی، برخلاف شخصیت*های بازی پیشین افرادی تازه*کار و بی*تجربه هستند. شهر به دلیل شیوع ویروس T همانند شهر مردگان متحرک شده است و همه شهروندان، حیوانات و موجودات زامبی و خون*آشام هستند. بازیکن می*تواند با استفاده از دو CD موجود، دو سناریوی مختلف را با دو شخصیت مختلف انجام دهد. هر دو سناریو، از لوکیشن*های یکسان برخوردارند ولی داستان و شخصیت*های حاضر در آن*ها متفاوت است. همچنین هر دو سناریو در برخی قسمت*ها با یکدیگر تداخل پیدا می*کند. این بازی از نظر فنی نیز نسبت به بازی اول پیشرفت کرده و در گرافیک بازی بهبود چشمگیری دیده می*شود. شخصیت*های سه بعدی از جزییات به نسبه بیشتری نسبت به بازی قبل برخوردارند و محیط*های بازی نیز گسترده*تر است. عرضه این بازی یک بار به دلایل فنی کنسل شده بود، زیرا بازی از نظر گرافیکی و پیشرفت، تفاوتی با بازی قبل نداشت. بازی کنسل شده که به نام Resident Evil 1/5 شناخته می*شود تفاوت*هایی با بازی نهایی عرضه شده داشته است. شخصیت زن بازی الزا واکر نام داشت و شخصیت*هایی مثل ماروین براناف نقش*های مهم*تری داشتند. به هرحال این بازی به دلایل مختلف کنسل شد و بازی نهایی رزیدنت اویل 2، با دو شخصیت کلر ردفیلد و لیان اسکات کندی، در محیطی بزرگ*تر، گرافیکی بهتر و داستانی متفاوت*تر عرضه شد.



داستان بازی

داستان این بازی در هر دو سناریو، از جایی نمایش داده می*شود که لیان اسکات کندی یا کلر ردفیلد به تازگی و به دلایل جداگانه وارد شهر راکون می*شوند. آن*ها با شهری مواجه هستند که شهروندانش دیوانه*وار به آن*ها حمله می*کردند و قصد کشتن آن*ها را داشتند. دلیل این رفتارهای شهروندان تا میانه*های بازی روشن نیست، اینکه به چه دلیل این همه شهروند به ویروس تی مبتلا و به زامبی تبدیل شده*اند. در میانه*های بازی مشخص می*شود که ویلیام برکین، یکی از مهم*ترین دانشمندان شرکت آمبرلا موفق به کشف یک ویروس جدید جهش*زا به نام ویروس G شده است. بیرکین با پیش*زمینه جاه*طلبی اسپنسر مدیرکل شرکت، که درگذشته دستور قتل دکتر مارکوس دیگر دانشمند شرکت خودش را داده بود و همچنین اهداف شخصی خودش، قصد داشت تا نمونه ویروس را به ارتش آمریکا بفروشد. اما اسپنسر پیش از هراقدامی، یک تیم از افراد HUNK را به آزمایشگاه فرستاد و پس از به قتل رساندن ویلیام بیرکین، ویروس*های G و T را با خود بردند. برکین پیش از آن*که بمیرد و در آخرین لحظه*ها، یکی از نمونه*های ویروس G را به خود تزریق کرد. این ویروس فوق*العاده قدرتمند تر از ویروس T بود. برکین بلافاصله به یک هیولا تبدیل شد و به تعقیب Hunk و تیمش پرداخت. او تمام افراد تیم را به جز خود Hunk از بین برد ولی اتفاق مهم*تر، شکسته شدن سرنگ*های ویروس T روی زمین بود. این ویروس بلافاصله توسط موش*ها خورده شد و آن*ها را به صورت خون*آشام در آورد. پس از این اتفاق، موش*ها ویروس را به ماموران فاضلاب شهر راکون انتقال دادند. مامورین خود به خون*آشام تبدیل شدند و رفته رفته و با هر گزشی از طرف این خون*آشام*ها، ویروس T به دیگران منتقل و به زودی تمام شهر مملو از زامبی شد.

در این شهر پر از زامبی و خون*آشام، لیان اسکات کندی به عنوان یک افسر پلیس تازه کار، برای ورود به اداره پلیس و کلر ردفیلد به عنوان یک دانشجو، برای دیدن برادرش کریس وارد شهر شدند ولی متاسفانه برای هردو، نه اداره پلیسی در شهر باقی مانده بود و نه کریس در شهر حضور داشت. بنابراین هردو تنها به فرار از این شهر جهنمی فکر می*کردند اما راه بسیار سختی در پیش رو داشتند. از طرفی هر دو در حین کمک به یکدیگر برای فرار از شهر، با افراد سالم نیز مواجه شدند، افرادی که هنوز به ویروس آلوده نشده بودند. کلر با شری برکین، دختر ویلیام و آنت برکین و لیان نیز با ایدا وانگ مواجه شده بود. شری دختربچه 12 ساله*ای بود که از پدر و مادر دانشمندش گریزان شده بود. والدین او که از بهترین دانشمندان شرکت آمبرلا بودند بیشتر وقت خود را در آزمایشگاه می*گذراندند. شری زیرکانه و سریع از میان زامبی*ها فرار می*کرد و مواجهه او با کلر به سودش تمام شد. کلر به او کمک می*کرد و زامبی*ها را از او دور می*کرد، او در میانه*های بازی توسط پدرش که دیگر به هیولا جهش یافته بود به ویروس G آلوده شد. کلر برای نجات او در آزمایشگاه زیرزمینی شهر راکون به دنبال آنت برکین گشت. آنت مادر او وقتی متوجه شد که دخترش به ویروس آلوده شده راه ساخت پادزهر را به کلر آموزش داد و از او خواست که به هر شکل ممکن دخترش را نجات دهد. کلر نیز با جستجو در محوطه آزمایشگاه ملزومات ساخت پادزهر را پیدا کرد و این دارو را ساخت. شری به موقع این پادزهر را دریافت کرد و از مرگ حتمی نجات پیدا کرد.

از طرفی لیان اسکات کندی، پس از ورود به اداره پلیس شهر راکون با ماروین براناف روبه*رو شد. افسر پلیسی که به شدت توسط زامبی*ها مجروح شده است. ماروین به لیان می*گوید که چنماه قبل کریس و جیل هشدار این فجایع را به برایان آیرونز، رئیس پلیس شهر داده بودند ولی مورداعتنا واقع نشد. او از این کار اظهار تاسف کرد و به لیان هشدار داد تا زا اتاق خارج شود، زیرا خودش نیز الآن آلوده به ویروس است و ممکن است هرلجظه به زامبی تبدیل شود. لیان پس از گرفتن یک کارت از او، اتاق را ترک می*کند. او درهای قفل شده اداره پلیس را باز می*کند و در اتاق*ها به دنبال بازمانده می*گردد ولی همه افسران پلیس به زامبی تبدیل شده*اند. در پارکینگ اداره پلیس، او با یک زن سرخ*پوش و مرموز به نام ایدا وانگ مواجه شد. ایدا به لیان گفت که نمی*تواند از شهر خارج شود چون باید یک خبرنگار زندانی به نام بن را ببیند. لیان به ایدا کمک کرد تا بن را پیدا کند، بن یک خبرنگار بود که از ترس زامبی*ها خود را در یک سلول در زیرزمین اداره پلیس حبس کرده بود. ایدا از بن در مورد "جان" پرسید، جان دوست ایدا و یک دانشمند شرکت آمبرلا بود که به گفته بن در حوادث عمارت اسپنسر کشته شده است. ایدا پس از شنیدن این موضوع به سرعت لیان و بن را ترک کرد و به بیرون دوید. بن به لیان راه فرا از شهر را یاد داد، این راه که از فاضلاب شهر می*گذشت درنهایت به ایستگاه قطار خروجی شهر ختم می*شد. لیان برای فرار از شهر و زامبی*ها با یک دشمن دیگر نیز روبه*رو بود، یک تایرانت به نام Mr.X در بعضی مواقع با لیان مواجه می*شد و لیان کار سختی برای شکست او داشت. لیان در ادامه باز هم ایدا را می*بیند، ایدا قصد ورود به آزمایشگاه زیرزمینی شهر را دارد و لیان نیز به او کمک می*کند. او هدف واقعی خود را از لیان مخفی نگه می*دارد، در واقع او یک جاسوس بود که قصد داشت تا یک نمونه از ویروس جی را با خود از شهر خارج کند. به همین منظور او به آزمایشگاه زیرزمینی رفت. در این محل، آنت برکین او را پیدا کرد و به سمت ایدا تیراندازی کرد ولی لیان بلافاصله در مسیر تیراندازی قرارگرفت و ایدا را نجات داد. او تنها دستش تیر خورده بود و همچنان زنده بود، ایدا نیز آنت را تعقیب کرد و او را به دام انداخت، هرچند موفق به ضبط ویروس جی نشد.

ایدا ویروس جی را از گردنبند شری برکین به دست آورد و پس از آن قصد فرار از شهر را داشت، ولی نمی*توانست لیان را نادیده بگیرد و چندبار جان او را نجات داد. گرچه او خود را از لیان مخفی می*کرد. مسیر نهایی داستان، زمانی بود که کلر و لیان به همراه شری خود را به ایستگاه قطار رساندند و پس از کشتن ویلیام برکین از شهر خارج شدند. ایدا وانگ نیز در انتهای بازی موفق به فرار از شهر شد.



گیم*پلی



گیم*پلی بازی رزیدنت اویل 2 تفاوت چندانی با نسخه قبلی ندارد. بازیکن کنترل شخصیتی را برعهده دارد که به وسیله دوربین سوم شخص دنبال می*شود. بازیکن می*تواند با فشار دادن دکه مربع سرعت حرکت شخصیت را به وسیله دویدن افزایش دهد. امکان استفاده از اسلحه*های گرم و سرد در بازی وجود دارد که روش به دست آوردن هریک متفاوت است. هر آیتم در صفحه آیتم*ها نگه*داری می*شود. در صفحه آیتم تنها می*توان 8 آیتم با خود همراه داشت که پس از به دست آوردن کیف، این عدد به 10 افزایش پیدا می*کند. بازیکن باید آیتم*های اضافه را در صندوق قرار دهد، هر آیتمی که در یک صندوق قرار بگیرد در صندوق*های دیگر نیز برای استفاده حضور خواهد داشت. صندوق*ها نیز معمولا در اتاق ذخیره بازی هستند.همچون بازی قبل ذخیره بازی از طریق ماشین تحریر است که برای هر مرتبه ذخیره بازی نیاز به یک واحد جوهر می*باشد. دشمنان بازی زامبی*ها هستند، انسان*ها، سگ*های زامبی، کلاغ*های زامبی و ... که بسیار جان سخت ولی کند هستند. بازیکن در حالت معمولی دسترسی محدودی به خشاب و اسلحه دراد ولی برخلاف بازی پیشین، امکان زدن چیت کد و ترفندهای مختلف قرار داده شده تا بازیکن بتواند از اسلحه*ها و مهمات بیشتری برخوردار باشد. بازیکن پس از هر ضربه یا حمله دشمن، از خط عمرش کم می*شود، همچون بازی قبلی، خط عمر با استفاده از نمایش ضربان قلب در صفحه آیتم*ها قابل مشاهده است و در چند حالت مختلف نمایش داده می*شود. سبز، خط عمر کامل، زذد خط عمر متوسط، قرمز خط عمر وخیم و بنفش خط عمر سمی شده. برای افزایش خط عمر بازیکن می*تواند از گیاهان رنگی یا اسپری ها استفاده کند.


گرافیک



پس از موفقیت بازی Resident Evil، ساخت ادامه برای آن قطعی بود. تیم سازنده بازی قبل یک بار بازی دوم را تا آخرین طراحی کرد ولی در نهایت از انتشار آن منصرف شد، زیرا بازی ساخته شده تفاوت فنی و گرافیکی چندانی با نسخه قبل نداشت و از نظر این تیم باید کار بیشتری صورت می*گرفت. رزیدنت اویل 2 نهایی به صورت ملموسی از گرافیک بالاتر و جزییات بهتری نسبت به نسخه قبلی برخوردار بوده است. شمایل شخصیت*های سه بعدی، تنوع دشمنان و محیط*ها که بیشتر در داخل یک شهر اتفاق می*افتد همگی نسبت به بازی قبلی پیشرفت داشته است. بازی در شهر راکون اتفاق می*افتد. این شهر به خوبی و با رنگ*بندی مناسبی طراحی شده است و اتفاق افتادن بیشتر داستان بازی در تاریکی شب، نورپردازی مناسبی را مدنظر قرار داده است. صفحه آیتم*ها و نقشه*ها نیز نسبت به نسخه قبل به کلی تغییر کرده است.



طراحی و ساخت



شروع ساخت این بازی تنها یک ماه بعد از پایان ساخت بازی قبلی در سال 1996 بود. اما به هرحال ساخت ورژن اولیه بازی پس از مدتی پیشرفت متوقف شد. در بازی کنسل شده، به جای او شخصیت کلیر ردفیلد یک دختر دیگر به نام الزا واکر حضور داشت. در این بازی، لیان نیز یکی از دو نقش اصلی را به عنوان شخصیت قابل بازی ایفا می*کرد. شرکت آمبرلا به خاطر تحقیقات غیرقانونی*اش بسته شده بود. ماروین براناف یکی از شخصیت*های مهم در بازی بود و باید برای نجات او واکسن تهیه می*شد. ایدا وانگ نیز در این بازی درابتدا با نام لیندا معرفی می*شود و خود را یکی از محققان سابق آمبرلا معرفی می*کند. الزا نیز خط داستانی شری برکین و ویلیام برکین را دنبال می*کرد. با این حال این بازی درنهایت کنسل شد و با عنوان Resident Evil 1.5 شناخته شد. بازی کنسل شده بیشتر ر داخل شهر راکون بود و از لحاظ گرافیکی هیچ پیشرفتی نسبت به نسخه قبل نداشت و حتی بدتر شده بود، این به خاطر افزایش تعداد لوکیشن*ها و حجم کلی بازی بود که به کیفیت تکسچرها نیز تاثیر وارد کرد؛ از طرفی میکامی قصد داشت تا این نسخه را به عنوان آخرین بازی این سری معرفی کند ولی درنهایت با مخالفت روبه*رو شد. بنابراین ساخت بازی نسخه دوم مجددا و از ابتدا شروع شد که درنهایت رزیدنت اویل ۲ کنونی نتیجه آن است.



موسیقی و صداگذاری



موسیقی متن این بازی توسط ماسامی یوئیدا، شوساکو یوچیاما و شون نیشیگاکی ضبط شده است. این سه نوازنده هر یک روی بخشی از موسیقی کار می*کردند؛ درحالی که یوئیدا متن گلی و رهبری کار را برعهده داشت، یوچیاما موسیقی*های ترسناک و دربرگیرنده فضاهای رعب*آور را کار می*کرد. موسیقی متن این بازی به عنوان یک بازی در سبک ترس و بقا، آمیخته با ضرباهنگ*های کند و مرموز در فضاهای بسته و تند در فضاهای شلوغ و باز است. درمجموع موسیقی این بازی به خوبی مکمل اصل بازی و گیم*پلی آن است و با ظرافت زیادی کار شده است. صداگذاری زامبی*ها، دشمنان اصلی بازی به زیبایی کار شده*اند و حس یک مرده متحرک را به خوبی به گیمر القا می*کنند. صداگذار شخصیت لیان اسکات کندی، پل حداد و صداگذار کلیر ردفیلد نیز آلیسون کورت می*باشد.