ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





مهمان گرامي
براي مشاهده تالار با امکانات کامل ، دانلود محتویات و عکس ها و شرکت در مباحث ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کرده و ایمیل فعالسازی فرستاده شده را تایید کنید .
سايت فارسی Horror Games - بازی های ترسناک
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/07/07
    محل سکونت
    Graveyard
    سن
    18
    نوشته ها
    29
    16
    کاربر تازه وارد

    Post داستان God of War III

    داستان کامل بازی god of war 3

    پس از ماجراهای God of War II، کریتوس، «گایا» و سایر تایتان*ها از کوه المپ بالا می*روند تا خدایان این کوه را نابود کنند. «پسایدون» خدای دریا تصمیم می*گیرد تا در مقابل تایتان*ها بایستد و به آنها حمله می*کند، اما توسط کریتوس و گایا کشته می*شود. با مرگ پسایدون اقیانوس*ها متلاطم می*شوند و سیل دنیا را فرا می*گیرد. وقتی کریتوس و گایا به قله*ی کوه می*رسند به سمت زئوس حمله*ور می*شوند، اما او آنها را از بالای کوه به پایین پرتاب می*کند. گایا به دامنه*ی کوه چنگ می*زند و خود را نگه می*دارد، اما با این تصور که کریتوس تنها یک بازیچه برای انتقام تایتان*ها است، از نجات دادن او سر باز می*زند.

    کریتوس به رودخانه*ی استیکس، جایی که شمشیر المپ را از دست داد سقوط می*کند. در آنجا ارواح عالم مردگان او را تضعیف می*کنند و تیغ*های آتنا را نابود می*سازند. کریتوس پس از بالا رفتن از رودخانه با روح آتنا، که قبلا خود را برای نجات زئوس از دست کریتوس قربانی کرده بود مواجه می*شود. او به کریتوس می*گوید که قربانی شدنش باعث شده تا به هستی بالاتری برسد و حقایقی را ببیند که قبلا قادر به دیدن*شان نبود. آتنا همچنین تاکید می*کند تا زمانی که زئوس حکمران است، هیچ امیدی برای نجات بشریت وجود ندارد. او سپس تیغ*های تبعید را به کریتوس می*دهد و به او یادآور می*شود که برای نابود کردن زئوس ابتدا باید شعله*ی المپ را خاموش کند.
    Zeus

    کریتوس پس از پیدا کردن سه قاضی عالم مردگان و زنجیره*ی تعادل، با روح پاندورا مواجه می*شود. پاندورا در ابتدا کریتوس را به یاد دخترش «کلایوپ» می*اندازد، اما از کمک کردن به او منصرف می*شود و به راهش ادامه می*دهد. او سپس «هفستوس»، آهنگر افسانه*ای را می*بیند و با پس گرفتن شمشیر المپ موفق می*شود «هیدیز»، همان کسی که ارواح عالم مردان توسط او رها شده بودند را به قتل برساند. پس از کشتن هیدیز، کریتوس تصمیم می*گیرد تا روح کلایوپ را پیدا کند، اما آتنا به او تذکر می*دهد که ماموریت مهمتری دارد و باید هرچه زودتر عالم مردگان را رها کند. بنابراین کریتوس به سمت المپیا حرکت می*کند و در آنجا با گایای زخمی مواجه می*شود. گایا از کریتوس درخواست کمک می*کند، اما او بازوی گایا را قطع می*کند و باعث می*شود که او پایین کوه المپ سقوط کند و نابود ظاهرا نابود شود.
    کریتوس به بالا رفتن از کوه المپ ادامه می*دهد و در مسیرش دشمنان مختلفی را از پیش رو برمی*دارد. از جمله*ی این دشمنان تایتانی به نام «پرسس» و «هیلیاس»، خدای خورشید هستند که با مرگ او دنیا در تاریکی ابدی فرو می*رود. کریتوس در ادامه با «هرمس» مواجه می*شود. هرمس به خاطر گناهان گذشته*ی کریتوس او را سرزنش می*کند و به همین دلیل توسط او مورد تعقیب قرار می*گیرد. کریتوس با دنبال کردن هرمس به تالار شعله می*رسد و در آنجا متوجه می*شود که جعبه*ی پاندورا در داخل شعله*ی المپ قرار دارد و کلید موفقیت ماموریت او است. در این زمان آتنا ظاهر می*شود و به کریتوس می*گوید که شعله*های اطراف جعبه فقط توسط پاندورا از بین می*روند. کریتوس سپس هرمس را به چنگ می*آورد و او را نابود می*کند.
    Athena

    در ادامه کریتوس با «هرا» ملاقات می*کند و از او می*خواهد که مکان پاندورا را نشانش بدهد. هرا این کار را نمی*کند و به جای آن «هرکول»، برادرخوانده*ی کریتوس را احضار می*کند تا با او بجنگد. هرکول و کریتوس با یکدیگر درگیر می* شوند و طی نبردی سخت، هرکول کشته می*شود.
    سپس کریتوس با «آفرودیت»، الهه*ی زیبایی که در نبرد المپ کاملا بی*طرف است مواجه می*شود. آفرودیت با فریب دادن کریتوس، او را از طریق دروازه*ی هایپریون نزد همسر سابقش هفیستوس می*برد. هفیستوس آهنگر که قصد دارد تا کریتوس را از بین ببرد، او را به تاتاروس می*فرستد تا سنگی افسانه*ای را که برای ساخت یک سلاح قدرتمند لازم است پیدا کند. کریتوس «کرونوس» را پیدا می*کند، او را از بین می*برد و با پیدا کردن سنگ افسانه*ای نزد هفیستوس بازمی*گردد. هفیستوس سلاح مورد نظر را می*سازد، اما سعی می*کند تا خودش کریتوس را نابود کند. او قبل از کشته شدن به دست کریتوس می*گوید که پاندورا در لابیرنت زندانی شده است.

    کریتوس مجددا از دروازه*ی هایپریون استفاده می*کند و خود را به باغ هرا می*رساند و او را نابود می*سازد؛ سپس برای پیدا کردن پاندورا به سمت لابیرنت حرکت می*کند. کریتوس پس از حل کردن یک پازل موفق می*شود پاندورا را آزاد کند. پاندورا به کریتوس می*گوید که برای دسترسی به جعبه، او باید زنجیره*ی تعادل را پاره کند. کریتوس این کار را انجام می*دهد و سپس پاندورا سعی می*کند تا وارد شعله*ی المپ شود، اما در همین لحظه زئوس از راه می*رسد. در حالی که کریتوس و زئوس با یکدیگر می*جنگند، پاندورا خودش را قربانی کرده و شعله را خاموش می*کند. کریتوس پس از باز کردن جعبه، آن را خالی می*بینید و با مشاهده*ی خنده*های تمسخرآمیز زئوس به او حمله می*کند. ناگهان گایا از راه می*رسد و تلاش می*کند تا هر دوی آنها را نابود کند، اما کریتوس و زئوس به شکافی که درون سینه*ی گایا وجود داشت پناه می*برند و به نبرد خود ادامه می*دهند. کریتوس با استفاده از شمشیر المپ، زئوس را به قلب گایا می*دوزد و هر دو دشمنش را نابود می*کند.
    Pandora

    وقتی کریتوس در حال بازگشت بود، دوباره توسط روح زئوس مورد حمله قرار می*گیرد و این بار هوشیاری خود را از دست می*دهد. او در داخل ذهن خودش و توسط پاندورا نجات پیدا می*کند و سپس به کمک روح همسر و دخترش، از گناهان گذشته پاک می*شود. پس از اینکه بارقه*های امید در دل کریتوس زنده می*شوند، هوشیاری*اش را به دست می*آورد و با حمله به زئوس، او را برای همیشه نابود می*کند و به فرمانروایی خدایان المپ خاتمه می*بخشد.
    در پایان آتنا دوباره ظاهر می*شود و از کریتوس می*خواهد تا آنچه را که در داخل جعبه یافته است به او بدهد. آتنا باور نمی*کند که جعبه خالی بوده و توضیح می*دهد زمانی که زئوس شیاطین را در داخل این جعبه زندانی می*کرد، او نیز امید را درون آن قرار داده است، چون می*دانست که یک روز درِ جعبه گشوده خواهد شد. سپس آتنا احتمال می*دهد هنگامی که کریتوس برای نابود کردن «آرس» جعبه را باز کرده است، شیاطین از آن خارج شده* و خدایان را آلوده کرده*اند و امید نیز به درون کریتوس منتقل شده است. آتنا از کریتوس می*خواهد تا قدرتش را به او بازگرداند، چون او می*داند که چطور دنیا را نجات بدهد، اما کریتوس که به آتنا اعتماد ندارد می*گوید که انتقامش را به سرانجام رسانده است و با فرو کردن شمشیر المپ به درون بدن خود، امید را به دنیا بازمی*گرداند. آتنا که از این کار کریتوس به شدت عصبانی می*شود، شمشیر را از بدنش خارج می*کند و او را رها می*نماید.
    در صحنه*ی پایانی بازی می*بینیم که یک رد خون از شمشیر المپ کشیده شده است و این یعنی سرنوشت کریتوس مبهم باقی می*ماند.

    [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند ! ]

    گام نخست را با ایمان بردار. نیازی نیست همه پلکان را ببینی. فقط گام نخست را بردار. به خودت اعتماد داشته باش.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •