داستان بازی به ۶ سال پس از رویدادهای پس از نابودی شهر راکون مربوط می*شود. شخصیت اصلی بازی لیان اسکات کندی است که در سری دوم بازی رزیدنت ایول در کنار کلر ردفیلد بود. در پایان آن بازی، لیان اس. کندی مجبور شد تا برای دولت ایالات متحده کار کند. مدتی بعد و پس از ورود به تیم حفاظت از رئیس جمهور ایالات متحده و خانواده*اش، باید نخستین مأموریت خود را در قالب این مسئولیت جدید انجام دهد. اشلی گراهام، دختر رئیس جمهور آمریکا، توسط گروهی نامشخص ربوده شده است. لیان وظیفه دارد او را نجات داده و به وطن بازگرداند. اطلاعات جاسوسی نشان می*داد که دختری که بسیار شبیه اشلی است در یک دهکده روستایی دیده شده است. لیان خود را به این دهکده روستایی بی*نام در یک قسمت نامشخص در اروپا (در بازی به طور صریح نام اسپانیا نمی*آید ولی بنابر شواهد به احتمال فوق*العاده زیاد اسپانیا است) می*رساند و با پیشبرد داستان مشخص می*شود که گروهی مذهبی به نام «لوس ایلامینادوس» (به فارسی: برترین روشن*فکران)، اشلی گراهام را ربوده*است. این گروه مذهبی، برای گسترش پیروان خود از انگل لاس پلاگاس (به فارسی: آفت و بلا) استفاده می*کرد. کنترل کامل فکر و رفتار هر موجودی که به این انگل مبتلاست، در اختیار رهبران گروه لوس ایلامینادوس خواهد بود. مبتلایان به این انگل، دیگر یک زامبی نیستند؛ آنها لوس گانادوس نام دارند. اسموند سدلر رهبر اصلی این گروه در سدد بود، تا به این وسیله مذهب خود را گسترش دهد و توازن قدرت در دنیا را از دولت آمریکا گرفته و به خود منتقل کند، به همین دلیل گروه مذهبی او دختر رئیس جمهور آمریکا را ربودند تا با وارد کردن انگل به بدن او، قدرت خودشان را به رخ دولت آمریکا بکشانند. لیان در ادامه با شخصی به نام لوئیس سرا آشنا می*شود که پیش از این یک پلیس در شهر مادرید بود، اما اینک به عنوان یک دانشمند برای گروه لوس ایلامینادوس کار می*کند. البته لوئیس از همکاری با این گروه دست می*کشد و برای نابودی آن، به لیان کمک می*کند. سرانجام لیان، اشلی را پیدا می*کند و به همراه او در تلاش برای خروج از آن مکان برمی*آید. لیان در جریان تلاش خود، تمام پیروان انگلی این مذهب را به همراه رهبرشان نابود کرده و سرانجام با اشلی به سمت وطن برمی*گردد.
نکته*های دیگر دربارهٔ داستان این بازی حضور ایدا وانگ و جک کراوزر در بازی است. ایدا همانند داستان رزیدنت ایول ۲ مأموریتی از طرف وسکر داشت. او باید نمونه انگل لاس پلاگاس را برای سازمانی مخفی که برای آن کار می*کند به دست می*آورد. او سرانجام موفق به این کار شد؛ پس از نابود شدن سدلر نمونهٔ انگل به دست لیان افتاد اما ایدا با تهدید، آن را از لیان گرفته و سپس فرار می*کند. جک کراوزر نیز که پیش از این در یک مأموریت در کنار لیان بود، اینک برای سدلر فعالیت می*کند. او در نهایت پس از چند مبارزه با لیان کشته می*شود؛ این سرانجام او نبود و کراوزر سرانجام توسط ایدا نابود می*شود. لوئیس نیز، پس از دراختیار گذاردن قرص*های مخصوصی به لیان، جان خود را از دست می*دهد. او به شدت توسط سدلر مجروح شده بود.

نویسنده:RAYAN
منبع:Reidentevil.wiki.com