POP 1: The Sands of Time


در شاهزاده ایران: شن های زمان بازیکن در نقش شاهزاده ایران است.
پدر او برای قدردانی از ماهاراجا به یکی از شهرهای نزدیک به نام آزاد یورش برده و ساعت زمان را ربوده تا برای ماهاراجا به عنوان هدیه دوستی ببرد. بازی از حمله به دشمن برای تصاحب ساعت شروع میشود. بازیکن در این حین خنجر زمان را پیدا کرده و با خود میبرد، و در ضمن بازیکن شاهزادهٔ آن شهر یعنی فرح را نیز می رباید.
شاهزاده ساعت زمان را برای ماهاراجا برده و وزیر ایران (که نقشه حمله را کشیده است) به او میگوید که خنجر زمان را در داخل ساعت کرده تا قدرت آن را مشاهده کنید. اما این کار او باعث آزاد شدن قدرت شیطانی ساعت زمان شده و همه اطرافیان به هیولاهایی زشت تبدیل شده و شاهزاده مجبور میشود همه آنها را از بین ببرد.
سپس او باید به فکر چاره ای باشید. وزیر سعی میکند که خنجر را از شاهزاده بدزدد، ولی او از دست وزیر فرار میکند.
شاهزاده فرح را پیدا کرده و از او کمک میخواهد، زیرا او با این طلسم آشناست و به شاهزاده کمک میکند تا آن را خنثی کند. شاهزاده باید خنجر را در ساعت زمان وارد کند تا همه چیز به حالت عادی برگردد و زمان به عقب بر میگردد.
او یک بار این فرصت را دارد تا قدرت شن ها را از کار بیاندازد و زمان را به عقب برگرداند، اما این فرصت را از دست میدهد، آن هم فقط به خاطر بی اعتمادی به فرح، اما در دفعه بعد فرح از ارتفاع افتاده و میمیرد و او خود را مسئول دانسته و خنجر را در ساعت زمان میکند.
زمان به عقب برگشته و شاهزاده خود را در اتاق فرح با وی پیدا کرده و ناگهان وزیر ظاهر شده و با او میجنگد تا خنجر را بگیرد ولی شاهزاده او را میکشد و همه چیز به اتمام میرسد، حتی پدرش نیز دوباره زنده می*شود.